شاعر شعرهای من(2) – کاغذهای خط خطی

شاعر شعرهای من(2) – کاغذهای خط خطی

(20/1/1391-424)

 

 

 حالا که نیستی

من برای هوا شعر می‌گویم

 

            آنقدر که

                      عطر یادت/ یاد تو هر جا پیچیده.

 

حالا که نیستی برای هوا شعر می‌گویم

از بس که عطر تو هر جا پیچیده

 

آنقدر که هر جا که رو می‌کنم عطر تو پیچیده

.............................................................................

 

انگار،

 که نه،

 بی شک (شک ندارم)

من با دیوار حرف می‌زنم

از روزی که رد تو تنها در قاب خالی بر روی آن مانده.

 

هر چه می‌گویم

با دیوار حرف می‌زنم

از روزی که تو را تنها دیگر در قاب روی آن یافتم.

از روزی که تو را  دیگر در قاب روی آن یافتم.

 

......................................................................

 

گیرم که نباشی

 

     با یادت چه کنم؟

 

 

 

/ 11 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
متا

سلام بر تو كه خود سلامي و سلامت بخش[گل] هميشه و همه جا خير و بركت و آنچه خير است را برايت آرزومندم . شعرهايت را هم دوست دارم ، اي خوش كلام و خوشفكر . [گل]

میثم ب

خوش مرام، که بلند بلند فکر می کنی و کوشش چیدن این لبریخته های جوششی را کتمان نمی کنی :)

مرصادي سابق

سلام برادر انشالله روح حضرت مادر در ايام حزن حضرت انسيه با خانم (س) محشور باشه يا حق

برادر

سلام وعرض ادب وتبریک سال نو ازدیرآمدنم ژوزش وازاینکه لینک فیلترشده ام رایادگاری داریدتشکر می کنم به یادت هستم ودعایم کن

هیام

سلام دعوتید به خوانش خودکشی[لبخند]

شبخوان

گیرم که نباشی یادت را چه کنم؟