ما را رها کنید در این رنج بی‌حساب                با قلب پاره‌پاره و با سینه‌ای کباب

عمری گذشت در غم هجران روی دوست           مرغم درون آتش و ماهی برون آب

/ 5 نظر / 7 بازدید
میثم ب

[گریه]

مهرداد نصرتی

سلام استاد و شیخنا آقا بازم که زدی تو کار ژانر سلوک دارها.آقا ریش و سبیلت هم قشنگه[نیشخند] اما از شوخی گذشته.پرت شدم تو دهه هفتاد و این چهره که برام این طوری آشناتره.هر چند مثل خودم داره یه دور نمای پیری رو نشون می ده.فدای تو مهدی جان.

متا

سلام[گل] ما خراب غم و خمخانه ز می آباد است ناصح از باده سخن گو که نصیحت باد است خیز و از شعله می آتش نمرود افروز خاصه اکنون که گلستان٬ ارم شداد است [گل] [گل] [گل]

متا

سلام[گل] ما خراب غم و خمخانه ز می آباد است ناصح از باده سخن گو که نصیحت باد است خیز و از شعله می آتش نمرود افروز خاصه اکنون که گلستان٬ ارم شداد است [گل] [گل] [گل]