من؟ ما؟ / چه کسی؟ چه چیزی؟

 

اِسْمَع مَا قال وَ لا تَسْمَع مَن قال.

 

 

اُنْظُر اِلی مَا قال وَ لا تَنظُر الی مَن قال.

 

 

 این توصیه که به آن‌چه  که گفته می‌شود توجه کن، تا این که چه کسی می‌گوید، در جای خود، تذکری به‌جا و صحیح است؛ یعنی ما نباید که هر گفته‌ای را تنها و تنها به صرف گوینده‌ی آن نفی کنیم؛ یا این که هر سخنی را که به فردی نسبت داده می‌شود، تنها به اعتبار آن فرد، بپذیریم. اما این، تمام موضوع نیست و باید به موضوع دیگری نیز توجه کرد؛ برای مثال علم رجال یا برخی دیگر از دانش‌های مورد استفاده در علوم مربوط به حدیث، این امر را یادآوری می‌کند که گاهی، خود فرد گوینده نیز ممکن است که، در قضاوت ما درباره‌ی گفته، مؤثر باشد. مقایسه کنید که شنیدن کلام "انا الحق" از حلاج، برای ما تصویر و تصوری را ایجاد می‌کند که در راستای عبودیت محض و فنای فی الله است؛ اما وقتی کلامی که دربردارنده‌ی مفهوم "انا الحق" است، را از کسی که قائل به "اصالت وجود" است(یک فرد اگزیستنسیالیست) بشنویم، برداشتی کاملاً متفاوت یا متضاد خواهیم داشت.(مفاهیم شبیه مفهوم ‌انا الحق، در نزد اگزیستنسیالست‌ها، اصالت خود است در برابر اصالت خدا؛ البته پیروان این مکتب به دو گروه تقسیم می‌شوند که بخشی خدا باور هستند ولی عمده‌ی افراد شناخته‌تر شده‌ی این مکتب، غیر الهی هستند و اصالت وجود را با وجود خداوند، سازگار نمی‌دانند- در این نوشته از ذکر دلایل مورد نظر هر یک از این دو گروه، صرف نظر می‌کنیم)   

 

 

  درباره‌ی حدیث(و حتی هر نقل قول دیگر)، بررسی دو موضوع "سندیت و دلالتِ" آن مهم است؛ "سندیت"، یعنی این‌‌که آیا واقعاً این کلام، بیان یک معصوم است(یا گفته‌ی فردی که به او نسبت می‌دهند هست یا نه) و در واقع می‌توان به کسانی که حدیث را نقل کرده‌اند(سلسله راویان حدیث) اعتماد کرد یا نه. "دلالت" هم به این معنی است که، این کلام معتبر از نظر سند، چه مفهومی را دربر دارد و مقصود گوینده چه بوده است.

 

 

  پس همیشه نمی‌توان که یک گفته را صرفاً به علت گوینده‌ی آن، مطلقاً نفی کرد و از سوی دیگر نیز، واقعیت کلی یک نفر، ممکن است که ما را در درک دقیق‌تر مفهوم گفته‌ی او یاری برساند.

 

 

 

 

 

   + مهدی رزاقی - ٤:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱٩ خرداد ۱۳۸٦