کاغذهای خط ‌خطی(2)- در آرام دریای چشمت/ ادب عشق

کاغذهای خط ‌خطی(2)- در آرام دریای چشمت/ ادب عشق/ آداب الصلاة/ مقصد، ناکجا/ شهد شهود/ شهید شهود/ شاهد شهید/ شهید شاهد

 

 

 

 

شاهدان گر دلبری زین سان کنند

 

زاهدان را رخنه در ایمان کنند(حافظ)

 

 

 

 

پاره‌ی تن! تکه‌ی جان!

 

پاره‌ی جگر! جدا افتاده‌ی جان

 

 

 

 

صدایت می‌کنم، نمی‌شنوی مرا

 

نگاهت می‌کنم، نمی‌بینی مرا.

 

 

 

 

مرا، تو، من شده‌ای

 

تو، هیچ نمی‌شناسی مرا.

 

 

 

 

تو در چشمانم، نمی‌بینی تو را

 

من به چشمانت، تو می‌بینم مرا.

 

 

 

 

من تنیده‌ام، همه مرا در تو

 

تو،      ...

 

شبیه هیچ نگاری،

 

 به سان "لا" می‌انگاری... مرا

 

...

 

نه، چه می‌گویم؟

 

تو هیچ هم، نمی‌پنداری مرا.

 

 

 

 

من هر طلوع صبح،

 

من در آیینه، تو می‌بینم مرا

 

تو یک بار هم، ندیدی مرا.

 

 

 

 

کشته‌ی چشمان تو ام

 

مرده مپندارم* / (مرده مپندار مرا؛*)

 

به یادم آر در "ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله".*

 

 

 

 

"روزی*"‌ام می‌دهی از چشمان خویش/ ( "روزی*"‌ام می‌دهی از چشمان خویش، ناخودخواه.(به دور از خودخواهی/ ناخود خواسته؟!))

 

رسم تو نیست، نپروری کشته‌ی خود را./ (رسم تو نیست، نپروری بنده‌ی  خود را./ رسم تو نیست، نپروری آفریده‌ی خود را)

 

 

 

 

ها! دانستم.

 

ها! دانستم.

 

در آیین تو نیست، رسم خودبینی

 

گلایه چه کنم، چون نبینی خود را.

 

(ها! دانستم

 

ها! دانستم

 

نبود در آیین تو، خودبینی

 

گلایه چه کنم؟         گر نبینی، این،"تکه‌ی" خود را.

 

گلایه چه کنم؟که چرا نمی‌بینی مرا؟

 

گلایه چه کنم، چون(چگونه است که) نمی‌بینی مرا؟

 

گلایه چه کنم، گر نبینی خود را.)

 

 

 

 

-این که این نوشته‌ها را کاغذهای خط‌خطی نامیدم، از همین موضوع هم نشأت می‌گیرد که چیزی را حذف نکردم و دلیل تکرار بعضی قسمت‌ها نیز، همین است و می‌توان برخی از آن‌ها را به دلخواه خط زد و یکی را انتخاب کرد.

 

- کاغذهای خط‌خطی می‌تواند ناشی از این نیز باشد که، آدمی چیزی را می‌نویسد و اما بعد آن را نمی‌پسندد، یا درست نمی‌داند و یا ... و آن‌ها را خط می‌زند(خط زدن همه‌ی آنچه که در یک متن، نوشته است). آن مجموعه‌ها را می‌توان "کاغذهای مچاله" نیز نامید.(مثل کاغذهای خط‌خطی(1) که در مضمونش هم همین معنی مشخص است)

 

- شاهد: هم به معنی زیبا و شیرین‌روی به کار رفته است و هم به معنی مشاهده کننده.

 

 

 

 

* "و لا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتأ"؛ بل احیاء عند ربهم یرزقون: و  کسانی را که در راه خدا کشته شده‌اند، "مرده مپندارید"؛ بلکه زنده هستند و نزد پروردگارشان "روزی" دریافت می‌کنند.

 

العبد، مهدی رزاقی.

 

مراحل هفت‌گانه‌ی سلوک(به روایتی): طلب/ عشق/ معرفت/ استغنا/ توبه/ حیرت/ فنا(فنای فی الله و بقای بالله)

 

معرفی چند کتاب:

 

اسرارالصلوة(الصلاة)- میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

 

رساله لقاء الله- میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

 

سر الصلاة- روح الله الموسوی الخمینی

 

المراقبات- میرزا جواد آقا ملکی تبریزی

 

   + مهدی رزاقی - ۱۱:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱٢ خرداد ۱۳۸٦