پیشکش عصمت صغری، زینب کبری،بانوی حماسه و عاطفه؛ به بهانه‌ی زاد روز حضرتش

 

 

 

 هفته گذشته(بیست و چهارم اردی‌بهشت) مصادف بود با سالروز صدور حکم تحریم تنباکو در سال 1۲70 خورشیدی توسط میرزا حسن شیرازی. یکی از بارزه‌های شیعگی، همین بیداری، تیزبینی و انتقاد از حکومت و مراقبت از عملکرد حاکمان بوده است. میرزای شیرازی بر حاکمانی نهیب برمی‌کشد که خود را سایه خداوند می‌دانستند.

 

 عالمان دینی با حفظ استقلال خود از دستگاه حکومتی و وام‌دار نبودن در برابر غیر، چشم می‌گشایند و آن‌جا که می‌شاید فریاد بر‌می‌آرند.

 

 در سوی دیگر این حرکت، مردمانی قرار داشتند که با اعتماد به دین‌آگاهان و نیک‌خواهان، به نام ایمان و برای ایران، حتی آن زنانی که در حریم و حرم ظل‌اللهی سلطان قرار داشتند، رو در روی خواست شاه می‌ایستند و قلیان‌ها را می‌شکنند تا نمادی از ایستادگی باشد، تا تالبوتها و ... به تاراج و چپاول این بر و بوم نپردازند و بر پاکی این وطن، مکرر دست نیازند.

 

 میل به نیکی، حقیقت و زیبایی اموری فطری هستند و در نهاد بشر به ودیعه گذارده شده‌اند؛ گرچه که این آیینه‌ها را هم زنگارهایی هست، اما نباید فراموش کنیم که برای پاک کردن غبار آیینه، نباید که آن را شکست یا برای حل مسأله، نشاید که صورت پرسش را پاک کرد. عالمان دینی زمانی که در میان توده مردم و از آن‌ها هستند، زمانی که عالمان عامل هستند، دم و نفسشان اثر گذار و حقیقت نماست و این چنین است که توده مردم، حتی آنهایی که در سایه تفرعنی حاکمانی که خود را ظل الله می‌دانند، جای دارند، حکم این دین‌شناسانِ دین‌مدار را به گوش جان می‌نیوشند و جامه عمل می‌پوشند.

 

 فراموش نکنیم که همیشه، آسان‌ترین راه حل، بهترین آنان نیست. مخاطب اصلی ایمان، وجدان و فطرت است و یادآوری(ذکرِ) همین گهرهای ودیعه گذارده شده در نهاد آدمی، از رسالت‌های پیامبران است. پس "دین‌داری" را نباید امری تشریفاتی، فرمایشی یا صرفاً نمایشی(تظاهری) پنداشت و  از سر فترت گمان برد که اگر با ابلاغیه و صدور دستورالعمل، به "دین‌نمایی"، یا ستر و پنهان نمودن مظاهر غیر دینی یا ضد دینی رسیدیم، به جامعه‌ای ایمانی رسیده‌ایم؛ هیهات.

 

ان ‌شاء الله اگر مجالی باشد بیشتر در این باره خواهیم گفت. به یاری خدا

 

و یادی هم می‌کنم از دو کتاب "قصد و عدم وقوع" و "نان و کتابِ" استاد محمدرضا حکیمی.