شعر

شعر

 (23/5 /1393-464)

 

گریه می‌کنم تا شعر در من نمیرد

 

غزلی سراغم نمی‌آید

قصیده‌ای مرا نمی‌خواند

 

ای دریغ از دو بیت

 مفرده‌ای حتی

انگار به سوگ خود نشسته‌ام

در رثای غزل

در عزای شعر

در ماتم خود گریه می‌کنم

گریه می‌کنم چنانکه گویی "شعر-مرده‌ام"

 

هر چه بر این مصراع می‌کوبم

دری به رویم گشوده نمی‌شود

انگار دیگر کسی در این بیت نیست

 

العیاذ بالله

معاذ الله

و نعوذه به

   + مهدی رزاقی - ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ ; ٢۳ امرداد ۱۳٩۳