اصطلاحات فقهی (7)

اصطلاحات فقهی (7)

(3/9/1391-440)

 

روابط در اسلام

رابطه انسان با خدا

رابطه انسان با خویش

رابطه انسان با دیگران

رابطه انسان با طبیعت و محیط

اجزا شریعت در اسلام

اعتقاد(اصول دین): ایمان به وحدانیت خدا، نبوت، معاد(اصول مشترک)، عدل و امامت(اصول غیر مشترک بین شیعه و غیر آن)

اخلاق: بایدها و نبایدها در صفات و خلقیات

احکام: وظایف در برابر خدا، خود و دیگران

شریعت ( نهر آب): قوانین، مقررات و ارشاداتی که خدا (شارع و قانون‌گذار) برای تربیت و تکامل انسان با وحی برای هدایت انسان فرستاده است.

*علم فقه: فهم دقیق و عمیق احکام و مقررات عملی اسلام، از منابع آن بر طبق ضوابطی به‌خصوص و توسط اهل آن. از قرن دوم هجری به بعد، با به وجود آمدن مسائل جدید که مستقیم در منابع نبود، «علم فقه» به وجود آمد که عموماً مربوط به احکام عملی است

* علم اصول فقه: قواعد و روش‌های استخراج احکام، اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد و این ضوابط و معیارها در «علم اصول فقه» بررسی می‌شود- که جنبه مقدماتی دارد و علاوه بر روش‌های استنباط فقهی، از حجیت منابع فقه نیز در آن بحث می‌شود.

*علم حقوق: مجموعه‌ای از قواعد کلی و الزام‌آور که به منظور ایجاد نظم و استقرار عدالت بر زندگی اجتماعی انسان حکومت می‌کند و اجرای آن از طرف دولت تضمین شده است. حقوق از علوم اجتماعی و  بخشی از علم فقه است.

*اجتهاد: به کار بردن نهایت کوشش در فهم احکام می‌باشد.

*استنباط (بیرون کشیدن آب از زیرزمین) دریافت فقیه از منابع فقه درباره موضوعی خاص

ادلة اربعه یا منابع فقه

1- کتاب (قران)           2- سنت (قول، فعل، تقریر یا تأیید حتی سکوت معصوم دربرابر انجام عملی)     3- اجماع (اتفاق‌نظر اکثر فقها)               4- عقل (حکم قطعی و یقینی عقل به ویژه در مستقلات عقلی است و در هر حال استنباط فرایندی عقلی نیز می‌باشد.)

- سنت: گفتار، رفتار، تأیید و سکوت معصوم است که این نیز به طور غیرمستقیم، دستورالهی محسوب می‌شود و شارح احکام خداوند و قرآن است.

-     اجماع: اتفاق نظر فقهای قبلی شیعه بر حکمی از احکام به‌گونه‌ای که کاشف از نظر معصوم باشد. اعتبار اجماع به جهت کاشفیت آن از نظر معصوم و ارادة تشریعی خداوند است (یک منبع اصلی برای کشف احکام شرع نیست)

-         عقل: منظور آن دسته از احکام عقلی است که با دانستن آن‌ها حکم شرع معلوم می‌شود.

الف- مستقلات عقلی: عقل مستقیماً و بدون درنظر داشتن حکم شرعی به آن حکم می‌کند.

ب- استلزامات عقل یا غیرمستقلات عقلی: عقل با تکیه بر دستور شرع، حکم صادر می‌کند (برای مثال عقلاً مقدمه کار واجب، واجب است. پس وضو برای نماز واجب می‌گردد).

(بنابراین دو منبع اصلی فقه، کتاب و سنت می‌باشند)

کتب اربعه( مهم‌‌ترین کتب مرجع حدیث در شیعه ) :

الف) کتاب کافی(اصول و فروع) از شیخ کلینی (329 ه.ق.) در 9جلد و با بیش از 16000 حدیث

ب) من لایحضره الفقیه: از شیخ صدوق (381 ه.ق.) در 4 جلد و حدود 6000 حدیث

ج) تهذیب : ازشیخ طوسی) (460 ه.ق.) در 10 جلد و حدود 14000 حدیث

 د)استبصار: از شیخ طوسی در چهار جلد و حدود6000 حدیث.

ابواب کلی فقه: عبادات، معاملات و سیاسات

عبادات کارهایی است که فرد مطابق شرع انجام می‌دهد، قصد تقرب به خدا در آن شرط است و رابطه خالق و مخلوق و مصالح اخروی بر جنبه‌های دیگر در آن غلبه دارد. ( مانند حج، روزه، خمس و زکات)

معاملات کارهایی است که در آن قصد قربت شرط نیست و مصالح دنیوی (فردی یا اجتماعی) بر جنبه‌های دیگر غلبه دارد. تحقق معاملات بستگی به انعقاد قرار داد یا اجرای صیغه دارد. (مانند بیع، اجاره یا مضاربه)

 سیاسات  کارهایی است که اجرای آن احتیاج به صیغه ندارد.(مانند حدود، ارث، قصاص، دیات و ...)

نمونه‌ای از ابواب فقه:

مسؤولیت اجتماعی (جهاد، امربه‌معروف)، روابط انسان با طبیعت (خوراک، مباحات و…)، حقوق قضایی (آیین دادرسی، قضا، شهادت، اقرار) قوانین کیفری (حقوق جزاء، تعزیرات، حد، قصاص، دیات)، روابط اقتصادی و تجاری (بیع، اجاره)، حقوق خانواده (ازدواج، طلاق)

 

 دسته‌بندی احکام(1):  عبادات و غیرعبادات

غیرعبادات : شامل" معاملات" و " احکام و سیاسات"

معاملات شامل عقود و ایقاعات(که یک طرفه هستند)

دسته‌بندی احکام(2): احکام فردی و اجتماعی

دسته‌بندی احکام(3)

1- تکلیفی: موجد تکلیف و وظیفه است و در5 قسم بیان می‌شود (احکام خمسه تکلیفیه: وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه)

2- وضعی: مستقیماً به افعال انسان مربوط نمی‌شود وبه صورت غیرمستقیم بر اعمال و رفتار تأثیر دارد. هر حکمی به جزء احکام تکلیفی (احکام مربوط به شرطیت  جزئیت، صحت، بطلان و یا سببیت). برای مثال رعایت کامل شرایط و اجزاء عقد، موجب صحیح بودن ازدواج و عدم رعایت آن موجب باطل بودن ازدواج خواهد بود و وقوع یک عقد صحیح ازدواج سبب ایجاد رابطه زوجیت می‌شود.

دسته‌بندی احکام(4)

ـ احکام اولیه: حکمی است که در اصل برای یک موضوع تعیین شده است و در واقع دستور شرع در حالت عادی می‌باشد.(مثل واجب بودن وضو برای نماز)

ـ احکام ثانویه: حکمی که شرع به دلیل عارضی(ثانوی) برای یک موضوع قرار داده است. (وضو برای مریضی که آب برای وی مضر است، حرام می‌باشد)

ـ احکام حکومتی: دستورات حاکم اسلامی صلاحیت‌دار.

 

در تهیه این نوشتار برخی از رساله‌های عملیه مراجع و نیز برخی کتب آموزشی(به ویژه از انتشارات عقیدتی آجا) نیز مورد توجه بوده است.

   + مهدی رزاقی - ٢:۳۳ ‎ب.ظ ; ۳ آذر ۱۳٩۱