خدعه و خطا

  شما هم لابد شنیدید که میگن که انسان جایزالخطاست. من نمیدونم که کی و کِی این اجازه و مجوز و جواز رو برای خطا کردن به بنی آدم داده. اگه این طوری بود، اصلاً مسئولیت‌پذیری و پاسخگویی، هیچ وجهی نداشت؛

 

 

  برای همین هم، من این عبارت رو دقیق نمیدونم. اما و اما که ماها به خاطر محدودیتهامون، به علت کاستیهامون، «ممکن‌الخطا» هستیم.

 

 

  ما دانشمون محدوده، بسیاری از موضوعها رو تجربه‌ای دربارش نداریم. در جاهایی، قدرت و قوت و توانایی‌مون برای تشخیص صحیح و سلیم از سقیم کافی نیست. گاهی معیارهامون -که حتی ناشی از باورهای مؤمنانمون هم هست- با هم متفاوته و در نتیجه، تصمیم گیریهامون و نتیجه‌گیریهامون متفاوت میشه.

 

 

  در ماحصل و نتیجه‌ی عملی تصمیم ما، گاهی فاکتورهایی تأثیر دارند که تغییر اونها در اختیار ما نیست و خلاصه کلی چیزهای دیگه از این دست وجود داره که موجب میشه که انسان ممکن‌الخطا بشه یا اینکه، نتیجه‌ی کارش با انتظارش متفاوت بشه. از طرف دیگه هم، این برای وقتی یه که فرد خودش نیت و پندار بدی در ذهنش نداشته باشه و گرنه که توُی اون حالت، خودخواسته و از روی عمد، اون فرد به خطا کردن میپردازه.

 

 

 آبراهام لینکلن، از سیاست‌مدارترین رهبرهای آمریکا بوده ولی به نظرم، یکجا خودش رو لو میده؛ از او میپرسن که سخت‌ترین و ساده‌ترین کار چیه؟ او جواب میده که "حکومت کردن" و در توضیح نظرش میگه که اگر که مردم نادان باشند، ساده‌ترین کار، حکومت است و اگر که مردم دانا باشند، حکومت کردن، سخت‌ترین کار است؛ یه نکته‌ی ظریف توُ توضیح اون وجود داره. این نظر، نظر کسی میتونه باشه که از استحمار(خر کردن.حمار:خر/ تحمیق) توده سود ببره و گرنه در یک حکومت ایده‌آل، حاکم دوست داره که مردم دانا باشن تا که هم علت و دلیل تصمیمها و کارهای اون رو درست و سریع بفهمن و هم اینکه اگر در جایی ناخواسته، "خطا" کرد، توده به عنوان چشمی بینا، گوشی شنوا، زبانی گویا و خردی آگاه، به او  زنهار بدن و اون رو از اشتباه و خطا، برحذر دارن و دور نگهدارن.

 

 

 

 

 

نعوذُ بِاللهِ مِن النََّفسِ الّتی أمارَة بالسّوء.

 

 

به خدا پناه می‌بریم، از نفسی که امرکننده به سوی بدی‌هاست.

 

   + مهدی رزاقی - ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ ; ٦ اردیبهشت ۱۳۸٦