اصطلاحات فقهی (2)

اصطلاحات فقهی (2)

(5/5/1391-432)

 

خِیار: اختیار بر هم زدن معامله که در 11 مورد مشخص ممکن است.

دائمه: همسر با عقد دائم   

دُبُر: پشت، مقعد، مخالف قُبل یا پیش

دیه: مالی که بنابر تقویم شرعی و با توجه به شرایط برای جبران خون فرد یا نقص عضو او تعیین می‌شود.

ذمّه: تعهد به ادای چیزی یا انجام عملی

ذِمّی: کافران اهل کتاب مثل یهود و نصاری که در بلاد مسلمین زندگی می‌کنند و در مقابل تعهدشان نسبت به رعایت قوانین اجتماعی اسلامی از حمایت وامنیت حکومت اسلامی برخوردار می‌شوند.

رضاعی: همشیر، با وجود شرایطی دو همشیر محرم می‌شوند.

رهن: گرو،گروای 

رِیبه، ریب: تردید، شک وشبهه 

زکوه : پاکی از آلودگی

خمس: یک پنچم

رکوع: خم شدن، یکی از اجزا نماز

رکن: پایه‌   

حرج: مشقت، سختی

بالغ: رسیده  

بسط: گستردن، گسترش دادن 

بدعت: نوآوری   

امام: پیشوا

ارث: آن‌چه از فرد فوت شده برای ورثه باقی می‌ماند.  

رفع ضرورت: برطرف شدن حالت اضطرار     

سرگین: مدفوع حیوانات

سجده واجب: (سوره سجده،آیه15)، (فصلت،37)، (نجم، آخِر) و (علق، آخر)

سجده مستحب: (اعراف، آخر)، (رعد،15)، (نحل،49)، (اسراء، 107)، (مریم، 58)، (حج، 77)، (فرقان، 60)، (نمل، 25)، (ص، 24)، (انشقاق، آیة 21)

شارع: پیامبر  

شاخص: وسیله‌ای برای تعیین وقت ظهر شرعی

شرایط ذمّه: شرایطی که اگر اهل کتاب در بلاد مسلمین به آن‌ها عمل کنند جان و مالشان درپناه حکومت اسلامی است.

شیر کامل: محقق شدن تمام شرایطی که در مسأله موجب محرم شدن است.

صاع: پیمانه‌ای دارای گنجایش حدود Kg3  (زکات فطره با توجه به شرایط حدود Kg3  گندم، جو، ذرت یا برنج است)

ضامن: عهده‌دار، متعهد    

صرف برات: نقد کردن برات، در مواردی که برات به‌صورت مدت‌دار تنظیم شده باشد، طلبکار می‌تواند زودتر از موعد معین از بدهکار بخواهد با کسر مقداری از برات نقداً وجه آن را دریافت نماید که در عرف تجار «صرف برات» نامیده می‌شود.

صلح: سازش طرفین، یا این‌که کسی مال یا حق خود را برای توافق و سازش به دیگری واگذار کند.

ضروری دین: آن‌چه بدون تردید جزء دین است و انکار آن باعث خروج از دین می‌شود.

طلاق: رهایی، گسستن، جدا شدن زن و شوهر.

طلاق بائن: پس از آن مرد حق رجوع به همسرش را ندارد، مگر آن‌که او را دوباره عقد کند.

طلاق خلع: طلاق زنی که به شوهرش مایل نیست و مهر یا مال دیگرش را در قبال این کراهت به او می‌بخشد تا طلاق بگیرد.

طلاق رجعی: مرد در مدت عدة زن، می‌تواند به او رجوع نماید.

طلاق مبارات: در نتیجة تنفر زن و مرد و  با دادن مقداری مال از طرف زن به شوهر، از یکدیگر جدا می‌شوند.

طوق: گردن‌بند، آن‌چه در گردن بیاویزند. 

طهارت: پاکی، حالتی معنوی در نتیجة وضو، غسل یا تیمم

طهارت ظاهری: چیزی که بر اساس نظر شرع محکوم به پاکی است هر چند در حقیقت نجس هم باشد. (مانند غائب شدن مسلمان)

ظاهر این است: فتوی این است.   

عادل: شخصی که دارای ملکة عدالت است.

عاریه: دادن مال خود به دیگری برای استفاده موقت و بلاعوض از آن.

عایدات: درآمدها  

عامل: عمل کننده، اجیر، عمل کنده به جعاله و کسی که متصدی جمع‌آوری و سایر امور مالی زکوه است.

عزل: بر کنار کردن وکیل یا مأمور از کار مانند برکناری وصی یا متولّی خائن توسط حاکم شرع. همچنین انزال خارج از رحم زن برای جلوگیری از آبستن شدن وی.

عسرت: سختی، تنگدستی

عقد: گره، پیوند، پیمان زناشویی  

عقد بیع: قرارداد خرید و فروش

عقود: قراردادهای دو طرفه مثل خرید وفروش، ازدواج و مصالحه

عمره: تا حدودی شبیه حج است: 1ـ عمره تمتع( که قبل از حج تمتع است) 2ـ عمره مفرده.  

عیال: نان‌خور

عنین: مردی که قادر به انجام آمیزش جنسی نیست.

عورت: آن‌چه که انسان از ظاهر کردنش حیاء می‌کند. اعضاء تناسلی

 

در نگارش این متن از محتوای رسالات برخی از مراجع استفاده شده است( به ترتیب الفباء: آقایان اراکی، بهجت، خمینی، خویی، فاضل و . . . ). همچنین برخی کتب آموزشی درباره آموزش احکام  نیز مورد توجه بوده است(از تالیفات علامه طباطبایی، آقای فلاحت زاده و . . .). از دیگر عزیزانی که با بیان نظرات و پرسش‌های‌شان، مرا یاری داده‌اند نیز سپاس‌گزارم.رزاقی

   + مهدی رزاقی - ۱:٤٤ ‎ب.ظ ; ٥ امرداد ۱۳٩۱