کاغذ‌های بی‌خط(7)- هلا!

 

 

  دگر تو و جان باغی سبز. جان تو و ناشکفته‌های پر امید. نازنینم! زنهار از سرما. هیهات! از آفات. هله! از گرما. گلم! دردها را پیش از آمدن بیاب و درمان‌ها را مهیا کن. موذیان قصد ریشه می‌کنند، خاک را دریاب.خاطرم! به خاطر بسپار، تو باید سلامت باشی تا باغی را سالم نگه داری. ثمر بهتر، خاک خوش‌زاتر می‌خواهد و چشمه‌‌ی جوشان‌تر. جان تو و جان کاشته‌ها و یاد من.

 

   + مهدی رزاقی - ٥:٢٠ ‎ب.ظ ; ٢ اردیبهشت ۱۳۸٦