سبک‌ها و مکتب‌های هنری(5)

سبک‌ها و مکتب‌های هنری(5)

 (18/5/1390-408)

 

ناتوریسم

 

پیروان این شیوه، شجاعت، کار و کوشش، زندگی و طبیعت را می‌ستایند و از ریزه‌کاری‌های سمبولیسم یا سردی و جمود پارناسیسم به دور می‌باشند.

«سن ژرژبوئلیه» و «اوژن موتفور» را از پیشگامان این سبک می‌دانند که در سال 1897 بیانیه این سبک را منتشر کردند.

 

 

ایماژیسم(تخیل‌گرایی imagism )

 

گروهی از شاعران و نویسندگان سمبولیست از جمله«لاورنس، هالسکی و بروک» در سال 1913 مجمعی در انگلستان تشکیل دادند و به سرودن و نوشتن پرداختند. آنها می‌خواستند که افکار و حالات درونی را به طور مستقیم - به نحوی‌که هنوز فکر از هیجان تمایز نیافته باشد- بیان دارند.

راپوند، شاعر و نویسنده امریکایی  و« الیوت»  آثار زیبایی در این سبک از خود به یادگار گذاشته‌اند.

برخی از اصول این مکتب:

استعمال زبان محاوره به شرط این‌که هر لفظ رساننده معنی دقیق خود باشد.

ایجاد اوزان جدید، ولی بدون تکیه به شعر آزاد.

مجاز بودن انتخاب هر موضوعی برای شعر.

خلق اشعار محکم، خشن و واضح.

 

 

دادائیسم( Dadaism) 

 

پیروان این سبک به هیچ اصلی پایبند نبودند و همه چیز حتی خود را نیز نفی می‌کردند. نوشته‌های آنان دربردارندة مفهوم  دقیق و معینی نبود و ایجاد «تنفر» و «انزجار» در مخاطب از هدف‌های اصلی آنان بود.

این سبک نتیجه از بین رفتن امید و آرزو و بی‌اعتبار شدن منطق و اخلاق با توجه به جنگ اول جهانی بود. دادائیسم بوسیله تریستان تزار در سال 1916 پا گرفت.

 

 

سورئالیسم(فراواقع‌گرایی- Surrealism  )

 

این واژه را اولین بار گیوم آپولینر نویسنده فرانسوی در نمایشنامه خود (به معنای رؤیایی و خیالی) به کار برد؛ اما این مکتب در سال 1921 توسط «آندره برتون» و عده‌ای دیگر به وجود آمد. این شیوه نخست در شعر نفوذ کرد و بعد به نثر و سایر آثار نیز راه یافت.

برتون می‌گوید: «سورئالیسم، خود کاری مغز است که می خواهد یا به‌وسیله زبان یا قلم یا هر چیز دیگر با جریان واقعی عمل تفکر را بیان کند. سورئالیسم تقدیر و تثبیت تفکر است، بدون تحکم عقل و خارج از هرگونه تقید به قوانین زیباشناسی و اصول اخلاقی».

از جمله ویژگی‌های این سبک «نوشتن خود به خود» است و آن‌چه به ذهن نویسنده خطور می‌کند، همان را ثبت می‌کند.

 

 

اگزیستنسیالیسم(اصالت وجود- existentialism )

 

این واژه تازه نیست و فلسفه‌ای که مشمول این اصطلاح می‌باشد نیز متعلق به زمان ما نیست، تا پیش از سال 1939 این لغت در  حوزه فلسفه مابعد‌الطبیعه رواج داشته است.

پیروان اگزیستنسیالیسم «اصالت وجود» را مقدم بر «اصالت ماهیت»‌ می‌دانند و معتقدند که آدمی در دنیای پوچ و بیهوده‌ای افکنده شده که نه قرار و هدفی دارد و نه قانونی.  به نظر آن‌ها انسان در اصل و ماهیت دارای هیچ خصیصه فطری‌ای نیست و از آن‌چه در عالم وجود کسب می‌کند برای خویش ماهیتی می‌سازد و بدون هیچ قید و بندی و بدون ایمان واعتقاد به هیچ ‌چیز می‌تواند برای خود شخصیت شکل دهد. (البته باید یادآور شد که تمامی پیروان فلسفه اصالت وجود، غیر الهی نیستند -که شرح آن در این نوشتار نمی‌گنجد)

 

 

اکسپرسیونیسم(expressionism)

 

 این مکتب در تئاتر و ادبیات پدید آمد و در این‌جا ـ برخلاف گذشته ـ قساوت و بیرحمی می‌توانست در قالبی آرام، و کلمات ملاطفت‌آمیز  می‌توانست با خشونت بیان شود.  در تئاترهای این سبک موسیقی، نور و دکوراسیون نقش عمده‌ای در اثرگذاری بر تماشاگر و بیان «حالت» مورد نظر  دارد. این مکتب در امریکا و آلمان بیشتر مورد توجه قرار گرفت.

 

 

فوتوریسم(آینده گرایی- futurism )

 

این سبک را مارینتی نویسنده ایتالیایی پدید آورد. در این سبک بیان شعری را-که حاوی احساسات، تغزلات و کلمات پر طمطراق بود- کنار زدند و بیان ساده جایگزین آن شد. مارینتی باور داشت که در عصر ماشین و فن، هر کشف و شهودی باید کنار رود و «ادبیات»، تلاش‌ها و سر و صداهای زندگی را بنمایاند.

جهان وطنی

با پل‌والری لاربو و پل موران پدید آمد و می‌گفتند باید مرزها از بین برود و با تمدن‌ها، مردمان مختلف و نقاط گوناگون جهان آشنا شد تا ناظرسلطه انسان بر طبیعت بود.

 

 

نودیسم(( nudism- naturism  : عریان‌گری، برهنگی گرایی

 

 

مورالیسم(moralism ) : اخلاق‌گرایی و رعایت اصول اخلاقی

 

 

در تهیه این مجموعه نوشتارها، از "دایره المعارف ادبی، عبدالحسین سعیدیان، انتشارات ابن‌سینا"،  "مکتب‌های ادبی، رضا سید حسینی"،  "دروس اختصاصی هنر- جلد اول، علیرضا کوچکی، انتشارات نورین سپاهان اصفهان"، "تقریرات دوره تاریخ هنر" جناب آقای رویین پاکباز و همچنین برخی تحقیقات  جناب آقای احمد احمدی بهره برده شده است.

(مهدی رزاقی)

 

   + مهدی رزاقی - ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۸ امرداد ۱۳٩٠