حرف دیروز(8)- ملوان زبل(و اسفناج)

 

 از مدت‌ها پیش در این فکر بودم که این "چهلمین مکتوب" چه خواهد بود و برای این که این حرکت، سیر طبیعی خود را طی کند، سعی می‌کردم که شماره‌ی نوشته‌هایم را به ذهن نسپارم و همچنین این شماره‌ها، تأثیری در تصمیم گیری ایجاد یا صرف نظر از قرار دادن یک نوشته در وبلاگ نگذارد. نوشته سی‌وهشتم وبلاگ را که آپلود کرده بودم، نوشتن نکته‌های مربوط به این پست را شروع کردم و هنوز چندان هم متوجه شمارنده نوشته‌ها نبودم؛ شب میلاد پیامبر به ذهنم آمد که مطلبی را در این باره تهیه کنم و متوجه شدم در این صورت، این متن حاضر، متن چهلمین خواهد شد؛ گر چه که با توجه به مضمون و سبب نگارشش، این را نمی‌پسندیدم، اما چون که قرار بود، در مسیر معمول توالی نوشته‌ها، دخل و تصرفی انجام ندهم، بنابراین این متن، "چهلمین مکتوب" شد.

 

مهدی رزاقی

 

 

 

-      در مباحث تدوین استراتژی، یکی از تکنیک‌های موجود،  S.W.O.T. می‌باشد. در این روش با شناخت "قوت، ضعف، فرصت و تهدید"های مرتبط با سازمان به تصمیم‌گیری می‌پردازند. "قوت‌ها و ضعف‌ها" مربوط به خود سازمان و درونی هستند، اما "فرصت‌ها و تهدید‌ها" در محیط وجود دارند و عواملی بیرونی هستند که، سازمان را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهند. این روش می‌گوید که شما با دانستن توانایی‌ها و کاستی‌های خود از یک سو و نیز با شناخت فرصت‌ها و تهدید‌هایی که برای‌تان وجود دارد، به ‌گونه‌ای عمل کنید که کمترین هزینه‌ها و بیشترین عایدی شامل سازمان شما شود و در مسیر بهبود پیش روید. امروزه پا را از این فراتر می‌گذارند و می‌گویند که نباید منتظر ماند تا فرصت‌ ایجاد شود و سپس آن را کشف و استفاده کرد، بلکه باید فرصت را ایجاد کرد. حالا باید تصور کرد که در این روزگار "جهانی فکر کردن و منطقه‌ای عمل کردن"، چه اندازه فاصله است از "فرصت سازی" تا "فرصت سوزی".

 

-      امروزه می‌گویند که رابطه‌ی بین طرف‌های ذی‌نفع در یک سازمان(مانند سهام‌داران، تأمین‌کنندگان، مشتری‌ها و جامعه) باید رابطه برنده-برنده(win-win) باشد. یعنی همه‌ی آنها در نهایت خود را برنده بدانند و بهره‌های مناسبی کسب کرده باشند. در کنار این موضوع، نباید فراموش کنیم که در دنیای رقابتی امروز و با وجود رقبای هوشمند، در یک مسابقه‌ی  حذفی، چنان‌چه که برنده نباشیم، بی‌شک بازنده خواهیم بود.

 

-      اره‌های خود را تیز کنید؛ مثل معروفی است در مدیریت که بیان می‌کند روزی به پیرمردی که به سختی و با صرف زمان زیاد، با یک اره کُند به بریدن درختی مشغول بوده است، پیشنهاد می‌دهند که اره خود را تیز کند تا که کارش آسان‌تر و سریع‌تر انجام شود، اما او با ادعای این‌که کار زیادی دارد و فرصت تیز کردن اره‌اش را ندارد، از این کار پرهیز می‌کند. گاهی این چنین است، یعنی به قدری شتاب می‌کنند و عجله به خرج می‌دهند و سریع می‌خواهند عمل کنند که فرصت اندیشیدن و تدبیر کامل، از دست می‌رود و مسیر و هدف، در آن شتاب فراموش می‌شود یا گاهی ممکن است که دیگر روند و فرایند قابل کنترل نباشد.

 

-     چرخه‌ی PDCA ( Plan, Do, Check, Act ) بیان می‌کند که برای هر اقدامی، ابتدا باید برنامه‌ریزی کرد، بعد آن را اجرا کرد و با کنترل پیشرفت، شرایط را تحت نظر داشت و هر جا که لازم است، اقداماتی را برای اصلاح انجام داد.  امروزه هم به جای Check، Study را پیشنهاد می‌کنند؛ یعنی باید همیشه با یک مطالعه‌ی فراگیر و جامع، پیشرفت امور را در نظر گرفت و بر اساس آن برای آینده تصمیم گرفت.

 

-      باز هم در تدوین استراتژیری، پیشنهاد می‌کنند که پیش از برنامه‌ریزی و اجرا به تعیین" افق‌ها، مأموریت‌ها و اهداف خود" بپردازید(Vision, Mission, Objectives). اهداف خود می‌تواند شامل ایده‌‌آل یا هدف واقعی شود(Ideal, Goal) و یا برای بازه‌های زمانی متفاوت باشد؛ برای مثال، بلند مدت، میان مدت و یا کوتاه مدت(Targets : اهداف کوتاه مدت). سیاست‌ها (Policy) هم باید بر این اساس در نظر گرفته شده باشند. این حرف‌ها، کاملاً به درد سیاست مدن و علم کشورداری هم می‌خورد.

 

-    در تصمیم‌گیری‌ها، مطالعه‌‌ی سود- هزینه(Cost-Benefit) یعنی مقایسه‌ی آن‌چه که هزینه می‌کنیم و آن‌چه که می‌توانیم به ‌دست بیاوریم، روشی متعارف است.

 

-    تصمیم‌گیری چند متغیره، مدیریت ریسک، مدیریت یکپارچه، مدیریت جامع و ... مباحثی کاربردی برای هر نوع سیستم و یا سامانه‌ای است. برای مثال یکی از جدی‌ترین استفاده‌های از دانش تحقیق در عملیات یا O.R. توسط امریکا، مربوط به جنگ خلیج فارس(جنگ با صدام) بوده است.

 

-    بعد از مکتب تیلوریسم در مدیریت، نظریه روابط انسانی آشکار شد و امروزه مکتب اقتضاء بیان می‌کند که به سادگی نمی‌توان یک نسخه‌ی ثابت و کلی برای همه‌ی سازمان‌ها به طور یکسان تجویز کرد.

 

-          کدام بهتر است؟ سود سوزآور، سوز سودآور، سوز سوزآور و یا سود سودآور.

 

-           می‌گویند که بهترین راه پیش‌بینی آینده، ساختن آن است و به نظرم آینده از آن کسانی است که آن را می‌سازند.

 

-    قاعده نفی سبیل: و لَن یَجعَلَ اللهُ لِلکافرین عَلی المؤمنین سبیلاً؛ خداوند برای کافران، راهی برای (سلطه) بر مؤمنان قرار نداده است.

 

-      تبرّی به معنای دوری جستن از کافران و دشمنان الهی، یکی از فروع دین اسلام است.(در کنار تولی به معنی دوستی، با دوستان خدا و دین)

 

-    آیه قرآن : ... أشدّاءُ عَلی الکُفار و رُحَماءُ بینهم؛ یعنی ]مؤمنان[ با یکدیگر مهربان و بخشنده هستند و بر کافران، سخت‌گیر.

 

-    آیه قرآن: کونوا للظّالمین خصماً و لِلمظلوم عَونا؛ یعنی برای ظلم کنندگان، دشمن باشید و برای کسانی که مورد ظلم قرار گرفته‌اند، یاری‌گر باشید.

 

-          ... فما ربحت تجارتهم؛ یعنی: پس تجارت‌شان برای آنها سودی نکرد.

 

-    امام علی :الحقُ أوسَعُ الأشیاءِ فی التّواصف و أضیَقُها فی التّناصف؛ یعنی: حق، گسترده‌ترین چیزها در سخن گفتن است و تنگ‌ترین آنها در میدان عمل.

 

-          العاقل یکفی به الاشاره: برای عاقل یک اشاره  کافی است

 

-          پیامبر: مؤمن از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی‌شود.

 

-          صلح حدیبیه در زمان پیامبر، نمونه‌ای تعین کننده برای پیروان ایشان و در صورت وجود شرایط مشابه است.

 

-     صلح امام حسن با معاویه، حتی با توجه به این‌که حسب ظاهر هم امام  تنها مانده بودند، اما از جنبه‌های حقوقی قابل استناد، مشخص و دارای منافع مهمی برای آن تفکری است که ایشان را به جهاد واداشته بود و هرگز یک حرکت یک‌سویه و تماماً به سود معاویه نبوده است. در آن صلح، احترام نفس، کرامت و عزت حفظ شد و مفاد آن با گذشت قرون و اعصار و ادوار هنوز نیز قابل استناد است.( امام حسین نیز به مانند امام حسن حدود 10 سال از زمان امامت‌شان که هم‌زمان با حضور معاویه بود، شرایط را برای جهاد مناسب ندانستند؛ این دوران برای امام حسن هم حدود 10 سال بود)

 

-          ترحم بر پلنگ تیزدندان ستم‌کاری بود بر گوسفندان (؟)

 

-          یا مکن با پیل‌بان دوستی         یا پدید آر خانه‌ای درخورد پیل(؟). حافظ(؟)

 

-          ترسم که به کعبه نرسی اعرابی/ این ره که تو می‌روی به ترکستان است.(؟)

 

-          ره رو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود/ ره رو آن است که آهسته و پیوسته رود(؟)

 

-          محبت، چون از حد بگذرد، ابله، خیال بد کند.(نقل به مضمون) سعدی(؟)

 

-          با کسی در آویز که از وی گزیرت بود یا گریز(؟). سعدی

 

-    برای ورود به عرصه‌ای که ممکن است در آن، عِرض خود را ببریم و دیگران را به زحمت بیندازیم، بهتر است که اندیشه کنیم.

 

-    هر انسان واقعی، در زندگی پایبند به اصولی هست که با هیچ تهدید و تطمیع و تمسخری، آن‌ها را زیر پا نمی‌گذارد.(نقل به مضمون) نادر ابراهیمی

 

-    یا در مسیری نباید پا بگذارید و یا این‌که می‌بایست خود را برای آن آماده کرده باشید و "شرط اول قدم آن است که" اسباب و صلاحیت‌ها وجود داشته باشد.

 

-          بزرگ گفتن و کوچک نتیجه گرفتن، قدر سخن و گوینده آن را می‌کاهد.

 

 

 

 

 

-    زمانی، آقای لاریجانی بیان می‌داشتند که گروهی که پیگیر موضوع هسته‌ای ایران بودند، دُرّ غلتان داده‌اند و آب‌نبات دریافت کرده‌اند.  حالا آیا  رویداد آزادسازی نظامیان انگلیسی از این منظر و با همان سنجه، قابل مقایسه هست یا خیر؟

 

-    ظاهراً در اواخر مناقشه مربوط به این نظامیان، آقای لاریجانی، کشور انگلیس را در مصاحبه‌ای، "بریتانیای کبیر" یاد کرده بودند؛ آیا این بیان را می‌توان تغییر ادبیات ایشان دانست یا خیر؟

 

-      با توجه به قوانین بین‌الملی و این‌که سفارت هر کشور در جایی دیگر، حکم خاک همان کشور را دارد، بنابراین  ورود نیرویهای امریکایی به کنسولگری ایران در اربیل عراق، نوعی تجاوز به خاک ایران است و همچنین ورود نظامی‌های انگلیس هم به آب‌های ایران، تجاوزی از همان دست است، بنابراین صحبت از معاوضه آقای جلال شرفی با نظامیان انگلیسی، اساساً قیاسی مع‌الفارق و غیر موجه است. آقای احمدی نژاد در پاسخ به خبرنگاری که در این باره پرسیدند، جواب دادند که اگر قرار به این موضوع بود باید او را با صدهزار نفر معاوضه می‌کردیم.( اگر این جواب، جدی باشد، با موضوع کرامت انسانی-که ایشان هم در مورد این افراد به آن تأکید کردند- و با برابری انسان‌ها از حیث این کرامت مغایرت و منافات دارد و اگر هم برای شوخی بیان کرده باشند، لااقل سؤال آن پرسش کننده، بدون جواب مانده است)

 

-      از منظر حقوقی و قوانین داخلی، این تصمیم رئیس جمهور(آزاد کردن بازداشت شدگان) بر چه مبنایی و بر اساس کدام اختیارت بوده است؟ آیا رسیدگی به تخلفات در حوزه وظایف قوه قضائیه نیست؟ آیا تصمیم‌گیری در مورد مسائلی که به نحوی موضوعات نظامی هستند، از اختیارات فرمانده کل قوا و ستاد کل نیروهای مسلح نیست؟ شاید با توجه به تفکیک قوا و در صورت وجود داشتن هماهنگی‌ قبلی، بهتر بود که لااقل به همان نحوی که کمابیش مسبوق به سابقه نیز هست و شبیه به تجربه‌های گذشته، رئیس جمهور و رئیس قوه قضائیه طی نامه‌ای، این موضوع را از رهبر در‌خواست می‌کردند و در آن جلسه‌ی خبری، رئیس جمهور به اعلام این موافقت، مبادرت می‌کردند(درصورت اصرار به اعلام آن در مصاحبه)؛ یا این که هماهنگی‌های قبلی، در این جلسه توسط آقای احمدی نژاد، اعلام می‌گردید تا که یک تصمیم صرف از سوی ریاست جمهوری، تلقی نگردد و به عوض مبین هماهنگی بین اجزاء و ارکان حکومت در تصمیم‌گیری‌های‌شان باشد.

 

-    مناسب‌تر بود که این اعلام آزاد سازی، قبل یا بعد از 48 ساعتی که توسط آقای بلر به عنوان زمانی "تعیین کننده" اعلام شده بود، انجام می‌پذیرفت، حتی اگر به فرض، بیان او را تهدید یا تعیین ضرب‌الاجل نیز ندانیم و حتی اگر از گارد گرفتن‌های آمریکا نیز صرف نظر کنیم.

 

-    گویا عکسی از خانمی که جزء دستگیر شدگان بود، در کنار سایر همکارانش، منتشر شد که در آن تصویر، این خانم در اتاقی، بدون روسری با سایر بازداشت شدگان نشسته بودند؛ با توجه به این که ایشان در ایران بودند و نیز با در نظر گرفتن قوانین جمهوری اسلامی، آیا این موضوع و انتشار آن تخلف نبود؟ شاید به یاد بیاورید نحوه برخورد با خانم شیرین عبادی و اعتراض‌های به ایشان را که چرا هنگام دریافت جایزه‌شان در خارج از کشور، پوشش سر نداشته‌اند.(ایشان نیز پاسخ داده بودند که در ایران با توجه به قوانین موجود، این موضوع را رعایت می‌کنند)

 

-    در جریان تسخیر سفارت امریکا در ایران، پس از انجام توافق‌های اولیه، این موضوع منجر به تعهدات و توافقات حقوقی‌ای از سوی آن کشور شد که مزایای مناسبی را برای ایران به همراه آورد.(حتی با توجه به آن‌که در آن شرایط، شاید بر حسب ظاهر، از منظر بین‌المللی نیز، اقدام ایران در حمله به سفارت امریکا، مورد تأیید بسیاری از کشورها نبود)

 

-     آیا این افراد خاطی بودند یا این که به اجبار آن‌ها را مهمان کرده بودیم؟ بعد از اعلام آزادی آن‌ها، ضرورت مشایعت‌شان توسط رئیس‌جمهور و هیئت همراه ایشان چه بود؟

 

-    با این که این افراد به اقرار خودشان، وارد آب‌های ایران شده بودند، اما انگلیس طلب‌کار مآبانه برخورد کرد و برخی کشورها یا نهادهای بین‌المللی یا منطقه‌ای نیز ما را محکوم کردند و یا بدون آن‌که از ایران حمایت کنند، بیانیه دادند و خواستار حل و فصل موضوع شدند. در نهایت هم ملوان‌ها و تفنگ‌داران دریایی انگلیسی آزاد شدند اما در سوی دیگر، چه چیزی عاید ما شد؟ آیا قراردادی را امضاء کردند؟ تعهد حقوقی و الزام‌ آوری را پذیرفتند؟ امتیازی به ما دادند؟ یا ...

 

-          به بیا ن معصوم، نباید وارد عرصه‌ای شد که در مظان اتهام قرار گرفت.

 

-    به اشاره قرآن، لا تُلقُوا بِأیدیکم الی التّهلُکَه یعنی خود را به دست خود به مهلکه نیندازید.(البته تشخیص مصداق، سخت و مهم است؛ آن که مردن پیش چشمش تهلک است/ امر لا تلقوا بگیرد او به دست. آن که مردن پیش چشمش شد فتح باب/ سارعوا آید مر او را در خطاب. مولوی)

 

-    نباید به گونه‌ای عمل کرد که با معیارهای استاندارد و معمول در دیالوگ دنیا(معیارهای دریافت و برداشت)، حتی شائبه‌ی عقب‌نشینی یا عدول از نظرات پیش آید، مگر آن‌که واقعاً دریابیم که به نظرات بهتری رهنمون شده‌ایم.

 

-    هنگامی که دیگران طرف سخن ما هستند و می‌خواهیم مفهومی را به آنها انتقال دهیم، باید ادبیاتی را برگزینیم که برای آنان قابل درک باشد و زبان قابل فهم برای آن‌ها باشد؛ یعنی باید به معنای واژه‌ها در دایره‌المعارف آنان استناد کنیم و واژگان‌نامه آنها، معنای کلمات را تعیین کند، حتی اگر آن واژه در ادبیات ما معنای متفاوتی داشته باشد، باز هم اصل، دریافت آنان است. نباید از کلمه، معنایی را مراد کنیم که در نزد ما معتبر است ولی برای آنان بیگانه است.

 

-    در تصمیم‌گیری‌ها، مجموعه‌ی سرعت، دقت و صحت با هم ارزشمند است؛  اختصاص فرصت کافی برای تصمیم سازی مناسب(ایجاد گزینه‌های مختلف)، تصمیم‌گیری صحیح و به موقع(انتخاب بهترین گزینه، گزینه مناسب، گزینه به اندازه‌ی کافی قابل قبول یا ...) و سپس عمل کردن(اجراء، پایش و کنترل پویا برای ادامه این چرخه) لازمه مدیریت صحیح است.

 

-    چنان‌چه انگلیس تعهدی داده است، چرا نباید برای مردم و افکار عمومی بیان شود؛ موضوع نامه انگلستان به وزارت امور خارجه، چیست؟

 

-    مناسب است برای تنویر افکار عمومی و روشن شدن برخی نکات مبهم، درباره‌ی موضوعاتی از قبیل "علت آزاد کردن آقای جلال شرفی، علت ایجاد امکان دیدار نمایندگان ایران با سایر بازداشت شدگان ایرانی در عراق توسط امریکا، ماهیت و چیستی مذاکرات آقای رحیم مشایی با مقامات انگلیسی(در صورت وجود)، وجود داشتن یا نداشتن نقش عراق درباره بازداشت شدگان(توسط آقای حکیم یا دیگران)، صحت و سقم ادعای سوریه یا ترکیه برای آمادگی میانجی‌گری و عملی شدن یا نشدن این مدعا‌ها" توضیحاتی توسط مسئولان ارائه شود.

 

 

 

البته این موضوع، نکات مثبت هم داشت که از آن جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد:

 

  • به کمک دستگاه  GPS خود آنان معلوم شد که وارد آب‌های ایران شده‌اند.

     

  • خود بازداشت‌شدگان به ورود غیر قانونی‌شان و رفتار دوستانه  ایرانیان با آن‌ها اعتراف کردند.( اگر که بعداً ادعاهای‌شان را تکذیب نکنند و بیان نکنند که تحت شرایط خاص، آن مطالب را بیان کرده‌اند)

     

  • با رسانه‌هایی که عمدتاً در اختیار خود آنهاست، قسمتی از حقانیت ایران، بیان گردید.

     

  • اشتباه بودن قسمتی از ادعاهای انگلیس معلوم گردید.

     

  • نسبت به برخی اظهارات یا گاردهای‌شان، تلویحاً عقب نشینی کردند.

     

مهدی رزاقی mrazaghy@mail.com

 

 امیدوارم که بقیه نظامیان انگلیس، دلشان نخواهد که برای مشمول این مهمان نوازی شدن، وارد مرزهای ما و دستگیر شوند.(البته این موضوع به نحوه مواجهه انگلستان با این 15 نفر نیز بستگی دارد)

 

و برای انبساط خاطر: چرا عاقل کند کاری، که باز آید به کنعان غم مخور/ کلبه احزان شود، روزی ز سر سنگ، عقابی به هوا خواستن توانستن است. 

 یاد ملوان زبل هم به خیر؛  راستی اسفناجهای اون بیشتر قدرت میده یا عسل بامزی

 

 

 

 

 

تکمله:  انتهای متن "همسخن شکیب"(نوشته سیزدهم وبلاگ) /  متن "حرف دیروز(7)- یاد بعضی نفرات"(نوشته سی‌وپنجم وبلاگ)/  متن "شوق و مهر"(نوشته سی‌وهفتم وبلاگ)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

   + مهدی رزاقی - ٥:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۸ فروردین ۱۳۸٦