اخلاص و توحید

اخلاص و توحید

(12/10/1388-318)

 

 «طلب اخلاص فریضه‌ی هر مسلمی است». چون اخلاص طلبی، به آن طعم عملت بیابی. صدق را بطلب تا به آن مرکب اخلاصت زینت گیرد. عمل زمین است و صدق آسمانش. و صدق مرکز زمین عندیّت است. «که ایشان راست نزد پروردگارشان قدم صدقی». صدق محک احوال و اعمال است، و حق پشت سر آن. آنچه که زمینِ خصوص است، همان آسمانِ عموم است، و آسمانِ خصوص، زمین خصوصِ خصوص است.(جناب احمد غزالی)

 

 

الهی خلاصم کن به اخلاص.

بسم الله الرحمن الرحیم؛ قل هو الله احد؛ الله الصمد. لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد.

  و شرط توحید اخلاص است و شرط توحید خلوص است. خلاصی است از بند، از قید، از غیر و وه که سوره‌ی توحید را "اخلاص" گفته‌اند. "توحید" که اولین اصل است و وه به آن دوستم که می‌گوید «من تنها یک اصل دارم» و وه به او که در آیینش همه تنها یک اصل است و آن "توحید".

  "بگذار و بگذر"، این سر دیگرش چنین است که "بگذار و بیا"(دع نفسک و تعال/ حدیث قدسی). برای بالا آمدن بگذار غل را، غش را، دویی بودن را(تعال را آمدن به سمت بالا گفته‌اند). بگذار، بگذر، بگذر از "خودی"؛ اینها شرط توحید است. اینها راه وحدت است. اینها همه خلوص است. همه برای "برایِ او شدن" تا "همه برای او شدن"، "همه، «او» شدن". اخلاص، توحید است. اصل و اساس دین و دین‌داری است. موحدی یعنی این.

 الهی خلاص کن از جهل، از دویی، از غل، از غش، از غیر، از طمع، از ترس، از طمع جنت، از ترس دوزخ -که اینها شرک است. الهی مخلِصم کن، مخلَصم ساز.

  الهی خلوص، الهی اخلاص، اخلاص که شرط توحید است، اخلاص که راه موحدی است. اخلاص که وحدت است که تو نابی و خالص؛ نابی و یکتا، بی‌تا، بی‌همتا.

 بگویم که بگویم "الله الصمد"، بگویم(بخوانم، فرمانم بده): "قل «هو الله احد»". الهی انت الله احد، الهی انت الصمد؛ الله الصمد؛ تو خالصی، غیر را به تو راهی نیست، لم یلد و لم یولد؛ تو خالصی و ناب و لم یکن له کفواً احد.

الهی خلاصم کن از آتش و گرمای دوزخ

الهی خالصم کن برای خویشت

الهی خلاصم کن/ خلاصم ساز برای خودت

الهی خالص کن اعمالم را برایت

الهی خلاص کن از اعمالم برای خودت

"اللهم خلّصنا من حَرّ نارک"

اللهم خلّص اعمالنا لک

اللهم خلّصنا لک

 

   + مهدی رزاقی - ۸:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱٢ دی ۱۳۸۸