همیشه پیش از آنکه فکر کنی، اتفاق می‌افتد. برای رسول ملاقلی‌پور

  او هم چه ناگهان! رفت.

  بعد از دیدن "نسل سوخته" می‌گفتم، انگار شطحیات عارفی است که می‌خواهد هر چه را مانده است،  یک‌جا بگوید؛ انگار برای "ملاقلی"،  این آخرین مجال حرف زدن بوده و می‌خواسته همه‌ی حرف‌هایش را یک‌جا بگوید. 

 بعد از دیدن "میم، مثل مادر" باز، همان یاد به خاطرم آمد.

 انگار این بار هم، او حس صادقی داشت.

 

 وقتی از این «سفر» ملاقلی‌پور با خبر شدم، یاد این شعر مرحوم فروغ فرخزاد افتادم:

 

به مادرم گفتم: « دیگر تمام شد»

 

گفتم:« همیشه پیش از آنکه فکر کنی

 

- اتفاق می‌افتد

 

باید برای روزنامه تسلیت بفرستم».

 

 

 

 

یادش زنده و روانش شاد و جاودان

 

   + مهدی رزاقی - ٩:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱٥ اسفند ۱۳۸٥