حرف‌های درگوشی- گفتن و شنیدن/ گفتگو/ مویه/ نجوا/ درد دل

  حرف‌های درگوشی- گفتن و شنیدن/ گفتگو/ مویه/ نجوا/ درد دل (. . . حرف‌های نگو)

(25/7/1388-300)

 

«ترجیحاً لطفاً فقط رفقا و نزدیکان بخوانند»

 

* برخی گریه‌ها را (گریستن‌ها  را) در نماز، از مبطِلات نماز شمرده‌اند.

 

    الهی، خدایا، گفته‌اند وقتی که می‌خواهیم با شما/ با جنابتان صحبت کنیم، نماز بخوانیم، حالا می‌خواهم با شما حرف بزنم؛ درد دل کنم، پس باید نماز بخوانم. خدایا ببخشید اگر هنگام صحبت بغضم می‌گیرد، گریه می‌کنم. گاه در اشک اختیار نیست، بعضی وقت‌های دیگر هم اصلاً دلم می‌خواهد وقت این درد دل گریه کنم/ بگریم. اصلاً دلم می‌خواهد گریه‌هایم را نزد شما بیاورم. که امنید که امانید که آرامید که سلامید که حلمید و حلیمید.

 گاه گریستن آدمی را آرام می‌کند، حالا شما بفرمایید من چه باید بکنم؛ اینکه گفته‌اند برای حرف زدن با شما باید نماز خواند، اینکه گفته‌اند برخی (این) گریه‌ها در نماز صحیح نیست و "من که می‌خواهم با گریه با شما حرف بزنم"، حرف‌هایم را با بغض و اشک بگویم؛ یعنی می‌دانید که اصلاً گاهی غیر این طور نمی‌شود که آن حرف‌هایم را بگویم، تا با گفتن به محرمی التیام یابد این چشم، این دل، این جان این بی‌قرار. تا با گفتن به محرمی، مرهمی یابد.

  اگر کسی وقت صحبت کردن با شما، برای اینکه حتی بخواهد خودش را پیش شما لوس کند، گریه کند، تا شما نوازشش کنید، شاید گاهی حرجی به او و به آن نیز نباشد.

 کسی چه می‌داند، شاید هر نجوایی با شما نماز است.

گاه هم فارغ از آیین و آداب الصلاة

...

  حرف‌ها، آن حرف‌ها، حرف‌های میان من و شما که این روزها فقط بین خودمان، بین ما، بین شما و من می‌ماند....

 بعد حرف‌هایی از درد، حرف‌هایی از دل، بعد حرف‌هایی از جماعت، حرف‌هایی از بودن و نبودن عدل، قسط، انصاف، صدق و اخلاص در آن و حرف از جورها.

 

 بعد از گفتن و حرف زدن و آرام شدن پیش شما (نزد شما)، آدمی دلش هوای "شنیدن" می‌کند، هوای دست نوازشگر شما.

 فرموده‌اند که اگر می‌خواهیم که شما با ما صحبت کنید، قرآن بخوانیم.

 حالا باید (می‌خواهم)  سراغ مصحف عزیز بروم، دست نوازشگر.

هو الحق

و لله الحمد

حق یار/ حق یار و یار حق و یا حق  

(و با دعا، با نیایش، با یک جمله، با یک بیت و ... با سکوت و با ... می‌توان با خدا گفت...)

 

   + مهدی رزاقی - ۸:٥٤ ‎ب.ظ ; ٢٥ مهر ۱۳۸۸