با حاکمان!/ آی حاکمان/ هلا حاکم

با حاکمان!/ آی حاکمان/ هلا حاکم

(11/7/1388- 297)

 

متن زیر برگرفته از کتاب ذیل است

(عنوان این پست از متن کتاب نمی‌باشد):

 

"تائو ت چینگ"

منسوب به لائو تزو

برگردان فرشید قهرمانی

نشر مثلث

چاپ ششم

 صص 61-57

 

...

تلاش برای تسلط را متوقف کن

نقشه‌های از قبل طراحی شده را به دور بریز

جهان، خود خویش را اداره می‌کند.

هرچه ممنوعیت ها بیشتر باشند،

پاکدامنی و تقوا در جامعه کمتر خواهد بود.

هرچه ابزار نظامی بیشتر انبار کنید،

کمتر در امنیت خواهید بود.

 

فرزانه می‌گوید:

«قانون را رها می‌کنم

و مردم با صداقت می‌شوند.

اقتصاد را رها می کنم

و مردم ثروتمند می‌شوند.

تمامی نقشه‌ها برای رفاه عمومی را رها می‌کنم

و رفاه عمومی فراگیر می‌شود.»

 

اگر کشوری با شکیبایی اداره شود،

آرامش و شرافت بر آن حکمفرما می‌شود

اگر کشوری با سرکوب اداره شود،

اندوه و نیرنگ بر آن حکمفرما می‌شود.

وقتی میل به قدرت در رأس امور است،

هرچه ایده‌آل‌ها والاتر باشند، نتیجه اندک‌تر است.

سعی کن مردم را خوشحال کنی

و به این ترتیب اساس غم و اندوه نابود می‌شود.

سعی کن توجه مردم را به معنویات معطوف کنی

و به این ترتیب مادیات ریشه کن می‌شود

 

فرزانه از این‌که الگوی خدمت است

راضی و خشنود است

در تحمیل خواسته‌های خود تلاش نمی‌کند؛

صریح و واضح است ولی نمی‌رنجاند؛

رک و روراست است و در عین حال انعطاف‌پذیر؛

فروزان و تابناک است ولی نورش چشم را نمی‌زند.

 

برای خوب اداره کردن یک کشور

چیزی سودمندتر از مدارا و میانه‌روی نیست.

نشانه‌ی انسان میانه‌رو

رهایی از ایده‌های شخصی است؛

شکیبا چون آسمان،

همه‌گیر چون تابش خورشید،

استوار چون کوه،

انعطاف‌پذیر چون درختی در باد،

هدفی ندارد و همه چیز را به کار می‌گیرد.

 

زندگی، خود راهش را  می‌یابد.

برای فرزانه ناممکن وجود ندارد

چون رها و آزاد است

و به فکر رفاه دیگران؛

همچون مادری که از فرزندش مراقبت می‌کند.

 

اداره‌ی کشوری بزرگ

چون سرخ‌کردن ماهی‌ای کوچک است؛

با دستکاری بیش از حد، به حتم کار را خراب می‌کنی.

کشورت را در تائو متمرکز کن

و بدی دیگر قدرتی نخواهد داشت؛

نه این‌که از میان برود

ولی به سادگی می‌توانی از راهش به درآیی.

بهانه‌ای به بدی برای مخالفت مده

و بدی خود به خود از میان می‌رود.

 

وقتی کشوری قدرت به دست می‌آورد

همانند دریا می‌شود؛

همه‌ی جریان‌ها به سوی آن سرازیر می‌شود.

هرچه قدرت این کشور بیشتر شود،

بیشتر نیازمند تواضع و فروتنی است.

فروتنی یعنی اعتماد به تائو

و از میان رفتن نیاز به دفاع از خود.

 

ملت بزرگ مانند مردی بزرگ است؛

وقتی اشتباهی مرتکب می‌شود، متوجه آن می‌شود

و آن را می‌پذیرد.

با پذیرش اشتباه، آن را اصلاح می‌کند.

کسانی که نقص‌هایش را به او گوشزد می‌کنند،

آموزگاران مشفق خویش می‌داند

و دشمنانش را سایه‌های خویش.

اگر حکومتی در تائو متمرکز شود،

ملت خود را تغذیه کند

و در امور دیگران دخالت نکند؛

الگویی برای دیگر کشورها در سراسر دنیا خواهد بود

 

(نحوه‌ی نگارش این متن، مطابق متن کتاب است)

   + مهدی رزاقی - ۸:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۱ مهر ۱۳۸۸