صدق و کذب و حسن عاقبت/ تعویذ و توجه(مراقبت)

صدق و کذب و حسن عاقبت/ تعویذ و توجه(مراقبت)

(4/7/1388- 294)

 

  قضاوت و اظهار نظر درباره‌ی دیگران امر سخت و خطیری است. شاید اگر آقای هاشمی شاهرودی گمان می‌بردند  هنگامی‌که قرار است پس از 10 سال مسئولیت قوه‌ی قضائیه را به فرد دیگری تحویل دهند، شرایط به گونه‌ای باشد که بود، هنگام تحویل گرفتن این قوه از فرد قبلی(آقای محمد یزدی) نقل به مضمون بیان نمی‌کردند که پس از 10 سال مسئولیت آن فرد، "یک ویرانه" را تحویل گرفته‌اند.(مقصود این نوشته ناظر به حقیقت امور نیست، بلکه منظور اظهار نظرهای اولیه و شرایط بعدی فرد است در وضعیتی مشابه آن شرایطی که پیش‌تر درباره‌ی آن  اظهار نظر کرده است). شاید از سوی وی گمان برده نمی‌شد یا به ذهن هم خطور نمی‌کرد که لااقل بخشی از جامعه درباره‌ی آن قوه و برخی نهادهای تحت سرپرستی آن، چنین قضاوتی پیدا کنند یا برخی مقام‌های بالای حکومت عکس‌العمل نشان بدهند یا از برخی علما یا حقوقدان‌هایِ بنام چنان اظهار نظرهایی بشنوند یا نامه‌هایی دریافت کنند که برای مثال می‌توان به تغییر رویه دادگاه وقایع اخیر بعد از تغییر آقای شاهرودی اشاره کرد(در مطلب مستقلی پیش‌تر به آن پرداخته شده است) یا مطالب مربوط به بازداشت‌گاه کهریزک و برخی خطاهای احتمالی قضایی(از سوی قاضی یا ضابطان قضایی مرتبط با آن بازداشت‌ها) یا نامه‌ی آقای دکتر محقق داماد و نمونه‌های دیگر که اندک هم نبودند و نیستند، از مثال‌های دیگر آن هستند.

 ما نیز چنان‌چه به نقد و اظهار نظر می‌پردازیم باید انصاف و کرم و مروت و مدارا را مراعات کنیم و برای همه خواهان فرصت ترمیم و جبران باشیم. باید به خدا پناه ببریم و از او مدد جوییم برای غافل نبودن و غفلت نورزیدن و دور بودن از خسران و خذلان. الهی دورمان بدار از خدعه و خطا و خیانت، از دروغ و دغل و....

الهی که خدا مراقب‌مان باشد و نگهدارمان باشد از لرزش و لغزش.

خداوند دورمان بدارد از آن‌چه موجب این دریغ و حسرت و افسوس و ای‌کاش‌هاست

و لله الحمد

 

اما از این مقدمه‌ی طولانی، مقصودم اشاره‌ به موضوعی دیگر بود:

العاقل یکفی الاشاره (بالاشاره/ به الاشاره هم دیده‌ام)

 

  آقای احمدی‌نژاد، امسال در تاریخ 30/6/1388 در یکی از مدارس حاضر شد و با توجه به این‌که در اول مهر در ایران نیستند، بر روی تخته‌سیاه، برای شروع مدارس مطلبی را یادداشت کرد، اما تاریخی که زیر آن نوشته ثبت شد، به عوض 30/6، تاریخ 1/7/1388 بود.

 به نظر می‌رسد که انتظار دقت و مراعات صدق در امور از جمله همین مثال، امری شایسته باشد. شاید حتی عبارتی مثل "آستانه مهر 1388" به سادگی باعث می‌شد که هم "اهمیت صحت و درستی و راستی" لحاظ شود و نشان داده شود و هم این‌که تاریخ ثبت شده، مرتبط با مناسبت یاد شده باشد.

خداوند ما را از راستان و درستان قرار دهد.

خداوند ما را از صادقان قرار دهد.

خداوند ما را همراه صدیقین قرار دهد.

اعوذ بک یا الله

 

   + مهدی رزاقی - ٧:٠٢ ‎ب.ظ ; ٤ مهر ۱۳۸۸