احیاء و مهیای شب‌های قدر

احیاء و مهیای شب‌های قدر

(21/6/1388- 291)

 

 سلام

 بر این نوشته چنانچه به لطف الهی، قدری مفروض باشد، از جمله هدیه به مهرداد نصرتی عزیز و سعیدِ دوست‌داشتنی و جناب همایون گرامی و پدر بزرگوارشان که چه‌قدر این خانوداه‌ی اهل فرهنگ و هنر، محبوبند. خدای‌شان حفظ کند به نیکی و خیر

  و هدیه به دوستان این وبلاگ از جمله سرکار خانم غدیری

 

 

این روزها برای یکی از دوستان "چهل مکتوب" نوشتم:

 

 امسال یه لیست معین درخواست دارم و داشتم برا این شبها. [اما] دلم میخواست و میخواد امسال به جای اینکه از خدا بخوام امور رو اونجور که من میخوام و دوست دارم  قرار بده، از او بخوام که این بار من رو اون جور که [او میخواد و] دوست داره قرار بده.

 مأجور باشد ان شاء الله

 

 

 

  خداوند در قرآن، شب را مایه سکینه و آرامش و قرار می‌نمایاند. شاید خوب باشد اگر که در شب‌های محتمل قدر، عبادت و نیایش قدری با سکینه و طمأنینه باشد. رفتار و منش فرد آن‌گونه باشد که شایسته‌ی حضور در نزد صاحب قدری است. شایسته‌ی وقارِ نزدِ صاحب قدری است.

  خوب است که در این شب فرد از محاسبات کمّی و ظاهری، کمی فاصله بگیرد تا مشی‌اش این نشده باشد که تنها با شتاب و سرعت، بی تعمق، مثلاً تنها بخواهد عدد آیاتی را که با چشم دیده است و با زبان خوانده است بیشتر کند یا تعداد رکعاتی را که قیام و قعود کرده، بی‌حضور، افزون کند. در اعمال ،کیفیت و چگونگی نیز شرط است حالا آن که بتواند این دو را با هم بیاورد، طوبی بر او.

 این شب، شب تقدیر است، شب تعیین مقدرات است، پس خوب است که انسان خداگونگی کند و پیش از عمل و دست‌به‌کار شدن، بیندیشد و تدبیر کند، بیندیشد و مرور کند. از اعمال مستحب شب قدر همین "اندیشیدن" است، از امور صاحب قدر این شب "تفکر" است. چه نیکو که در شب قدر دعوت کرده‌اند و بندگان را خوانده‌اند به گفتگوی علمی.

  خوب است اندکی به جای شتاب برای اذکار و اعمال کمّی به طمع کسب ثواب و مثاب بودن، اندکی، قدری و لَختی سر به جیب و گریبان فرو ببریم و اندیشه کنیم که "از کجاییم و در کجاییم و به سوی کجا؟"

  این شب‌ها را قدری به "توجه" بگذرانیم و برای مسیر پیش رو بیندیشیم که چه باشد و کجا باشد و چگونه باشد. با خود "شرط‌هایی" و "مراقبت‌هایی" را عهد کنیم و پس از آن در وفای به آن کوشا و متوجه و "مراقب" باشیم و وقتی را برای خود قرار دهیم تا به "حسابِ" خود برسیم و هر جا کاستی‌ای باشد به جبرانش "قیام" و "مجاهده" کنیم.

  این شب‌ها قدری بیندیشیم که آنچه گذشت را چگونه گذرانیدم و چگونه باید....

   به یاد آوریم که "یک ساعت تفکر را برتر از هفتاد سال عبادت" دانسته‌اند. عبادت اگر جانِ اندیشه را نداشته باشد، پوستینی می‌شود بی‌روح، "بی‌حیات". عبادت پوسته‌ای نیست بی مغز و بی ‌مخ و بی لُب. آنچه باید باشد، روح است و جان است در کالبدی و ظاهری و در شئونی فارغ است از ظاهر و دور از تظاهر و این شب‌ها شب احیاء است، شب زنده داشتن است و شرط، مهیا بودن است.

  این خلوت و سکوت شبانه‌ را بنده مغتنم شمارد به سکوت و به خلوت و به تماشا و به تدبر. به سیر انفس.

رها کند فکر را، رها بگذارد اندیشه را، ... در هوای خدا

 

در این شب‌ها، زمانی نیز برای توجه و توکل بی‌واسطه‌ به حضرت احدیت باشد.

از جمله، در تعابیر حضرت صدیقه کبری، فاطمه‌ی زهرا، را لیله‌ی قدر یاد کرده‌اند.

از اعمال مستحب این لیالی، زیارت امام حسین ذکر شده است.

 

الهی توفیق فهم و درک باطن و حقیقت و معانی شب قدر را نصیب‌مان گردان.

الهی غوّاص دریای معرفتت قرارمان ده.

العبد مهدی رزاقی

 

برخی نوشته‌هلای مرتبط:

شب قدر (درباره شب قدر)

جنگ دنیا/ انقطاع/ شوق/ دست دل/ دست و دل   (درباره امام علی)

ادب دعا قسمت اول تا پنجم (درباره دعا)

سود و هزینه (درباره قضا و قدر)

قلب دوم/ هجرت/ پویه۲ (درباره قضا و قدر)

مولانا امیر المؤمنین (درباره امام علی)

ربوبیت/ باور (درباره قضا و قدر)

وداع و فراق (درباره حضرت زهرا)

آنم آرزوست*  (درباره حضرت زهرا)

رسم بندگی(2) ( تسلیم و مقام رضا)

الهی (دعا)

یا  (دعا)

 اللهم  (دعا)

نور/ اشراق/ نور اشراق  (دعا)

رحمت برای همه/ زنهار* (دعای ماه رمضان)

صبر

نوشته‌های بخش دعای وبلاگ

 

 

   + مهدی رزاقی - ٥:٠۳ ‎ب.ظ ; ٢۱ شهریور ۱۳۸۸