شوق و حزن

 شوق و حزن

(6/4/1388- 276)

 

  گاه آنچه که باید باشد شوقی برمی‌انگیزد و فاصله‌ی هست‌ها با آن بایدها ....

گاه آیا می‌توان حزن نداشت و اشک نریخت از این فاصله‌ها؟

 

نقلی است از امام علی(ع) در وصف یاران امام زمان که «بخشی از آن را» اینجا می‌آورم:

و نیز ذکری به بهانه‌ی این روزها.

 

[یاران امام زمان] بیعت می‌کنند که:

دزدی نکنند

مسلمانی را دشنام ندهند

خون کسی را به حرام نریزند

 آبروی کسی را ندرند(حریم مُحْرِمی را ندرند)

به منزلی هجوم نبرند

کسی را به ناحق نزنند(احدی را نزنند مگر به حق)

طلا و نقره و گندم و جو نیندوزند

مال یتیمی را نخورند

به آنچه که به آن علم ندارند، شهادت ندهند

 

حریر و خز نپوشند

در برابر زر سر فرو نیاورند

راه را بر کسی نبندند(راهزنی نکنند)

راه را ناامن نکنند

خوراکی را از گندم و جو انبار نکنند(حبس نکنند)

به کم قناعت کنند

به پاکی مایل باشند(یشتمّون علی الطیب)

از پلیدی ناخشنود باشند

به نیکی فرمان دهند

از زشتی‌ بازدارند

جامه‌های خشن بپوشند(از لباس‌ها، خشن بپوشند)

خاک را متکای خود سازند(یتوسدون التراب علی الخدود)

در راه خدا آن‌گونه که حق جهاد اوست، جهاد کنند

 

او(حضرت مهدی) نیز برای آنان، بر خود شرط می‌کند که:

 آن‌گونه راه برود که آنان می‌روند(یمشی حیث یمشون)

آن‌گونه بپوشد، که آنان می‌پوشند

بر مرکبی براند، مانند آن که آنان می‌رانند

به کم خشنود باشد

زمین را به یاری خدا پر از عدالت کند، آن‌چنان که پر از ستم شده است

خدا را آن‌چنان که شایسته اوست بپرستد

برای خود پرده‌دار و دربانی اختیار نکند

 

 

 

   + مهدی رزاقی - ۸:٠٧ ‎ب.ظ ; ٦ تیر ۱۳۸۸