چهل حرف از داستان آدم(ع) / داستان خلقت- قسمت دوم

چهل حرف از داستان آدم(ع) / داستان خلقت- قسمت دوم

(9/9/1387- 240)

 

   وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

(به خاطر بیاور) هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روى زمین، جانشینى [= نماینده‏اى‏] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا! »آیا کسى را در آن قرار مى‏دهى که فساد و خونریزى کند؟! (زیرا موجودات زمینى دیگر، که قبل از این آدم وجود داشتند نیز، به فساد و خونریزى آلوده شدند. اگر هدف از آفرینش این انسان، عبادت است،) ما تسبیح و حمد تو را بجا مى‏آوریم، و تو را تقدیس مى‏کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقى را مى‏دانم که شما نمى‏دانید.»

 

وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ

سپس علم اسماء [= علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات‏] را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست مى‏گویید، اسامى اینها را به من خبر دهید!»

 

قَالُواْ سُبْحَانَکَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّکَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ

فرشتگان عرض کردند: «منزهى تو! ما چیزى جز آنچه به ما تعلیم داده‏اى، نمى‏دانیم؛ تو دانا و حکیمى.»

 

قَالَ یَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا کُنتُمْ تَکْتُمُونَ

فرمود: «اى آدم! آنان را از اسامى (و اسرار) این موجودات آگاه کن.» هنگامى که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار میکنید، و آنچه را پنهان میداشتید!»

 

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ

و (یاد کن) هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده و خضوع کنید!» همگى سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، (و به خاطر نافرمانى و تکبرش) از کافران شد.

 

 متن آیات و ترجمه فوق را از نرم‌افزار "المبین" آورده‌ام.


حرف‌ها(ادامه):

 

15- اثر دانستن علم اسماء در خلیفه‌ اللهی  چیست که سود آن از فساد و خونریزی بیشتر است؟(رابطه خلیفه اللهی و علم بر اسماء)(بند 23 و 31)

16- در "خلیفه" تنوین یا نکره است و یا "وحدت"(خلیفه‌ای یا یک خلیفه). این اراده عمومی است یا تنها حصر به آدم(ع) است که کل اسماء به او آموزانده شده است. چنانچه مقصود حصر باشد، آیا این حصر درباره‌ی تمام پیامبران یا برخی از پیامبران است یا آیا این امکان کل نوع انسان را در بر دارد؟ در صورت حصر میان پیامبران، آیا امامان را نیز شامل می‌شود؟(بند 12)

17- بیان ملائک به خداوند استفسار و پرسش بوده است؟ آیا در ظاهر بیان انذار نیز هست؟ آیا می‌تواند که نوعی بیان اعتراض تلویحی باشد(اتجعل فیها من...)

18-چه لزومی برای اثبات عملی توسط خداوند به ملائک وجود داشته است؛ چرا خداوند مزیت آدم را به ملائک می‌نمایاند تا آنها نیز در پایان بیان کنند که لا علم لنا الّا...؟ آیا تنها بیان مزایای آدم کافی نبوده است؟

19-آیا ملائک اختیار پرسش دارند یا عقل تحلیل‌گر و پیش‌بینی کننده دارند؟(اتجعل فیها من...)

20-پرسش ملائک درباره‌ی فساد و خونریزی بوده است، رابطه‌ی تعلیم اسماء با پرسش ملائک چیست؟(بند 31/ بند 33)

21-مزیت انسان به عنوان موجود مختار، دارا بودن عقل انتخابگر و اختیار است(برای انتخاب و عمل به انتخاب)؛ اختیار و اراده از شروط مسئول بودن است.

22-آیا ملائک امکان گفتن غیر صادقانه دارند یا مگر ملائک در بیان‌شان صادق نبودند که خطاب به آنها آمده است که "ان کنتم صادقین"(در چه چیز صادق نبوده‌اند؟/ توجه به "ان" و "لو").(بند 36)

23-باید اثر علم اسماء که سودش بیش از زیان فساد و خونریزی است، معلوم شود.(بند 15و 31)

24-کیفیت وجودی حضرت آدم(ع) قبل از هبوط به زمین چطور بوده است؟ آیا با این جسم می‌توان در عالم مجردات بود؟ اگر با جسم خاکی(زمینی) نبوده، نسبت آن آدم(ع) با حضرت آدم ابوالبشر چیست؟

25-در زمان این گفتگوی خدا با ملائک، آدم(ع) در چه وضعیتی بوده است؟ شکل جسمی او چگونه بوده است؟(بند 32)

26-این گفتگو مربوط به پیش از هبوط حضرت آدم بوده است.

27-علت وجود آدم(ع) در آن عالم چه بوده است؟ آیا این موضوع یک استثناء است یا نمونه‌های دیگر هم دارد یا داشته است؟

28-آیا با توجه به پرسش و پیش‌بینی ملائک، این موضوع جعل خلیفه یا هبوط و زندگی در زمین یا جایی شبیه آن با وجود اختیار دارای سابقه‌ی قبلی است یا احتمال تکرار آن وجود دارد؟ آیا این یک سیکل تکرار شونده است؟(بندهای 1، 5 و 6 )

 

   + مهدی رزاقی - ٧:٥٢ ‎ب.ظ ; ٩ آذر ۱۳۸٧