اغراق شاعرانه

اغراق شاعرانه

(18/8/1387- 235)

 

    یکی از بهانه‌های حمله آمریکا به عراق، بهانه‌ی وجود سلاح‌های کشتارجمعی در عراق  و همچنین فعالیت‌های نظامی غیرمتعارف عراق بود -که از جمله مثال‌های آن می‌توان به همان قطار مورد ادعای امریکا اشاره نمود(بیان می‌کردند که در آن قطار آزمایشگاه‌هایی وجود دارد که در آن به تحقیق یا تولید سلاح‌های شیمیایی و میکروبی می‌پردازند). البته در این میان غرب، از جمله مجبور به اعترافاتی شد درباره‌ی سلاح‌ها و یا امکاناتی که در قالب دانش، مواد اولیه و... برای تولیدات غیر متعارف نظامی در زمان جنگ با ایران به عراق داده بود(این موضوع بعدها کمابیش مورد مانور ایران و سبب اعتراضاتی از سوی ایران برای محکومیت برخی اقدامات غرب قرار گرفت گرچه که عملاً و به صورت اثربخش از آن بهره‌برداری نشد-این موضوع را می‌توان شبیه همان موضوع دانست که ایران از کشته ‌شدن برخی اتباع کشور در افغانستان و به دست طالبان به نحو مؤثری استفاده نکرد حتی زمانی که شرکای تاکتیکی و استراتژیک دیروز طالبان، ایران را از نزدیکان طالبان برشمردند و به این بهانه محکوم می‌کردند).

   اما پس از حمله‌ی به عراق و با ورود گروه‌های حقیقت‌یاب، در نهایت اعلام شد که سلاح‌های مورد ادعای امریکا در عراق یافت نشده است و حتی پس از آن، از سوی خود کشورهای مهاجم گزارشاتی در مورد دروغ بودن گزارشات قبلی آن کشورها در مورد میزان خطرآفرینی تسلیحاتی عراق منتشر شد (در امریکا و انگلستان)

     در شرایط فعلی کشور نیز از جمله مانورهایی که در سطح جهانی، بر ضد ایران انجام می‌شود مربوط به ادعای کوشیدن ایران برای دسترسی به سلاح های کشتارجمعی و تولید تسلیحات غیر متعارف است. به همین علت در مورد مانورهای نظامی که در کشور انجام می‌شود و یا درباره‌ی پیشرفت‌هایی که در حوزه‌ی دانش فنی یا امکانات و تجهیزات نظامی در کشور اعلام می‌گردد، تصمیم‌گیران نظامی ایران باید به این موضوع دقت نمایند که گرچه این اقدامات از یک سو ممکن است که قدرت بازدارندگی داشته باشد و برای تهاجم احتمالی به این سرزمین،  دشمنان را به تأمل وادارد، اما از سوی دیگر در این نمایش‌ها نباید که دچار "اغراق شاعرانه" گشت چرا که ممکن است آنان از همین اعلام‌ها و اقرارها و یا ادعاها علیه ایران استفاده کنند و در حالی که افکار عمومی جهان در حال حاضر آمریکا را به دلیل ادعاهای نادرستش در مورد توان نظامی و خطرآفرینی صدام مقصر می‌داند و به صورت بالقوه این ادعاها را از سوی غرب و  آمریکا درباره‌ی کشوری دیگر به دیده‌ی تردید می‌نگرد و نمی‌پذیرد، ما بهانه به دست آنان نداده باشیم و به صورت واقعی یا غیرواقعی شواهدی را برای ادعای مجدد آمریکا در اختیارشان قرار نداده باشیم. همچنین زمانی که کشوری از توان نظامی خود اطمینان کامل دارد و دیگران نیز به این توانمندی آگاه هستند، آن کشور اصراری برای اعلام توانمندیهای نوینش و پیشرفت‌هایش ندارد، به طوری که قسمتی از توانمندی‌های خود آمریکا و حتی وجود نسل‌های نوینی از جنگ‌افزارهای آنان در جنگ خلیج‌فارس، جنگ برای براندازی صدام و... معلوم شد و نه در مانورهای آمادگی یا اعلام‌های رسانه‌ای. در این باره حتی برخی فرضیه‌پردازان از جمله اهداف این جنگ‌ها را عیارسنجی این نو‌آوری‌ها در میدان‌های عملیاتی و عرصه عمل می‌دانستند(البته به نظرم این هدف نمی‌تواند تنها دلیل یا علت العلل حمله به عراق باشد)

   گرچه که به رغم شرایط فوق، در مورد کشورهایی که توان نظامی‌شان شناخته شده نیست و قدرت بلامنازع نیستند و در معرض تهدیدهایی نیز قرار دارند، ممکن است که  انجام و نمایش مانورهای نظامی غیر قابل اجتناب باشد.

    همچنین نباید باور داشت که غرب در صورت اراده‌ی قطعی برای حمله به کشوری، تنها بهانه یا علت را در تهدیدات یا پیشرفت‌های نظامی آن کشور بداند بلکه در مناسبات و نظم کنونی جهان، جنگ‌جویان و جنگ‌افروزان با بهانه و بی‌بهانه عملاً خود را مجاز یا محق انجام آنچه که می‌خواهند انجام بدهند، می‌دانند.

   به گمانم در معادلات کنونی جهان، "لذت" هدفی غائی برای بسیاری از زورمندان باشد، و در این مسیر "ثروت" وسیله‌ای برای به دست‌ آوردن ابزار لذت و "قدرت" وسیله‌ای برای به دست آوردن و حفظ ثروت است.  از سوی آنان این چرخه کامل شده است و "تبلیغات با ابزار رسانه" به عنوان وسیله‌ای برای آماده‌سازی و توجیه افکار عمومی است و ابزاری است برای موجه نشان دادن عملکردشان و پذیرش افکار عمومی. در اینجا "دانش، شناخت و هنر"  نیز سربازانی در اختیار رسانه می‌توانند باشند برای هر چه بیشتر تأثیرگذار کردن رسانه در  مسیر اهداف آنان.

 

 

   + مهدی رزاقی - ٧:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۸ آبان ۱۳۸٧