نگاه

نگاه

(1/4/1387- 211)

 

لااله الا الله

 

به دوستمان که پیشانی نویسش چنین است

یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم

 

 

حقیقت این است که من این آیه را دوست دارم به رغم آنکه آن را تهدید انسان معرفی کرده باشند

خوشم که در چنین موقفی نیز اگر میخواسته که صفتی برای رب گوید باز کریم نامیده که از صفات جمالیه است و باز از صفات جلال و جبروتش در این مقام برای نوع انسان، سخنی به میان نیاورده. انگار آتش است و آب. خوف است و رجا و هر کدام، به چند کلام: ابتدایش ابّهت و هیبتش در  یا ایها الانسان ما غرک و از پس آن لطافت و غنودن و آرمیدن در لطیفی‌یه بربک الکریم(این دو گونگی را در حرف‌ها و واژه‌ها و آوای این دو پاره نیز میتوان سراغ گرفت).

یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم

آن را چنین میبینم که به خدای کریم مغرور باشم

که کریم است

و لله الحمد

    در معنای معمول آیه عتاب است که چه چیز تو را نسبت به رب کریمت مغرور کرده؟

اما پاسخم این است : کرامته/ کرمه

کریم بودنش مایه غرور است بنده را

 

در تعبیر معمول می‌توان گفت که شاید یکی از این دو تعبیر ذیل منظور آیه باشد:

1-  انسان با انجام اعمال به ظاهر نیک، مغرور شود و خود را محق لطف‌هایی که از سوی خدا شاملش می‌شود بداند

2-  یا خدایی نخواسته، فرد در برابر خدا غرور داشته باشد و در حالی که خداوند از سر کرامت به او مجالی میدهد، خود را در برابر خدا منشاء اثر بداند و با غرور و تکبر با خودِ خداوند مواجه شود. و آن که متکبر و مغرور شده (خدایی نخواسته) طغیان میکند و عصیان(طاغی میشود و عاصی)

      اما نزدم رواست که آدمی احساس غرور کند از خدایی که دارد. به خود ببالد از خدایی که دارد و بنازد به خدایی که دارد

 

 

چه خوب که خود را عاصی ننامیم بنده عاصی ننامیم

ما اقرارمان تنها نزد خداست و آن هم میشود که تنها بسنده کردن به حالت و حقیقت آن باشد آسوده از لفظها

ما که مقر و مذعن و معترفیم نزد خدا

اگر عصیان ناخواسته ای هم بوده باشد بنده نادم است و او خاطی است و نه عاصی

او خود را خاطی میپندارد که یعنی جایی اشتباهی کرده جایی به اشتباه، خطا کرده

ما نزد دیگر بندگان رابطه‌مان را با خدا عصیان نمیگوییم

مباد که خدا شرمش آید نزد غیر از بندگی ما(این عبارت تأویلی است)

مبادا که خدا را شرمنده کنیم نزد غیر با این بندگی‌مان(این عبارت تأویلی است)

روا نیست که کریمانه بگذرد و ما شائبه جسارت مهیا سازیم مظان و معرض اهانت فراهم نماییم

 

    ما اگر خاطی هم باشیم، نزد دیگران در حضور غیر نشاید که خود را عاصی بنامیم

 آنچه گذشته است اگر به حقیقت عصیان هم بوده باشد به حرمت کرامت و بزرگی‌ او آن را برای اندرونی جانمان نگه میداریم تا مباد که قبح آن فروریخته شده باشد

ما خاطی اگر باشیم باز آدمی را ممکن الخطا میگوییم تا جایز الخطا.

 

 

یا ستار

 

 

* در این نوشته، بعضی جاها قواعد و آیین نگارش را مراعات نکرده‌ام

 

 

 

   + مهدی رزاقی - ٤:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱ تیر ۱۳۸٧