کوثر

کوثر

(20/3/1387- 208)

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

      کوثر را در سوره‌ی انا اعطینا، از جمله، "خیر کثیر" تعبیر کرده‌اند. نقل است که این سوره بشارتی به پیامبر بوده است درباره فرزنددار شدن ایشان. با توجه به اینکه پسران پیامبر(قاسم و عبدالله)، فوت می‌کردند، به ایشان ابتر گفته شد که برای فردی به کار می‌رود که بدون ادامه نسل یا به اصطلاح "اجاق‌کور" است. در این سوره به پیامبر دستور داده شده است که نماز به جا آورد و قربانی کند.

   پیش از ایجاد نطفه‌ی حضرت زهرا سلام الله علیها، پیامبر برای مدت زمانی مراقبت‌هایی را و پرهیزهایی را در رابطه‌شان با همسرشان حضرت خدیجه به عمل آوردند.

 

    گرچه که شاید معمول ذهنی این باشد که درباره نسل، سلسله پدری لحاظ شود، اما درباره سادات، این درس مغتنمی است که این انتساب به پیامبر از سوی دختر ایشان، حضرت زهرا، می‌باشد(به رغم آنکه عموماً نسل را از فرزند ذکور می‌دانند) و در واقع پیرو همین موضوع شاید مناسب باشد که فرزندانی را هم که مادرشان سیده است، جزء سادات شمرده گردند و به این ترتیب این سلسله وسیع‌تر از آنچه که اکنون مشخص است، خواهد بود(البته که صرف انتساب جسمانی به خاندان نبوت و پیامبر، برای قضاوت درباره کسی کافی نیست -که این مطلب، موضوع این نوشته نیست؛ آن‌گونه که خود قرآن هم بیان کرده است انّ اکرمکم عند الله اتقاکم).

 

  کوثر را هم‌چنان نام نهر یا حوضی در جنت ذکر کرده‌اند و هم‌چنین امام علی را ساقی کوثر یاد کرده‌اند.

  در حدیث "ثقلین"(انی تارک فیکم ثقلین...)، پیامبر دو یادگار خود را در میان امتش، "کتاب خدا" و "عترتش" می‌شناساند و خبر می‌دهد که برای آنکه تا ابد گمراه نشوید، باید که به آن دو تمسک جویید و آن دو از هم جدا نمی‌شوند تا این که در کنار حوض به ایشان باز می‌گردند(حتی یردی علی الحوض)

   در تفسیر المیزانِ علامه طباطبایی، این احتمال بیان شده است که منظور از کوثر، "کثرت ذریه" پیامبر باشد که این بشارت شاید از جمله، پاسخ به کسانی است که نسل ایشان را منقطع می‌دانستند. همچنین مرحوم علامه طباطبایی درباره‌ی نماز و "نحر"، اشاره شده در سوره کوثر(فصل لربک و انحر)، مطالبی چون  نماز عید قربان، قربانی کردن شتر و یا بلند کردن دست، هنگام تکبیر گفتن در نماز را بیان می‌نمایند.

 

   نام فرزندان پیامبر قاسم، زینب، عبدالله، ام‌کلثوم، فاطمه و رقیه بوده است که همان‌گونه که اشاره شد قاسم و عبداله فوت می‌کنند(زمانی که پسرِ مردی می‌مرده است، عرب می‌گفته است که «بَتَرَ فلان» -دقیق در خاطرم نیست ولیکن شاید به این مطلب در لغت‌نامه‌ی مرحوم دهخدا برخورده باشم). پس از فوت فرزند پیامبر گویا عاص بن وائل یا ابوجهل یا کس دیگری درباره پیامبر از تعبیر ابتر(بر وزن افعل- صفت تفضیلی) استفاده می‌کند. و پس از آن خداوند بشارت "عطیه کوثر" را به پیامبر می‌دهد و آن اهانت کننده را بدون نسل بیان می‌نماید.

     در تفسیر "پرتوی از قرآن"، مرحوم آقای طالقانی این احتمال را بیان کرده‌اند که "نحر" به معنی "در برابر چیزی ایستادن" و یا "کاری را به درستی انجام دادن" باشد.

 

   چندی پیش، یکی از دوستانم(علی آقای نعناکار) درباره فوت فرزندان ذکور پیامبر فرضیه جالب و نگاه ظریفی را بیان کردند؛ ایشان بیان نمودند که با توجه به سلسله نبوت از حضرت ابراهیم و فرزندان ایشان(اسماعیل و اسحاق) و پس از آن امتداد یافتنش از سلاله حضرت اسماعیل تا پیامبر خاتم، ممکن است بتوان چنین فرض کرد که برخی ویژگی های ژنتیکی که تا آن زمان در آن نسل منتقل شده است تا یکی از فرزندان ذکور به پیامبری مبعوث شود، بعد از ایشان نباید آن خصیصه یا خصائص به فرزند ذکور دیگری منتقل می‌شده است، چرا که ایشان پیامبر خاتم بوده‌اند و از سوی دیگر برخی ویژگی‌ها نیز که از سوی فرزندان دختر نیز انتقال آنان ممکن بوده است، پس از ایشان و توسط یکی از دختران‌شان(حضرت فاطمه) در میان برخی از فرزندان ذکور از نسل وی منتقل شده باشد- که این امر موجب ایجاد برخی ویژگی‌های متشابه میان پیامبر خاتم و امامان گشته باشد(این موضوع را نسبت به گفته‌های آقای نعناکار، نقل به مضمون آورده‌ام).

 

   حضرت زهرا، همسر امام علی خلیفه چهارم مسلمانان بوده است و نقل است که دختر دیگری از پیامبر همسر خلیفه سوم، عثمان، بوده است و پس از فوت آن دختر، وی با دختر دیگری از پیامبر ازدواج می‌کند(به همین علت، عثمان را ذو نورین به معنی صاحب دو نور ذکر کرده‌اند. بنا بر برخی نقل‌ها همسر عثمان در اثر آزارهای وی فوت کرده است و مطالبی را نیز در مورد تدفین وی و خوابیدن پیامبر در قبر دخترش بیان می‌کنند؛ اما مخالفان این نظر بیان می‌کنند اگر که این چنین بود، پیامبر دختر دیگر خود را به همسری عثمان درنمی‌آورد که آن آزارها، شامل حال وی نیز بشود و به قول خود پیامبر، مؤمن از یک سوراخ، دو بار گزیده نمی‌شود).

 

  در مطلب ام ابیها، در نوشته‌های پیشین وبلاگ، بیان شد شاید اینکه پیامبر تعبیر ام ابیها(مادر پدرش) را درباره حضرت زهرا بیان می‌کنند ناظر به حدیث قدسی "... لو لا فاطمه لما خلقتکما" باشد(اگر فاطمه نبود شما دو تن، پیامبر و امام علی، را نمی‌آفریدم) و شاید به این حجت باشد که پیامبر این دخترشان را  ام ابیها و سبب وجودی خود برشمرده است.

 

   برخی از القاب حضرت زهرا:(برای این قسمت و معانی کلمات به ویژه از لغت‌نامه مرحوم دهخدا استفاده برده‌ام و در برخی موارد به لغت‌نامه دکتر معین نیز رجوع کرده‌ام)

بتول: کسی که ازدواج نکند/ پاک دامن، پارسا/ لقب مریم عذراء

عذراء: بتول/ از دنیا بریده/ کسی که ازدواج نکند(؟)/ بتیله، بتیل

عذراء: بکر، دوشیزه

محدثه: هم‌سخن با فرشتگان(اسم فاعل یا مفعول)

فاطمه: بریده شده [از دنیا بریده/ بریده از ناپاکی‌ها/ کسی که از حقش بریده شده]

زهراء:درخشان، روشن/ شکفته شده(زهر:شکوفه درخت)

زاکیه: رشد و نمو کننده، پاکیزه و نیکو(مؤنث زاکی)

صدیقه: بسیار راستگو(صدیقه طاهره/ صدیقه کبری) (صدیقه، ظاهراً لقب عایشه هم بوده است/ لغتنامه دهخدا)

طاهره، مطهره، راضیه(رضا دهنده/ خشنود شونده)، مرضیه(خشنود شده، پسندیده شده)، سیدة نساء العالمین(نسبت به زنان تمام دوران ها/ این صفت برای حضرت مریم و نسبت به زنان هم عصر ایشان نیز ذکر شده است)، زاکیه

- فاطمه اسم معمول در آن روزها بوده است و اسم دختر عمر بن الخطاب از ام کلثوم بنت علی بن ابیطالب نیز بوده(بعضی نام او را رقیه گفته‌اند) – نقل از لغتنامه دهخدا

فاطمه صغری نام دختر امام علی نیز بوده است

- عصمت کبری لقب حضرت زهرا/ عصمت صغری لقب حضرت زینب کبری

مطالب مرتبط:

-         نور، نوشته 54 وبلاگ

-         مادر هستی، نوشته 68 وبلاگ

-         آنم آرزوست، نوشته 83 وبلاگ

-         وداع و فراق، نوشته 85 وبلاگ(و معرفی چند کتاب)

معرفی چند کتاب:

 - زندگانی فاطمه زهرا(س)؛ دکتر سید جعفر شهیدی

- کشتی پهلو گرفته؛ سید مهدی شجاعی

- خطبه فاطمه(س)؛ انتشارت ندای کوثر(تنکابنی و تیموری)

- فاطمه، فاطمه است؛ دکتر علی شریعتی

- انتظار عصر حاضر از زن مسلمان؛ دکتر علی شریعتی

- کشتی پهلو گرفته، سید مهدی شجاعی

- تفسیر سوره کوثر در تفسیر "نوین" مرحوم آقای محمدتقی شریعتی

 

   + مهدی رزاقی - ۸:٥٧ ‎ب.ظ ; ٢٠ خرداد ۱۳۸٧