نوآوری، چیستی و چگونگی(1)

نوآوری، چیستی و چگونگی(۱)/ درهوای – به هوای نوآوری/ بهانه‌ی نوآوری

(198)

      مقدمه اول: در مطلب کودک و خلاقیت(نوشته ۱۹۶ وبلاگ) به مبحث نوآوری نیز اشاره‌ای گردید. گاهی نوآوری را جنبه ملموس(گاهی حتی نتیجه غیر ملموس) یا نتیجه عملی خلاقیت ذکر می‌کنند؛ یعنی در حقیقت وجود خلاقیت می‌تواند که منجر به ابداع یا نوآوری شود یا یکی از شرایط لازم نوآوری، وجود خلاقیت است. اشاره شد که خلاقیت قابل پرورش است حال باید بیفزاییم که برای ابداع لازم است که خلاقیت، سمت‌دهی و رهبری شود. امروزه بسیاری از تکنیک ها یا حتی برخی روش‌ها برای آموزش، مدیریت، بهره‌برداری و ... خلاقیت و نوآوری طراحی شده است و اجرا می‌گردد. برای مثال مباحثی مانند "ایده نویسی"، توفان ذهنی(Brain Storming)، نظام پیشنهادات (Suggestion System از ابزار مدیریت مشارکتی)، روش حل خلاقانه مسئله یا CPS((Creative Problem Solving و یا فراتر از اینها TRIZ فنون یا شیوه‌هایی هستند -که بر مبنای آموزش، توسعه، روش‌دهی و نتیجه‌گیری در حوزه‌های مرتبط با خلاقیت و نتیجه‌گیری روش‌مند(متدیک) از آن- برای دست‌یابی به محصولات جدید یا ابداع استفاده می‌کنند(محصول می‌تواند کالا یا خدمت باشد و نیزمی‌توان آن را به ملموس و غیر ملموس تقسیم‌بندی کرد). امروزه افزون بر آموزش‌های نظری با ایجاد کارگاه‌های آموزشی و نیز ایجاد فضاهای شبیه‌سازی شده فرصت تجربه کردن و کسب مهارت‌های اجرایی را نیز برای افراد ایجاد می‌کنند و در فضای واقعی نیز ایجاد کارگروه‌ها، محوریت قرارگرفتن "سازمان‌های یادگیرنده" و حتی "چرخش شغلی"(Job Rotation) در این راستا قابل توجیه است.

   امکان بروز و بهره‌گیری از خلاقیت و به تبع آن نوآوری، افزون بر آنچه که در بالا اشاره شد(در مورد آموزش، هدایت و ... که در مقیاس‌های کوچک‌تر -مانند خانه و مدرسه- هم قابل اجرا می‌باشد)، برای اثربخشی فراگیرتر، نیاز به عزمی جدی در جامعه دارد(فرهنگ جامعه، حاکمان جامعه، هنجارها و به ویژه روش‌ها)؛ در واقع، بسترسازی، ایجاد زیرساخت‌ها و تدوین ساختارها برای نیل به این مقصود، مهم است؛ امکان گفتگو، بیان آراء، تبادل نظرات(اشاره‌ای به مفهوم تز، آنتی‌تز و در اثر سنتز میان آنان، ایجاد تز جدید و ادامه این فرایند)، اجازه و امکان تجربه( و به تبع آن شکست یا حتی خطای قابل قبول- مطالعه هزینه و منفعت یا  Cost-Benefit و در کنار آن "هزینه‌ی فرصت از دست رفته") در یک سامانه(سیستم) هدف‌مند، روش‌مند و تدوین شده(هر یک از این عبارات، نیاز به تعرف جامع و مانع یا دقیق دارند)  از اسباب غیر قابل پرهیز در این مسیر تعالی می‌باشد(با توجه به آنکه به تولید هر محصول جدید از منظری می‌توان به عنوان یک پروژه هم نگاه کرد، مطالبی که در این حوزه وجود دارد، قابل بهره‌برداری هستند که از جمله می‌توان به سرفصل‌های نُه‌گانه‌ی PMBOK اشاره نمود- در آنجا نیز مبحث مدیریت ریسک یکی از سرفصل‌های مطرح شده می‌باشد).

   مقدمه دوم: از جمله وظایف رهبر(Leader) در یک سازمان، تعیین آرمان‌ها(vision) و ارزش‌ها(values) در آن سازمان می‌باشد و در نتیجه این امر، مدیران ارشد و میانی باید که با همکاری مدیران اجرایی به تدوین برنامه‌ها و شیوه‌هایی برای نیل به آن افق و اجرای برنامه‌ها بپردازند. تعیین چشم‌اندازها، تدوین استراتژی، تهیه برنامه‌های استراتژیک، طرح‌های کیفیت(Quality Plans) همگی در این فضا قابل مطالعه و بررسی هستند.    پس از انجام این مراحلِ تصمیم‌سازی(به وسیله کارشناسان، متخصصان و مشاوران) و تصمیم‌گیری(به وسیله مسئولان)، نوبت به اجرا می‌رسد و در حین اجراء نیز با کنترل‌های لازم(بر اساس معیارها و شاخص‌های تعیین و تدوین شده)، پایش‌ها و اندازه‌گیری‌ها، بازخورها(feed back) و بازنگری‌ها و ویرایش‌ها، این سیر و حرکت به سوی سرآمدی یا تعالی(Excellency) ادامه می‌یابد(بایسته است که ارزیابی‌ها، چه در مورد "سیستم" و چه در مورد "عملکردها"-ارزیابی کارکنان-، بر اساس معیار، شاخص و روش انجام شود و نه آن‌که برداشت‌ها یا احساس‌های شخصی و فردی مبنای قضاوت، تصمیم‌گیری باشد و متعاقب آن عمل بر مبنای آن صورت پذیرد-مثلاً عزل و نصب‌ها-).

  در جامعه‌ی کنونی ما نیز، چشم انداز بیست ساله نظام، برنامه‌های پنج ساله(که پیش‌تر هم مسبوق به سابقه بوده است)، تعیین و تصویب سیاست‌های کلان نظام(با همکاری مجمع تشخیص مصلحت)، برخی تعیین اولویت‌ها و خطوط و یا حتی ممکن است که نام‌گذاری سال‌ها توسط رهبر فعلی انقلاب، در این حوزه قابل بررسی می‌باشد.

 

   مقدمه سوم: از جمله تهدیدهایی که برای ورود معارف و فنون غیر بومی به یک کشور مقصد مطرح می‌کنند، مربوط به زمانی است که ظاهر و فرم آن موضوع وارد شود ولیکن زیرساخت‌های آن تأمین نشده باشد؛ به اصطلاح می‌گویند که "متن" وارد می‌شود ولی "مفهوم" نه(Context/ Concept)؛ اینکه تب بعضی بحث‌های مدیریتی گاهی در کشورمان برمی‌خیزد و بعد فروکش می‌کند و یا اثربخشی لازم را ندارد(به اهداف مورد نظر نمی‌رسد) از این منظر نیز قابل بررسی است.

 

  مقدمه چهارم: گاهی افراد بدون آنکه درباره چرایی امری بیندیشند(یعنی پیش از آنکه درباره ضرورت انجام یا عدم انجام آن موضوع بیندیشند)، درباره چگونگی آن فکر می‌کنند(چگونگی انجام آن)؛ این موضوع می‌تواند ناشی از مرزهای پنهان ذهنی یا قالب‌بندی‌های ذهنی نیز باشد، که در روش‌های خلاقه برای مقابله‌ی با آن، ساختارشکنی ذهنی را نیز پیشنهاد می‌کنند و شاید به همین دلیل هم باشد که در روش مهندسی ارزش(مطالعه ارزش یا مدیریت ارزش) اولین پرسش برای بررسی پروژه‌ای که قرار است با مطالعه‌ی آن، هزینه‌های انجامش را کاهش دهند، می‌تواند این باشد که اصلاً چرا این پروژه را بپذیریم.(تعریف این فرضیه که پروژه را انجام ندهیم.- به گمانم پیش از این در سایت click2all درباره روش مهندسی یا مطالعه‌ی ارزش-ReEngineering- مطلبی آورده‌ایم).

 

   + مهدی رزاقی - ٩:۳٧ ‎ب.ظ ; ٧ اردیبهشت ۱۳۸٧