دشمن دانا

 

 

 

 

امریکا به کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس و نیز مصر اعلام کرد که برای راه‌ اندازی نیروگاه‌های هسته‌ای با آن‌ها همکاری می‌کند؛ این موضوع از چند جهت برایم جالب بود:

 

-         با این اقدام، امریکا می‌تواند به صورت ظاهری هم که شده ادعا کند که با جنبه‌های علمی و استفاده‌های صلح ‌آمیز از فناوری هسته‌ای مخالف نیست.( گو اینکه با هند هم -حتی با توجه به اینکه جزء پیمان NPT هم نیست- قرارداد همکاری امضاء می‌کند و سمت و سوی این همکاری‌ها کاملاً نظامی هم می‌تواند باشد)

 

-         از طریق عقد قراردادهای همکاری با این کشورها، باز هم  منافع سرشار و هنگفتی، عایدشان می‌گردد.

 

-         با ایجاد وابستگی‌های تکنولوژیکی، حضور خود و استمرار آن را در این کشورها تضمین می‌نماید و منابع درآمدی خود را از این رهگذر دائمی می‌نماید و شبکه حضورش را نیز خواهد گسترد.

 

-         قدرت مانور و نفوذ در منطقه را از روسیه به عنوان رقیب تجاری و غیر تجاری خود، در زمینه صادرات دانش و تکنولوژی هسته‌ای و بسیاری از موارد دیگر می‌گیرد.( با توجه به نحوه عملکرد روسیه در تکمیل نیروگاه بوشهر و بازی‌های زیادی که در این مسیر وجود داشت، روسیه گزینه اول شیوخ عرب برای این همکاری نخواهد بود؛ گو اینکه در این بزنگاه آلمان و ژاپن هم کارنامه قابل قبولی در ایران نداشته‌اند)

 

-         در صورت عملی شدن این طرح‌ها، اعراب افزون بر وابستگی نظامی به امریکا، در زمینه انرژی و برخی از منابع پایه نیز به امریکا وابسته خواهند شد و از سوی دیگر ممکن است که قدرت تصمیم گیری مستقل‌شان در زمینه نفت و گاز هم تحت الشعاع قرار گیرد یا بیش از پیش چنین شود.

 

-         با  وجود طرح‌های این چنینی ورود، حضور، اثرگذاری و ایفای نقش امریکا در منطقه و خاور میانه بیشتر و دائمی‌تر خواهد شد.

 

-         این وعده‌ها یک سوپاپ اطمینان ظاهری برای اعراب در مورد مخالفت نکردن امریکا با فعالیت‌های هسته‌ای آنان است.

 

-         کشورهایی که از بیم مخالفت امریکا با فعالیت‌های هسته‌ای‌شان، از دست‌یابی ایران به این فناوری حمایت می‌کردند، ممکن است با رفع این نگرانی‌، از حمایت از ایران نیز صرف نظر کنند.(این موضوع به ویژه در مورد موضع‌گیری مصر احتمالاً بسیار مؤثر خواهد بود)

 

-          . . .

 

 

 

 

 

 موضوع دیگری که به نظرم می‌رسد احتمالاً امریکا دوباره از آن حداکثر ثمر طلبی را نصیب خود خواهد کرد، مربوط به مواضعی است که چندی پیش در ایران و دربارة تنگة هرمز اعلام شد. به نظر می‌رسد امریکا با اغراق درباره این مطالب، کشورهای حاشیه خلیج فارس را متقاعد خواهد کرد تا با یک طرح عجیب و غریب مسیر حمل و نقل کشتی‌های نفت‌کش را از تنگه هرمز تغییر دهد که این موضوع نیز گرچه تا حدی خیالی به نظر می‌رسد اما تهدیدی است که ممکن است باعث از دست رفتن این فرصت استراتژیک برای ایران شود( فرصت کنترل شریان حیاتی تتگه هرمز، یا دیگر استراتژیک نبودن این تنگه و منحصر نبودن مسیر عبور و مرور نفت‌کش‌ها به این تنگه) و از سوی دیگر برای امریکا نیز موقعیت‌های بی‌نظیر یا کم نظیر جدیدی را ایجاد خواهد نمود.