ادب دعا(5) - (قسمت آخر)

ادب دعا(5)- (قسمت آخر)

(188)

هدیه به تمامی یاران این وبلاگ و خوانندگان گرامی 

    دعا، ایجاد مقدمات و فراهم شدن برای به وجود آوردن و داشتن شرایطِ دارا بودن آن موضوع مورد خواست نیز می‌تواند که ‌باشد؛ در جایی دیدم که نقل شده بود که "دعای راستین یعنی آماده شدن"(چهار اثر از فلورانس اسکاول شین).

  دعا یعنی تمرین ذهنی، روانی و... برای ورود به شرایطی متفاوت؛ یعنی تازه به دوران رسیده نشدن و نبودن و نوکیسه نبودن که اینها یعنی فرد آداب آن موقعیت، شرایط یا ... را نمی‌داند یا ندارد. 

   مردم به آنچه که به آن می‌پردازند با همان برانگیخته می‌شوند و به آنچه که به آن می‌اندیشند به همان می‌رسند یا در مسیر همان قرار میگیرند- لااقل چنانچه خواستن‌شان راستین باشد و آنچه به زبان می‌خوانند، همان را نیز به جان بخواهند، این چنین خواهد بود.

   دعا، ادبِ داشتن و دارا بودن چیزی را به آدمی یادآور می‌شود و همین تعبیر عام که گفته می‌شود که خدا قبل از اینکه چیزی بدهد، ظرفیتش را (هم) بدهد(هر چی میده ظرفیتش رو هم بده/ هر چی میده، قبلش ظرفیتش رو بده) از نگاهی، ناظر به این موضوع هم هست(آماده شدن/ بودن برای داشتن چیزی).

     و باز هم شکر و احسان بعد از دریافت باید در یاد باشد و یکی از راههای شکر کردن برای نعمت دریافت شده استفاده کردن از آن است(استفاده‌ی شایسته و درست) 

     در دعا فقط جنبه‌های کمّی و عددی مد نظر نیست، بلکه کیفیت و حضور هم مهم است. در دعا، اندیشیدن، تدبر و تفقه نیز مهم است و فضائل بسیاری درباره تفکر ذکر کرده‌اند، تا آنجا که گاهی یک ساعت تفکر را از هفتاد سال عبادت برتر دانسته‌اند(البته چیستی تفکر و مقایسه این نوع تفکر اشاره شده در حدیث با عبادت ذکر شده در آن، نیاز به توضیح دارد).

   باید دقت کرد که در دعا تنها به ظاهر بسنده نکرد. نقل زیبایی است گویا از امام صادق که در موسم حج، زمانی که فردی به او می‌گوید چقدر حاجی آمده است، ایشان بیان می‌کنند که "ما اکثر ضجیج و اقل حجیج"(چقدر غوغا و بلوا زیاد است و حاجی کم است). 

   برای اجابت دعا، پیوستگی در ذکر، دادن صدقه(مالی، کمک به دیگران و ...) نیز مؤثر است.  

  همچنین نباید چیزی را به نامِ خواستِ خدا بودن، منع کننده انجام وظایف خود بدانیم؛ یعنی زمانی که فرد می‌خواهد، با این خیال که این شرایط خواست خداست، از کوشیدن دست بردارد، می‌تواند این چنین بپندارد که شاید خدا می‌خواهد که وی بیشتر از گذشته سعی کند و جد و جهد و جهاد به خرج دهد. زمانی که فرد نمی‌داند که خواست خدا چیست، نباید این موضوع، موجب سستی وی شود(پیش از این درباره وظیفه و نتیجه، سخن به میان آمده است).

   نیت، در دعا و انجام عمل خیر(حسن فعل و حسن فاعل)  و نیز نگهداشتن اثر و ثواب آن ، مهم است. همچنین گاهی ممکن است که عملی دیگر، موجب از بین رفتن و "احباط" عمل خیر فرد شود.(...لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الأذی....264 بقره).  

   همچنین باید در نظر بگیریم که ارزش عمل انجام شده توسط فرد، با میزان توانایی بالقوه و بالفعل او برای انجام عمل خیر مرتبط است و چه تذکار زیبایی است در قرآن که می‌فرماید: لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون...(92 آل عمران)

    و این موضوع باید نصب‌العین و آویزه‌ی گوش‌مان باشد که دعا، نیاز ماست و نه خداوندی که آکنده است، پُر است و بی‌نیاز(الله الصمد)

  . . . و مَن یَشکُر فَانَّما یَشکُر لِنفْسِه و مَن کَفَرَ فَانَّ اللهَ غنیٌ حَمید (12 لقمان)...

   قال هذا مِن فضلِ ربیّ لِیَبلُوَنی ءَأَشکُرُ أم أکفُر و مَن شَکَر فانّما یَشکُرُ لِنَفسِه و مَن کَفَرَ فَانَّ ربّی غنیٌ کریم(40 نمل)

   قال الله الکریم: ادعونی استجب لکم

   بسم اله الرحمن الرحیم

 . . .

والسلام

  تکمله(حرف‌هایی که ماند؛ شاید تا نوبتی دیگر):

حافظ به ادب باش که درخواست نباشد

     گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد 

میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق

      ترک کام خود گرفتم، تا برآید کام دوست(حافظ) 

کمینه شرط وفا ترک سر بود حافظ 

     برو اگر ز تو این کار برنمی‌آید 

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

       شرط اول قدم آن است که مجنون باشی 

 عشق جانسوز تو پیوسته مرا می‌پرسد

        پادشاهی است که یادش ز گدا می‌آید(حافظ)  

حافظ از جور تو حاشا که کند شکوایی 

     من از آن روز که در بند توام آزادم

 عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده

      باز گردد یا برآید، چیست فرمان شما؟

 عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد

          بوالعجب من عاشق این هر دو ضد(مولوی) 

   قل لَن یُصیبَنا الّا ما کتبَ اللهُ لنا هو مولانا و علی الله فَلیتوَکّل المؤمنون(51 توبه) 

  قل هل تَرَبَّصونَ بِنا الّا اِحدَی الحُسنَیَیْن ...(از 52 توبه) بگو آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید؟(یا پیروزی یا شهادت) 

... ارضیتم بالحیاة الدنیا من الآخرة فما متاع الحیاة الدنیا فی الآخرة الّا قلیل(از 38 توبه) 

(و اَن لیس للانسان الا ما سعی(نجم 39) )

و کلُّ نفسٍ بما کسبت رهینه(هر کس در گرو اعمال خویش است/ مدثر 38) 

(ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم)

 مطالب مرتبط:

ادب دعا (1) نوشته 174 وبلاگ

از عرفه تا اضحی نوشته 168 وبلاگ

الهی نوشته 162 وبلاگ

یا... نوشته 158 وبلاگ

پدر نوشته  146 وبلاگ

اللهم نوشته  141 وبلاگ

صبر نوشته  140 وبلاگ

اللهم نوشته  135 وبلاگ

نور نوشته  54  وبلاگ

 

 

  یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحوب و الاحوال

حول حالَنا الی أحسن الحال

 لینک نوشته‌های سال گذشته‌ام درباره چهارشنبه سوری و نوروزhttp://40maktoub.persianblog.ir/1385/12/26/ 

http://40maktoub.persianblog.ir/1385/12/19/ 

   + مهدی رزاقی - ۸:٥٢ ‎ب.ظ ; ٢٧ اسفند ۱۳۸٦