ادب دعا(4)- (قسمت ماقبل آخر)

ادب دعا(4)- (قسمت ماقبل آخر)
(187)
   هدیه به دوست گرامی جناب آقای علی‌رضا نصیری


  دعا کردن در حق دیگران و نیکی خواستن برای آنان، در برآورده شدن (اجابت سریع‌تر) حاجات خیر خود فرد نیز می‌تواند که مؤثر باشد (اشاره‌ای هم به عبارت "رحم کن تا رحم به تو شود")؛ این نگرش، امروزه در مباحث رفتاری و روانی نیز توصیه و تأکید می‌شود.


  نقل امام حسن(ع) درباره حضرت فاطمه(س) و کیفیت دعا کردن آن حضرت در تمام آن مدت زمان در حق دیگران و هیچ نخواستن برای خود، نقل معروفی است؛ زمانی که امام حسن از علت دعا نکردن حضرت زهرا، برای خود جویا می‌شوند، ایشان در جواب، عبارت مشهور "الجار ثم الدار"(اول همسایه، سپس خانه) را بیان می‌فرمایند.


   در میان دعاهای افراد برای دیگران، برخی از دعاها بسیار مورد توجه قرار گرفته‌اند که از آن جمله، می‌توان دعای مادر در حق فرزند یا دعای پدر در حق فرزند را برشمرد -دعای پدر در حق فرزندش، مانند دعای پیامبر برای قومش بیان شده است(الدعا والد لولده کالدعا النبی لأمته).


   دعای جمعی یکی دیگر از سفارشات، برای امید به اجابت دعاست. این توجه به جماعت را در احکام جمعی اسلام نیز می‌توان سراغ گرفت که "حج"، شاید که عظیم‌ترین جلوه آن باشد(ید الله مع الجماعة).


   این نگاه جمع‌گرایانه را امروزه علاوه بر مباحث عمومی رفتاری و روان‌شناسی و اجتماعی، در مباحث مدیریتی نیز می‌توان سراغ گرفت. موضوعاتی نظیر توجه به سینرژی یا هم‌افزایی، از پیشنهادات جدی حاصل از نتایج این گونه مطالعات است. در این فضا، 2 + 2 ممکن است که بیشتر از 4 یا کمتر از آن شود. دعا را می‌توان مانند بردارهای نیرو دانست که وقتی گروهی هماهنگ و هم سو و هم جهت به آن می‌پردازند، بردار برایندی را ایجاد می‌کنند که قطعاً از هر یک از آنان قوی‌تر است. البته نباید فراموش کنیم این "یک‌پارچگی"، شرط تحقق این امر است وگرنه شبیه بردارهایی می‌شوند که همدیگر را دفع می‌کنند و ممکن است که اصلاً نتیجه صفر باشد یا حتی در جهت منفی شود(هر حرکت یا الگوی جمعی را می‌توان بر این اساس، مورد بررسی قرار داد؛ برای مثال آنچه که اصطلاحاً مدگرایی نامیده می‌شود نیز می‌تواند مثالی از همین ایجاد بردار برایند  باشد).


   از مزایای دیگر جماعت این است که افراد ممکن است که در اثر تبادل آرا و نظرات‌شان، به ایده‌ای جدید برای حصول به هدف‌شان برسندکه در ابتدا در نظر هیچ یک از آنان نبوده باشد(مثلاً موضوع دعا).


 در دنیا سنت‌های الهی مختلفی وجود دارد.


  در بسیاری از موارد، صرفاً بر اساس دریافت نعمت و یا مواجهه‌ی فردی با بلا، نمی‌توان قضاوت کرد که در حالت اول الزاماً آن شخص، فرد نیکی یا در حالت دوم، الزاماً آن شخص، فرد خطا کاری است.


  دریافت نعمت می‌تواند از این جهت باشد که آن فرد، فرد شایسته و نیکی است و نعماتی که در دنیا دریافت کرده است، مقدمه‌ای و مژده‌ای(بشارتی) باشد برای نعمات بیشتر و بهتر در آینده و در آخرت برای او؛ اما، این تنها حالت ممکن نیست، بلکه ممکن است که نعمتی که فرد دریافت کرده باشد، از این جهت باشد که او فرد خطا کاری است که اندک نیکی‌ای نیز انجام داده است و با دریافت نعمات در این دنیا-به ازای اندک نیکی‌اش-، در آخرت تنها عذاب ببیند؛ یا ممکن است که اصلاً دریافت نعمت‌های بیشتر توسط فرد خطا کار برای افزون شدن عذاب عقبای وی باشد و این که موجب افراط، طغیان و هلاکت او شود(مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین). و بالأخره یا اینکه مهلتی به فرد باشد که شاید به سوی خدا بازگردد.(در "استدراج"، فرد به صورت تدریجی بر گناهانش افزوده می‌شود و این "مهلتی" که به وی داده شده است را به زیان خود استفاده می‌کند و ظرف گناهانش پر یا پرتر می‌شود-املاء/ استملاء -اصطلاح را دقیق در خاطر ندارم- و از سوی دیگر فرد با استمهال و مهلتی که به وی داده می‌شود، می‌تواند که برای جبران مافات قیام کند).


  در مواجهه‌ی با مصائب و بلاها نیز باز هم نمی‌توان به صورت قطعی درباره‌ی فرد قضاوت کرد که مثلاً حتماً فرد نابکاری بوده است یا برعکس. از یک سو ممکن است که مواجه شدن با مصیبت، مصداق "البلاء للولاء" باشد و اینکه "هر که در این بزم مقرب‌تر است/ جام بلا بیشترش می‌دهند"(یعنی این ابتلاء و آزمایش و موفق خارج شدن وی از آن، سبب افزون شدن درجات عالی‌اش شود تا آنجا که حضرت ابراهیم پس از نجاح در آزمایش‌های الهی به مقام امامت می‌رسد؛ یا بسیاری از پیامبران در معرض آزمایش و ابتلاء قرار می‌گیرند و نتایج خروج موفق از فتنه‌ها، موجب قرب الهی می‌شود). از سوی دیگر ممکن است که عذاب‌های دنیوی برای یک فرد خطاکار، مقدمه‌ی عذاب‌های بیشتر در عقبی باشد. در اینجا نیز عذاب ممکن است که مایه‌ی، تنبه فرد باشد و تذکر و تذکاری باشد و فرصتی باشد که فرد بیشتر متوجه خدا شود.  در حالتی دیگر، شاید ابتلاء و سختی برای فرد نیکوکاری که اشتباهاتی جزئی نیز داشته، از این حیث باشد که خداوند در همین دنیا به حساب اندک آن اشتباهات رسیدگی کرده باشد و آنها، برای آخرت و عذاب دردناک آن باقی نماند و در حقیقت فرد، پاک شده و منزه از خطاها و گناهان، در روز حساب، حاضر شود(سختی می‌تواند که موجب منزه شدن، از بین رفتن و "تکفیر گناهان فرد" شود و معصوم-به گمانم پیامبر(ص)- در بیانی می‌فرمایند:"ساعات الحُموم، کفارةٌ للذّنوب"، یعنی زمان‌های اندوهناکی یا بیماری یا تب‌دار بودن، کفاره‌ای برای گناهان است/ از سوی دیگر نیز باید دقت کرد که گاهی ممکن است که یک عمل ناشایست فرد، موجب "احباط" و از بین رفتن اعمال نیک دیگر وی نیز بشود و هم‌چنین آثار ماتقدم و ماتأخّر اعمال نیز در این‌جا قابل بحث است).


  خلاصه اینکه در بسیاری از موارد، از روی دریافت نعمت و یا مواجهه‌‌ی با سختی، نمی‌توان درباره خوب یا بد بودن فرد، قضاوت کرد.(این توضیحات را درباره نوع مرگ یک نفر نیز، می‌توان در نظر گرفت)


 اللهم اجعل عواقب امورنا خیراْ

 

   + مهدی رزاقی - ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۸ اسفند ۱۳۸٦