ادب دعا(2)

ادب دعا(2)

(185)

در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم     

        حکم آنچه تو فرمایی، لطف آنچه تو بنمایی

 

 گر تیغ بارد در کوی آن ماه

          گردن نهادیم الحکم لله 

گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد

          تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست

اللهم اصلح امورنا

 حرف آخر: 

  یکی از معانی عرفی دعا، خواستن و طلب کردن خواسته‌ها و حوائج است. دعا دارای وجوه دیگری نیز می‌باشد که از آن جمله اَشکالی از دعاست که مفاهیمی همچون توبه، انابه، استغاثه، استعاذه، تسبیح، تحمید، طلب هدایت و ابراز بندگی و خضوع و خشوع و فروتنی و خاکساری نزد خدا را دربر میگیرد. دعا ممکن است که مجموعاً با خواستنی همراه باشد یا نباشد؛ که در نوع اول، آن خواسته ممکن است که مادی یا غیر مادی(معنوی، روحی یا روانی) باشد؛ دعا ممکن است که فردی یا غیر فردی باشد. در نوعی از دعا که با طلب کردن همراه نیست، ممکن است که حمد خداوند، ابراز بندگی یا بیان عاطفی با خداوند مد نظر باشد.

الحمد لله رب العالمین

 اگر بر جای من غیری گزیند دوست، حاکم اوست  

    حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم 

  جایی‌ست که خواستن از افراد/ نیکان/ ابرار/ اوتاد زایل می‌شود، حالت شادی و حزن از به دست آوردن یا از دست دادن و... زایل می‌شود. لکیلا تأسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم...(و الله لا یحب کل مختال فخور- 23 حدید)

چند حرف دیگر: 

  همان گونه که برخی، مشارب/ مشرب‌های عرفانی را، به خراباتی و مناجاتی دسته بندی می‌کنند درباره دعا هم می‌توان از این عبارات بهره برد که فی المثل ادعیه مناجاتی یا خوفی یا انذاری بیشتر ناظر به جلال و قهاریت الهی است و ادعیه خراباتی یا رجائی یا تبشیری بیشتر ناظر به جمال و رحمت و رأفت الهی است.

  در همین بیت مطلع این نوشته، مرتبه‌ای از ادب بندگی دیده می‌شود. این مقام، مقام تسلیم است که فرد هر چه که از جانب خدا مقرر شود را می‌پذیرد خواه که آن لطف باشد(و دلخواه او نیز باشد) یا حکم باشد که او سر تسلیم در برابر آن فرود می‌آورد و آن را می‌پذیرد. در این مرتبه باز حسب ظاهر، فرد تفاوتی قائل می‌شود میان لطف و حکم، اما مرتبتی بالاتر مقام رضاست. اینجا خرسندی، اینجا خشنودی است به هر آنچه که خدا مقدر و مقرر کند و خواست فرد، همان تحقق اراده خداوندی می‌شود و خواست‌شان، همان می‌شود که خدا بدهد. اینجا هر چه از دوست رسد، نیکوست. 

  در مباحث مربوط به مدیریت کیفیت، واژه رضایت در "رضایت مشتری" یک نگاه حداقلی است و هم اکنون به "مشعوف کردن مشتری" می‌اندیشند؛ اما در اینجا، "مقام رضا"، همان مرتبه خشنودی است که بالاتر از آن راضی شدن و تن در دادن صرف است. رضی الله عنهم و رضوا عنه

 در مقام رضا، دعا عطری/ شمیمی فراتر از بیان حوائج و نیازهای مادی دارد. اینجا عتق و حریت است، آزادی و آرادگی است در برابر غیر و ما سوی الله . و به قول شمس تبریزی "آزادی در بی‌آرزویی است". یا به قول"احمد جامی" از حطام دنیا هم اگر نزد آنان فراوان باشد، رمه‌ای است که "میخ آن را به گِل زده‌اند و نه به دل".  

  در نقل آمده است که حتی بند کفش را هم به دعا از خداوند بخواهید. این موضوع ناشی از اتکال صرف به خداوند نیز هست؛ یعنی این که چیزی را خارج از اراده خداوند و تحقق اراده او نمی‌توان فرض کرد. اما از سوی دیگر مسلم است که این بیان، رافع مسئولیت فرد و وظایف او نیست(نقل معروف از پیامبر به فردی که شترش را رها می‌کند و می‌گوید او را به امید خدا رها کرده‌ام و پاسخ پیامبر که بیان می‌کنند که با امید به خدا، زانوبند-عقال- شتر را ببند، ناظر به همین موضوع نیز می‌تواند باشد). یا در کنار مطلب فوق یا مطالب مشابهی که از مضمون آیات مستفاد می‌شود درباره تحقق خواست خداوند، باید به آیاتی نظیر "لیس للانسان الا ما سعی" و یا "ان الله لا یغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" نیز توجه کرد.(مانند موضوع توکل و توسل و یا معجزه، در اینجا نیز باید به این موضوع دقت کنیم که دعا، محقق شدن چیزی بدون علت و بدون سبب نیست و در اینجا نیز توجه کردن به معصومین به عنوان واسطه‌ای برای برآورده شدن حاجات رابطه‌ای طولی و کمک جستن به اذن خداوند است و قطعاً این توجه در عرض رابطه انسان و معبود یا پروردگار نیست/ علاوه بر خالقیت شأن ربوبیت نیز تنها از آن خداوند است). این موضوع شبیه بحث قضا و قدر و یا تکلیف و نتیجه است که پیش از این با تشبیه فاکتورهای مؤثر در سیستم(پارامترها و متغیرها) بیان شد. در حقیقت فرد می‌باید برای تنظیم متغیرهای مؤثر در نتیجه، اقدام کند؛ اما با توجه به اینکه پارامترهایی نیز وجود دارند که در نتیجه مورد نظر مؤثر هستند و تنظیم قطعی آنان در اختیار وی نیست، بنابراین ممکن است که نتیجه عملی به رغم کوشیدن‌ها و پیش‌بینی‌ها، منطبق با خواست فرد نباشد(مفصل این بحث، پیش از این آمده است)

 * امیدوارم که ابیات استفاده شده، درست در ذهنم بوده باشد و ممنون اگر که اشتباهات احتمالی را یادآوری کنید.

   + مهدی رزاقی - ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; ٤ اسفند ۱۳۸٦