حرف دیروز(15)- درباره 13 آبان 1358- قسمت دوم(ماقبل آخر)

حرف دیروز(15)- درباره 13 آبان 1358- قسمت دوم(ماقبل آخر)

(۱۸۰)

 

 

 

  - امسال دوباره در روزهای حوالی 13 آبان، در مجموعه اسناد منتشر شده از سفارت امریکا تورق و بعضی از حاشیه نویسی‌های گذشته‌ام را مرور کردم.

 

   چند موضوع برایم جالب بود. مثلاً در اسناد به اختلافاتی میان آقایان [سید] صادق طباطبایی و قطب‌زاده اشاره شده بود و به یاد آوردم برخی کوشیدن‌هایی را که گویا بعدها توسط ایشان، درباره تغییر حکم اعدام آقای قطب‌زاده، انجام شده بود. یا اشاره در آن اسناد به فعالیت‌های آقای قطب‌زاده در لبنان و وجود روابط با امام موسی صدر(آقای طباطبایی نیز خواهرزاده مام موسی صدر هستند و نیز برادر همسر "مرحوم سید احمد خمینی").

 

 - یا تنها پرداختن ویژه و "مستقل" به سوابق بسیاری از اعضای دولت موقت و ملی- مذهبی‌ها  بر اساس اسناد موجود در سفارت، که به رغم اینکه خانم ابتکار اعلام کرده‌اند که در این کار گزینشی عمل نشده، اما نتوانستم برای این سؤال جوابی پیدا کنم که چرا مثلاً در حالی که آقایان بازرگان، یزدی و دکتر چمران با برژینسکی دیدار داشته‌اند(که به تعبیر خانم ابتکار در مصاحبه امسال‌شان(1386)با روزنامه اعتماد، این دیدار مقداری به بدبینی‌ها در آن موقع دامن زده)، چگونه است که تنها درباره دکتر چمران فصل مستقلی وجود ندارد؛ آیا این موضوع به روابط و دوستی نزدیک دکتر چمران با آقای دکتر ابتکار(پدر خانم ابتکار) و ارادت و علاقه خانم ابتکار به "عمو مصطفی" مربوط می‌شود؟ یا بسیاری کسان دیگر هستند که در  متن  اسناد منتشر شده از سفارت از آنان نام برده شده است که اگر قرار به دقت نظر بود، وجود فصل مستقل برای آنان نیز جای داشت؛ مثلاً مرحوم آیت الله طالقانی -که در آن اسناد، کنار آقای شریعتمداری به عنوان روحانیان اثرگذار مخالف معرفی شده‌اند و حداقل درباره مرحوم آقای طالقانی با توجه به وجود اندیشه‌های ایشان در جامعه‌ی آن روز، حیات یا فوت ایشان نمی‌توانست که چندان در تصمیم‌گیری درباره نشر یا عدم نشر اسناد مربوط به آن مرحوم، مؤثر باشد.(در خلال اسناد منتشر شده، از فعالان انقلابی زیادی به ویژه از آقای رفسنجانی، نامبرده شده است، اما این که درباره کسانی همچون آقای دکتر بهشتی و همچنین آقای خامنه‌ای در مطالب منتشر شده، به آن مقدار نام برده نشده است، نظرم را جلب کرد)

 

  - بعضاً موضوع کودتای نوژه به عنوان شاهد مثالی برای لزوم انتشار اسناد مرتبط با جریانی خاص و دولت موقت ذکر می‌شود؛ اما به نظر می‌رسد، با توجه به اینکه برخی از کسانی که از پیگیری‌کنندگان، مسئولان رفع، شناسایی، خنثی‌سازی یا تحقیق درباره آن واقعه بودند، خود چندی بعد در زمره مخالفان آشکار حکومت و یا براندازان آن قرار گرفتند(مانند آقایان مسعود کشمیری یا جواد قدیری-محمدجواد قدیری مدرس)، بنابراین ممکن است که چند و چون‌هایی درباره استناد به آن موضوع وجود داشته باشد(درباره بررسی کودتای نوژه می‌توان به خاطرات منتشر شده‌ی آقای عزت شاهی نیز مراجعه نمود).

 

 - امسال(1386)خانم ابتکار در مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد بیان می‌کنند که سفارت امریکا در ایران آمادگی حمله به آن سفارت را نداشته است و آن را پیش‌بینی نمی‌کرده است(اعتماد- مصاحبه کیوان مهرگان، نقل از سایت امروز: "به هر حال آقای سولیوان خیلی تلاش کرد که امریکا شاه را راه ندهد. بنابراین سفارت دست نخورده بود و آنها آمادگی اشغال نداشتند") و بنابراین بسیاری از اسناد قابل بازیافت بوده است. اما آنچه که حتی از اسناد بازیابی و منتشر شده توسط خود ایشان و دیگر دانشجویان، درباره مکاتبات سفارت با امریکا، برمی‌آید، نشان می‌دهد که آنان از ماه‌ها قبل این موضوع را پیش‌بینی می‌کرده‌اند؛ برای مثال در شماره 15  اسناد منتشر شده با عنوان "دخالت‌های آمریکا در ایران" در صفحه 16 در گزارشی که مربوط به تاریخ 12 اردی‌بهشت 1358 است(زمان ترور آقای مطهری) به تیراندازیهایی به سوی ساختمان سفارت اشاره می‌کند و یا در همان شماره، صفحه 19 در سندی مربوط به تاریخ 13 اردی‌بهشت 1358صریحاً اشاره شده است که "بنظر میرسد که سوءظنها علیه آمریکا در حال افزایش باشد". یا در همان شماره و صفحه 76 در سندی مربوط به تاریخ 9 خرداد 1358آمده است:"... احتمال نمی‌رود که ایالات متحده از طرف توجه قرار گرفتن فرار نماید، به ویژه آنکه گروه تندرو اسلامی تصمیم گرفته است که ایالات متحده را حداقل از طریق اتهامات مداخله در جریان سیاسی ایران جزئی از بحث و درگیریها نماید"(این پاراگراف سند،  با عبارت قابل توجه  "در اینجا دیگ شروع به جوشیدن می‌کند"، آغاز شده است و آشکار است که هر چه زمان می‌گذشته است این دریافت برای آنان جدی‌تر می‌شده است. این هنوز خرداد ماه است و چندین ماه تا آبان ماه فاصله بوده است. نظایر این موارد را در اسناد دیگر هم می‌توان سراغ گرفت.) بنابراین احتمالاً سفارت از ماه‌ها پیش این موضوع را پیش‌بینی می‌کرده است و این فرضیه نیز که برخی از اسناد از قبل منتقل شده باشند و برخی اسناد گزینش شده، نگهداری شده باشند (و اینکه به رغم نظر خانم ابتکار، سفارت دست‌خورده باشد)، قابل بررسی می‌باشد

 

  - موضوع دیگر بسیار طولانی شدن زمان حل موضوع گروگان‌ها میان ایران و آمریکا بود. با طولانی شدن فرایند توافق(444 روز گروگان‌گیری)، ادامه این موضوع با انتخابات ریاست جمهوری امریکا مقارن می‌شود و با اشاره‌ی امام به پایان رساندن آن به بعد از انتخابات موکول می‌شود. در این وضعیت، کارتر و دموکرات‌ها شکست می‌خورند و ریگان جمهوری‌خواه جای وی را می‌گیرد. آقای عطاءالله مهاجرانی در مصاحبه با روزنامه "اعتماد ملی" می‌گوید:«در جریان شرکت در اجلا‌س بین‌المجالس در ‌هاوانا، فیدل کاسترو رهبر کوبا به جمع ما گفت: "برخی اوقات از خودم می‌پرسم دوستان ایرانی می‌دانند که با ماجرای گروگانگیری چه کردند؟ این ماجرا باعث شد که ‌هارترین جناح راست در آمریکا در انتخابات ریاست‌جمهوری پیروز شود." منظور کاسترو اثری بود که عامل زمان آزادی گروگان‌ها در شکست کارتر و پیروزی ریگان بر جای گذاشت».

 

  در ایران گروهی معتقد هستند که وجهه‌ی کارتر با توجه به روابط امریکا و شاه و موضع‌گیری‌های وی پیش از انقلاب(مثلاً  درباره 17 شهریور) یا پس از انقلاب(مثلاً موضع‌گیری‌هایش درباره شاه)، چهره‌ای مخدوش بوده است و بنابراین نباید اقدامی انجام می‌شد که او از آن بهره‌برداری کند.

  آقای مهاجرانی در بخش دیگری از آن مصاحبه، می‌افزاید: "برخی نمایندگان از جمله محمد منتظری معتقد بودند باید مسأله با فوریت و هرچه زودتر حل و فصل شود تا به دوره اوج‌گیری مبارزات انتخاباتی آمریکا نرسد، اما کندی روند تصمیم‌گیری‌ها و عدم اشراف نمایندگان به تحولا‌ت آمریکا تعلل ناخودآگاهی را ایجاد کرد که آن نتیجه حاصل شد."

 

  در بررسی روابط میان امریکا و ایران، شاید بتوان گفت که به صورت برایندی در دوره‌ی حکومت دمکرات‌ها(ممکن است به علت تمرکز بیشتر آنها بر موضوعاتی مانند دموکراسی، حقوق بشر و...) بعضاً مخاطرات کمتری متوجه ایران بوده است. آقای محسن رضایی چندی پیش، نقل به مضمون دوره  ریاست‌جمهوری یکی از همین دمکرات‌ها را از فرصت‌های مناسب برای اصلاح روابط میان ایران و امریکا معرفی کردند.

 

  - از نکات قابل توجه اسناد منتشر شده، گزارش‌های تحلیلی‌ای است که توسط سفارت تهیه می‌شده است و به همراه پیشنهادهای کاربردی به توریست‌ها، به تجار و... برای وزارت خارجه‌شان ارسال می‌شده است. این گزارش‌ها علاوه بر این پیشنهادات شامل معرفی شهرهای ایران نیز می‌گردند.

 

  موضوع شناخت پتانسیل‌های اقتصادی و انجام فعالیت‌های فرهنگی از جمله وظایف ذاتی نمایندگی‌های یک کشور در کشورهای دیگر است که بعضاً از تعلل‌ها و وظایف کمابیش مغفول مانده‌ی نمایندگی‌های کشورمان در بعضی جاهاست که به ویژه در حوزه تجاری و اقتصادی گاه گاه مورد اشاره یا گلایه بعضی از مسئولان مرتبط نیز قرار گرفته است.

 

  - واقعه‌ی تسخیر سفارت امریکا و نتایج و پیامدهای ناشی از آن و همچنین اسناد انتشار یافته از آنجا، هنوز درس‌ها و عبرت‌های آموزنده‌ای دارد که خوب است به عوض نقل صرفاً تاریخی، مورد دقت نظر قرار گیرد.

 

 

 

 

-         مطالب پیشنهادی دیگر برای مطالعه:

 

  • حرف دیروز(4)- دشمن دانا، نوشته بیستم وبلاگ

     

  • حرف دیروز(8)- ملوان زبل، نوشته چلم وبلاگ

     

  • حرف دیروز(11)- مجاهد پیر، نوشته چهل‌و‌نهم وبلاگ

     

  • پست مرداد/امرداد، نوشته صد و هجدهم وبلاگ

     

  • حرف دیروز(13)- خوف و رجاء، نوشته صد و سی‌وهفتم وبلاگ

     

  • حرف دیروز(14)- استحاله، نوشته صد و چهل‌وپنجم وبلاگ

     

 

 

- به ویژه مطالعه‌ی شماره‌های 15، 16 و 18 از اسناد منتشر شده از سفارت امریکا را  پیشنهاد می‌کنم

 

- معرفی دو کتاب دیگر(به ویژه پیشنهاد می‌کنم که کتاب اول را که به طور خاص درباره موضوع گروگان‌گیری است اگر در دسترس‌تان بود، ببینید):

 

* گروگان‌گیری در ایران و مذاکرات محرمانه تهران؛ پیر سالینجر، ترجمه‌ی دکتر جعفر ثقة الاسلامی؛ انتشارت نوین؛ چاپ اول شهریور 1362

 

* روابط سیاسی ایران و آمریکا؛ آبراهام یسلسون؛ ترجمه‌ی محمدباقر آرام؛ انتشارات امیرکبیر؛ چاپ اول 1368

 

 

 

   + مهدی رزاقی - ٧:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳ بهمن ۱۳۸٦