ادب وفاداری

ادب وفاداری

 

 

(176) 

 

 

   در شب تاسوعا بیشتر از حضرت عباس گفته می‌شود و روز  تاسوعا نیز بیشتر با یاد و نام ایشان است.

 

 

  حضرت عباس از سوی مادر گرامی‌شان، با شمر نسبتی داشتند و به همین "بهانه" شمر در روز تاسوعا(نهم محرم الحرام) برای حضرت ابی‌الفضل و برادرانش، امان‌نامه می‌فرستد(این‌که می‌گویم به این "بهانه"، به این دلیل است که این موضوع می‌تواند که از نظر صف‌آرایی جنگی و نیز اثرگذاری‌های روانی بر سپاه امام حسین  -با توجه به جایگاه و نقش حضرت عباس- علت‌های دیگری هم داشته باشد که توضیحش مقصود این نوشته نیست).

 

 

  شاید که اهل حرم امام حسین نیز، اندیشه این را داشته‌اند که تصمیم و عکس‌العمل حضرت عباس چه خواهد بو؟

 

 

  تاسوعا با یاد حضرت عباس است. حضرت عباس امن‌نامه را رد می‌کنند.

 

 

  تاسوعا با یاد حضرت عباس است. در شب همین تاسوعا، امام حسین از حضرت عباس می‌خواهند که نزد سپاه دشمن برود و آن شب را مهلت بگیرند.

 

 

تاسوعا با یاد حضرت عباس است. این نامدار که ابّهت و جلالش، دشمنش را پس‌می‌زند، چنین می‌کند. به رغم رد امان‌نامه، او سختی درخواست کردن را و  سختی مضاعف درخواست مهلت را به جان می‌خرد و این است ادب وفاداری.

 

 

   در روز عاشورا قمر بنی هاشم در کنار شریعه در آب دست می‌برد و دست رد به سینه‌ی آب می‌زند و این است ادب وفاداری.

 

 

   عجبی نیست که فرزند علی(ع) و حضرت فاطمه‌ی ام‌البنین چنین باشد. همسری که پس از رحلت حضرت فاطمه زهرا وارد آن خانه شده، از امام علی می‌خواهد که به حرمت فرزندان حضرت فاطمه، او را که هم‌نام مادر آنان است به نام یا لقبی دیگر صدا زند تا برای آن فرزندان احساس دلتنگی فقدان مادرشان –از این تکرار نام- مکرر نشود، یا.... و از همان زمان امام علی او را پیش از به دنیا آمدن پسرانش بشارت می‌دهد و ام البنین(مادر پسران) خطابش می‌کند.

 

 

  این حرمت و ادب نزد حضرت عباس میراث آن مادر هم هست.  او حضرت حسین بن علی(ع) را حتی با تعبیر برادر نیز خطاب نمی‌کرد تا زمان شهادت که گویا تنها آنجا چنین گفت.

 

 

 نقل می‌کنند هنگام شهادت حضرت عباس، حضرت زهرا بر بالین او آمده است که او نیز امام حسین را برادر خطاب کرده است و می‌گوید که "ای برادر جان، برادرت را دریاب" ؛ در نظرم این موضوع نیز هست که حضرت عباس در این آخرین وداع، حالا که وظیفه‌اش را به حد اتَمّ و به گونه‌ای کامل و تمام انجام داده، این صمیمی‌ترین تعبیر را می‌گوید  تا به آن بزرگوار بیان دارد که تمام آن تبعیت‌ها و انجام وظیفه‌ها از روی ارادت و دوستی نیز بوده است؛ دلخواه و از سر وُدّ و علاقه نیز بوده است.

 

 

  و این چنین است که امام حسین پس از آن، حال خود را چنین بیان می‌کند: "قد انکسر ظهری"(کمرم شکست)؛ و علم و پرچم به خاک می‌افتد. تا دستی دیگر، علم‌داری دیگر....

 

 

  جذْبِه و جذَبه آن بزرگوار هم‌چنان برقرار است و او را مقام باب الحوائجی است با یاری و اذن خدا.

 

 

خداوند ما را در برادری و دوستیِ پیروان حق، همچو او قرار دهد و ما را توفیق ادب روزی گرداند؛ به دعای حسین بن علی و عباس بن علی علیهم السلام. و ما را دوستی و برادری‌شان روزی گرداند. یا اخاه ادرکنا

 

 

و لله الحمد

 

 

 

 

 

   + مهدی رزاقی - ٤:۳٥ ‎ب.ظ ; ٢۸ دی ۱۳۸٦