امشاسپندان(1)

امشاسپندان(1)

 

(167)

 

هفت امشاسپندان به ترتیب شامل

 

1- سپنت مینو یا سپنتامئینو (در زمان‌های دیگر اهورا مزدا و سروش)

 

2- بهمن یا وهومنا

 

3- اردی‌بهشت یا اَشَه وهیشتَه

 

4- شهریور یا خشتر وئیره یا خشئره وائیریه

 

5- اسفند یا سپندارمذ یا سپنته اَرمَئیتی

 

6- خرداد یا هئوروتات

 

7- امرداد یا امرتات

 

بوده است. امشاسپند را به معنی فرشته یا ملک گرفته‌اند.

 

  امشاسپند یا "امشه سپند" تشکیل شده از "اَمشه"(«اَ» و «مَشه») و "سپند" است. "ا" پیشوند منفی ساز و "مشه" از ریشه "مَر" به معنی "مردن"(انوشه نیز به معنی بی‌مرگ و زوال ناپذیر است) و "سپند" به معنی "مقدس" است.

 

 

اکنون به معرفی بیشتر هر کدام می‌پردازیم:

 

1- سپنتامئینو

 

سِپَنتَه مَئینیو یا سپنتا مئینیو یا اسپنتا مئینیو یا اسپنتا مینو یا اسپنت مینو یا سپنتمد به معنی "خرد مقدس" است که در مقابل "اَنگَره مئینو" به معنی "اهریمن" یا "خرد خبیث" است.

 

 این امشاسپند در آغاز پیدایش مزدیسنا در رأس امشاسپندان بوده است و بعدها به جای او "اهورامزدا" را در نظر گرفته‌اند؛ همچنین گاهی نیز به جای اهورامزدا، "سروش" را قرار داده‌اند.(در ذیل همین نوشته درباره اهورامزدا و سروش توضیحاتی آورده شده است)

 

2- بهمن

 

"وهومنا" یا "وهومن"  از «وهو» به معنی "خوب و نیک" و «مند» تشکیل شده است که مند نیز از ریشه "من" به معنی "روش" است؛ پس وهومن را می‌توان به "به منش، نیک نهاد" و یا "نیک اندیش" معنی کرد.

 

  همچنین آن را نخستین آفریده اهورامزدا دانسته‌اند. بهمن در جهان روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و دانایی خداوند نیز می‌باشد.

 

  علاوه بر این دومین روز هر ماه را "بهمن" می‌نامیدند و گاه آن را نام گیاهی ذکر کرده‌اند که در جشن "بهمنجنه" خورده می‌شده است.

 

 

 

تکمله:

 

الف- اهورا مزدا و اهریمن

 

اهورا: وجود مطلق و هستی‌بخش

 

اهورا مزدا: هستی‌بخش بی‌همتا. اهورامزد، هُرمَزد، هُرمُزد، هرمز، خدا. (امشاسپندان و ایزدان آفریده اویند)

 

ائورمزده، سرور دانا

 

یزدان: راهنمای نیکی، [یزَتان: سرپرست(؟)]

 

 

 

اهریمن: راهنمای بدی، خرد پلید، خرد خبیث، عقل پلید، شیطان

 

اَنگَرَه مَئین یَوَه: در اوستایی خرد خبیث/ در آیین زرتشت منشاء زشتی و پلیدی[بدی‌ها را به اهورامزدا یا خدا نسبت نمی‌دهند.]

 

 

 

ب- سروش

 

سروش: فرشته/ فرشته‌ای که پیغام آورد.(هاتف غیب)

 

سروش: عقل فعال/ خرد کارگر

 

سروش: آواز و نغمه خوش

 

سروش: وحی و الهام

 

سروش: روز هفدهم هر ماه. در این روز نیک است دعا کردن و به آتشکده رفتن و باقی امور بد است.

 

 

 

سرئوشه در اوستا به معنی "اطاعت و فرمانبرداری" و مخصوصاً پیروی از فرمان خداست. این کلمه از ریشه اوستایی "سرو" به معنی "شنیدن" است. سرئوشه در اوستا به عنوان علم برای فرشته‌ای بزرگ آمده است که وی مظهر اطاعت و نماینده صفت رضا و تسلیم در برابر اوامر اهورایی است. سروش، در مقام، با "مهر" برابر است. گاه او را جزء امشاسپندان محسوب کرده‌اند.

 

در ادبیات متأخر زرتشتی او جزء فرشتگان روز رستاخیز است که به کار حساب و کتاب گماشته می‌شود و از گاتها برمی‌آید که در اعمال روز جزا دخالت دارد.

 

در کتب متأخر زرتشتی و فرهنگ فارسی، "پیک ایزدی" و حامل وحی خوانده می‌شود و او را با "جبرائیل سامی" یکی دانسته‌اند.

 

سروش ایزد: محافظ روز هفدهم هر ماه "سروش ایزد" است. این روز را "سروش، سرش یا سروف" یاد کرده‌اند.

 

سروش: مطلق فرشته را می‌گویند که "ملک" عرب است.

 

سروش: حکمای فرس قائل به این هستند که خداوند 35 سروش را آفریده که 30 تای آنها 30 روز ماه به نام‌شان است و پنج تای دیگر آنها که "پنجه دزدیده" یا "خمسه مسترقه" به نام آنهاست.

 

 

هر کدام از سروش ها، وظیفه محافظت از چیزی را به عهده دارند؛ مثلاً خرداد موکل آب است؛ اردی‌بهشت، موکل آتش است، امرداد موکل درختان و....

 

 

 

 

 

نوشته‌های مرتبط:

 

نوشته هجدهم وبلاگ(جشن سدگان)

 

اسفندگان، نوشته بیست و ششم وبلاگ

 

چهارشنبه سوری، نوشته سی و دوم وبلاگ

 

چهارشنبه سوری، نوشته سی و سوم وبلاگ

 

نوروز، نوشته سی و ششم وبلاگ

 

اردی‌بهشت، نوشته چهل و هشتم وبلاگ

مهرگان، در سایت click2all

 

معرفی یک کتاب:

 

گاه‌شماری چهارده هزار ساله ایرانی- دکتر فاروق صفی‌زاده

 

برای تهیه این پست از لغت‌نامه مرحوم دهخدا بسیار بهره جسته‌ام. همچنین برخی مطالبی که جناب آقای جنیدی نیز بیان می‌نمایند، در نظرم بوده است. مهدی رزاقی

 

 

 

   + مهدی رزاقی - ٩:۳٧ ‎ب.ظ ; ٢٤ آذر ۱۳۸٦