وارث انبیاء

هل من ناصر ینصرنی و هل من معین یعیننی

 


 لولا اقام دین امت جدی الا بقتلی فیا سیوف خزینی(؟)

 

اگر دین جدم، جزء با کشتن من بر پا نمی‌ماند، پس ای شمشیرها مرا در برگیرید.

 


 یا أخا أدرک أخاک

 

(حضرت عباس، خطاب به امام حسین)ای برادر، برادرت را دریاب.

 

(حضرت ابی‌الفضل، امام را برادر خطاب نمی‌کرد تا زمان شهادتشان که با حضور حضرت زهرا، امام را برادر خطاب کردند.)

 


ما رایت الا جمیلا

 

(حضرت زینب پس از عاشورا) به جزء زیبایی چیزی ندیدم.

 

 

 

 

 

 

 

اللهم صل علی فاطمه و ابها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها

 

 

 

 

امام حسین: من به خاطر اخلال‌گری، جاه طلبی، مفسده جویی و ستم قیام نکرده‌ام. قیام من منحصراً به انگیزه اصلاح طلبی در امت جدم است. می‌خواهم امر به معروف و نهی از منکر نمایم و به سیره جدم و پدرم عمل کنم.(سیره آنها را زنده نمایم)

 

انما خرجت لطلب اصلاح فی امه جدی

 

 

 

 

قصد من در نهی کردنتان، مخالفت با شما نیست. مقصودی جز اصلاح در حد توانایی خویش و توفیقی در این کار جز بخواست خدا ندارم. بر او توکل کرده و به سوی او پناه می‌برم.

 

 

 

 

رب انی لما انزلت الی من خیر، فقیر(آیه 21 سوره قصص)

 

 

 

 

امام حسین: بار خدایا تو نیک می‌دانی آنچه انجام داده‌ایم نه به‌خاطر رقابت در کسب سلطه و قدرت بوده و نه به‌خاطر جلب منافع دنیایی، بلکه خواسته‌ایم نشانه‌های دینت را(که منحرف شده) برگردانیم و در شهرهایت اصلاح را آشکار سازیم تا بندگان مظلومت امنیت یابند و به فرائض و سنت‌ها و احکام تو عمل شود. شما باید ما را یاری کنید و به ما حق بدهید. نیروی ستمکاران بر سر شماست و آنها در خاموش کردن نور پیامبر شما می‌کوشند و خدا ما را کافی است، بر او توکل کردیم و به سوی او پناه می‌بریم و بازگشت همه به سوی او است.

 

 

 

 

امام حسین(خطاب به عبداله بن عمر): آیا نمی‌دانی از بی‌وفایی‌های روزگار فرستادن سر مطهر یحیی بن زکریا به عنوان هدیه برای یکی از بدکاران بنی اسرائیل بود.آیا نمی‌دانی که] آنها[ همواره پیامبران را می‌کشتند و سپس بدون ناراحتی، گویی هیچ جنایتی انجام نداده‌اند، سراغ کارهای روزانه خود می‌رفتند و تجارت خود را انجام می‌دادند؛ اما خداوند سزای کارهای زشتشان را زود نداد . . . . 

 

 

 

 

امام حسین(خطاب به عبیذاله حر الجمعی): من به طمع اسب و شمشیر نزد تو نیامدم. خواستم به یاری حق بشتابی که رستگار گردی، من به اسلحه و مرکب کسی که از جان خود دریغ دارد نیازی ندارم.... من گمراهان را به یاری نمی‌گیرم.

 

 

 

 

من رای سلطاناً جائراً مستحلا لحُرُم الله، ناکثاً لعهد الله، لسنت رسول الله، یعمل فی عبادالله بالثم و العدوان فَلَم یغیر علیه بفعل و لا بقول کان حقاً علی الله اَن یدخله مدخله....

 

 

 

 

 

 

 

امام حسین(هنگام فرود در کربلا): آیا نمی‌بینید که مردم دست از حق شسته و گرد باطل جمع شده‌اند، در چنین اوضاعی هر کسی به خدا و روز جزا ایمان دارد باید از دنیا روی برتافته و مشتاق ملاقات پروردگار خویش گردد. من مرگ در راه خدا را جز سعادت و زندگی همراه ستمگران را جز ملالت و افسردگی نمی‌بینم.

 

 

 

 

امام حسین(در کربلا): مردم برده دنیایند و دین ادعایی است بر زبانشان، تا وقتی که روزی‌شان تأمین گردد با دین سروکار دارند، اما همین که گرفتار بلا و سختی شوند دین‌داران اندکند.

 

 

 

 

 

 

 

امام حسین(پس از خواندن نامه عبیدالله): ملتی که خرسندی مخلوق را بر خشم خالق ترجیح دهد، هرگز رستگار نمی‌گردد.

 

 

 

 

 

 

 

اِنا لله و اِنا اِلیه راجعون

 

 

 

 

امام حسین: راست گفتی، همه کارها به دست خداست و پروردگار را هر روز کاری است.حال اگر قضای الهی بر وفق مراد ما جاری شد خدا را بر این نعمت سپاس می‌گذاریم و از او برای ادای شکرش مدد می‌طلبیم؛ اگر هم خلاف انتظار و امید ما جاری شد باز هم چون نیت پیروی از حق و عمل متکی به تقوی داشته‌ایم منحرف از حق و متجاوز محسوب نمی‌گردیم.

 

 

 

 

 

 

 

امام حسین: خداوند همه شما را پاداش خیر عطا کند، من یارانی وفادارتر از ]شما[ نمی‌شناسم. من می‌دانم فردا کار ما با دشمنان به کجا خواهد کشید، من بیعت خویش را از گردن شما برداشتم و حقی بر عهده شما ندارم....

 

 

 

 

امام خطاب به قیس: به خدا سوگند من هرگز دست ذلت و خواری به شما نمی‌دهم و آن گونه که بردگان از  ارباب خویش می‌گریزند از شما نخواهم گریخت.... من به کسی که پروردگار من و شماست از شر هر خودکامه متکبری که که روز جزا را باور ندارد پناهنده می‌شوم.

 

 

 

 

حضرت زینب(خطاب به یزید): به خدا سوگند که جز زیبایی و نکویی ندیدم.آنها مردمانی بودند که خداوند جنگ و کشته شدن را برای‌شان نوشته بود و آنها در امتثال امر به میدان شهادت رفتند و به زودی، خداوند تو و آنها را در روز حساب گرد آورده، برای او حجت و دلیل بر اثبات درستی عمل خویش خواهید آورد و نزد او علیه یکدیگر اقامه دعوی خواهید کرد؛ پس خواهی دید که پیروزی و رستگاری آن روز، از آن کیست.(این پاسخ نیز برگرفته از آیات قرآن است)

 

  • تمامی این نوشته‌ها از کتاب ارزشمند" انسان کامل" نوشته عبدالعلی بازرگان آورده شده است و منابع دیگر در همان کتاب ذکر شده است.

     

 

 

 

معرفی چند کتاب:

 

ثار- دکتر علی شریعتی

 

حسین، وارث آدم- دکتر علی شریعتی

 

قیام  حسین(ع)- دکتر سید جعفر شهیدی] و نیز "پس از پنجاه سال"(؟)[

 

حماسه حسینی- مرحوم آقای مطهری( کتاب‌هایی در جواب نظرات آقای صالحی نجف‌آبادی در کتاب "شهید جاوید"، نگاشته شده است)

 

انسان کامل- دکتر عبدالعلی بازرگان

 

نقش ائمه در اسلام-علامه سید مرضی عسگری

 

در کربلا چه گذشت؟_ ترجمه کتاب"نفَس المهموم" نو شته مرحوم شیخ عباس قمی، گردآورنده "مفاتیح الجنان".

 

لُهوف سید بن طاووس، همراه فرجام قاتلان امام حسین- ترجمة"عقیقی بخشایشی"

 

جهش‌ها- استاد محمد رضا حکیمی

 

اسرار آل محمد- سُلیم بن قیس هلالی، ترجمة اسماعیل انصاری زنجانی

 

ده گفتار از امام حسین- آقای علی غقفوری

 

صفات شیعه- شیخ صدوق

 

زندگانی حضرت زینب- دکتر علی قائمی

 

امام حسن و امام حسین(ع)- علامه سید محسن الامین العاملی

 

طوبای محبت- مرحوم آقای میرزا اسماعیل دولابی

 

آثار میرزا جواد آقا ملکی تبریزی(المراقبات، اسرار الصلاة و رسالة لقاء الله)

 

 

 

 

   + مهدی رزاقی - ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱٠ بهمن ۱۳۸٥