جنگ هفتاد و دو ملت*/ معیارگرایی- مصداق‌گرایی

 

 

زمانی صحبت درباره آقای هانری کُربَن و رابطه‌ی او با علامه طباطبایی بود؛ دوستی می‌گفت چطور ممکن است که کسانی، علاقه زیادی به معارف اسلامی پیدا کنند و زندگی خود را در این مسیر بگذرانند، اما به رغم این علاقه و ارادت، خود مسلمان نشوند و یا می‌افزود، چگونه  است که کسانی مثل علامه یا استاد محمدتقی جعفری، این دست محققان را که با اینان حشر و نشر داشته‌اند، به اسلام دعوت نکرده‌اند.

 

 

از سوی دیگر بسیار می‌بینیم کسانی را که توان خود را صرف این می‌کنند که دریابند یا ثابت کنند که فلانی خوب بوده است و فلانی نه و در مقابل گروه دیگر توان خود را مصروف این می‌کنند که رأی و نظر گروه اول را تخطئه کنند. برای مثال پس از سال‌ها هنوز گروهی مرحوم شریعتی را تکفیر می‌کنند و گروهی به حمایت از او قیام می‌کنند. این موضوع درباره‌ی دکتر مصدق و درباره بسیاری دیگر هنوز در همین جامعه‌ی ما وجود دارد. حال اگر عرصه‌ی این گفتگوها را وسیع‌تر ببینیم، باز هم از این دست نزاع‌های فرسایشی بسیارند. هنوز بسیاری توان‌ها و کاغذها و قلم‌ها و اندیشه‌ها و زمان‌ها در این مسیر می‌گذرد که ثابت کند، امام علی به حق بوده است یا در مقابل چیز دیگری بگوید یا حتی درباره‌ی مذاهب یک دین و یا درباره ادیان مختلف این کشمکش‌ها وجود دارد.

 

 

 خوب است آدمی لااقل آن‌چه را که تجربه می‌کند، بپذیرد. باز هم خوب است که در این‌جا دوباره داستان انگور و عنب مولوی را به یاد آوریم، که همه مقصودشان یک چیز بوده است؛ اما سخن یکدیگر را(آن‌جا به دلیل نداشتن زبان مشترک) انکار می‌کردند.

 

 

کم نیستند مواردی که اگر که به جای پرداختن بر مصداق‌ها، افراد بر سر معیارها با یکدیگر به گفتگو بنشینند، به توافق‌های مناسبی خواهند رسید و آن توانی را که به صورت فرسایشی پیش از این در راه نفی یکدیگر به‌کار می‌بردند، این بار می‌توانند در مسیر توسعه‌ی مفاهیم مورد اجماع‌شان مصروف دارند. مثلاً نزاع بر سر مطلوب بودن صداقت، قسط و … اندک‌تر است از این‌که آیا فلان افراد در زمره عدالت‌خواهان و … بوده‌اند یا نه.

 

 

این که جوهر ادیان الهی یکسان است، سبب می‌شود که ادیان سره همه دعوت کننده‌ی به مفاهیم عالی یکسانی باشند و این همان روی دیگر وحدت ادیان است که اگر کسانی هم در دین اسلام و میان مذاهب مختلف این دین نیز به دنبال وحدت هستند، نباید که این توجه بر معیارهای مشترک را(به عوض تمرکز بر مصداق‌های مورد اختلاف) فراموش کنند و در این مسیر، "احترام" گذاردن و رعایت حرمت‌ها لازمه و ضرورت پیش‌رفتن است.

 

 

 به گمانم دعوت به اخلاق و معیارهای اخلاقی، می‌تواند که وحدتی جهانی و فارغ از رنگ و خاک و خون ایجاد کند و بی‌شک در آن حال، روز و روزگار مردمان نیک‌تر از این روزها و امروز است.

 

 

 

 

 

*: جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه

 

 

                   چون ندیدند حقیقت، ره افسانه زدند(حافظ)

 

   + مهدی رزاقی - ۱٠:٠٤ ‎ب.ظ ; ٧ مهر ۱۳۸٦