تشنه

با هوس، عاشق آن چشمه نوريم هنوز

واي و صد واي، كزين مرحله دوريم هنوز

ديگران رهسپر ثابت و سياره شدند

ما، بر اين خاك سيه، مست غروريم هنوز

نه كمال از دگران ديده، نه نقصان در خويش

اي زمان، آينه بگذار، كه كوريم هنوز

زنده‌كُش بوده و با مرده‌پرستي شاديم

اين گواهيست، كه ما طالب گوريم هنوز

تكيه بر كار پدر كرده و بيكار شديم

خرم از فاتحه‌ی اهل قبوريم هنوز

دوزخي تا نبود، سوي عبادت نرويم

چه توان كرد، كه ما عاشق زوريم هنوز

راحت خويشتن از دست قضا مي‌جوييم

تشنه لب بر سر اين بركه‌ی شوريم هنوز

                             (معيني كرمانشاهي)

   + مهدی رزاقی - ۸:٠۸ ‎ب.ظ ; ٢٢ شهریور ۱۳۸٦