حرف دیروز(۲)- اعدام صدام

چند نکته درباره اعدام صدام

 

 

 

 

·        کشتن او در این وضعیت جدیدی که داشت، موضوع مهم و مؤثری نیست.

 

·        او زمانی که از کار برکنار و فراری شد، دیگر مرده بود.

 

·        وجود داشتن افکار صدام تلخ‌تر از کشته شدن خود او است.

 

·        اندوه زنده بودن افکاری از آن دست، بیشتر از شادمانی احتمالی از بین رفتن یک نفر است.

 

·        یک بار اعدام، نمی‌تواند تقاصی برای تمامی جرم‌های صدام باشد؛ شاید حبس ابد با اعمال شاقه از حیث امتداد مجازات بیشتر می‌توانست جزای اعمال او باشد.(البته معلوم هم نبود که در طی این مدت آیا او را مجازات می‌کردند یا خیر.)

 

·        برای اعدام صدام هم می‌توانستند یکی از بدل‌هایش  را به جای او به دار بیاویزند.(گو اینکه احتمالش کم است)

 

·        در محاکمة او، اتهام کشتار شیعیان را مبنای بررسی و صدور حکم قرار دادند که طراحان حمله به عراق و ... برای ایجاد اختلاف در عراق، حتی از اعدام او هم به سود و نفع خودشان بهره بردند.

 

·        با کشتن او، امکان بررسی بسیاری از اتهام‌ها و جرم‌های مهم‌تر و بزرگ‌تر او را از بین بردند.(از جمله جنگ با ایران)

 

·        ایران در این معادله، هیچ به حقوق از دست‌رفته و تضییع شده‌‌اش، حتی در حدود قطع‌نامه‌های سازمان ملل هم نرسید، چه رسد به حقوق واقعی و مورد ادعایش.

 

·        اشغال‌گران یا حمله‌کنندگان به عراق و بسیاری از کشور‌های غربی که احتمالاً قبلاً همکاری‌هایی با صدام داشته‌اند، ممکن است که بیم آن را داشته‌اند که در طی محاکمه صدام(چنانچه نمی‌توانستند به نحوی او را ساکت کنند)، بسیاری از اتهام‌ها علیه خودشان اعلام ‌شود و صدام پرده‌دری ‌کند- که با اعدام او، این احتمال از بین رفت.

 

·        اعدام صدام، باعث ناآرامی، اغتشاش و . . . در عراق می‌شود.(که البته همیشگی نخواهد بود)

 

·        اعدام صدام  را، بهانه‌ای برای اختلاف بین شیعه و سنی و تحریک بعثی‌ها قرار می‌دهند.

 

 

 

 

   + مهدی رزاقی - ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; ٦ بهمن ۱۳۸٥