ربوبیت/ باور

 

 

خداوند مدیر برنامه‌های من است.

 

 

 بسیاری از بت‌پرستان، به خداوند به عنوان خالق اعتقاد داشته‌اند ولی شأن ربوبیت را متعلق به بت‌ها می‌دانسته‌اند یا آن را واگذار شده از سوی خداوند به بت‌ها می‌داستند؛ یعنی اداره امور دنیا را و وقوع خیر و شر را به خواست آنان می‌دانستند و به همین علت و برای دریافت کردن خوشی‌های بیشتر و دور ماندن از گزند شرها، در عبادت خدا را فراموش می‌کردند(که این لااقل نوعی ناسپاسی حتی درباره همان آفرینش‌شان بوده) و به عوض و شاید به طمع و ترس نعمت و نقمت، به ستایش بت‌ها می‌پرداخته‌اند(که این هم نوعی نگاه تجارت مآبانه و ترس‌پیشگانه است).

 

 

 اعراب بت پرست زمان پیامبر نیز درباره خالقیت و ربوبیت، باوری این چنینی داشته‌اند و آن‌ها "الله" را به عنوان خالق می‌پذیرفتند و به همین علت است، وقتی که پیامبر در پیمانی با مشرکان، "بسم الله الرحمن الرحیم" می‌نویسد، آن‌ها بیان می‌کنند که ما "الله" را می‌شناسیم ولی "رحمن و رحیم" را نمی‌شناسیم و پیامبر در این نوشته، "الله" را می‌آورد.(این که پیامبر بر اساس مشترکات تغییری را ایجاد می کند آموزنده است. نام برخی از بت های اعراب پیش از اسلام، "لات"، "عزّی" و "هبل" است).

 

 

 درباره وضعیت انسان در دنیا، چند نگاه معروف‌تر وجود دارد؛ یک رویکرد قائل به "جبر" است و برای انسان هیچ گونه اختیاری قائل نیست(در این‌جا می‌توان به توحید افعالی، تقدیر و قضا و قدر، وجود لوح محفوظ، علم خداوند و... اشاره کرد). یک رویکرد دیگر "تفویض"(واگذاری) است که تدبیر کارهای انسان را به دست خود او می‌داند و قائل به نوعی رهاشدگی است(در این‌جا می‌توان به تفکر، اراده، اختیار، حق انتخاب، مسئولیت، روز بازپرسی و محاسبه، عدل الهی در مؤاخذه، ثواب و عقاب و... اشاره کرد)؛ نگاه دیگری هم بیان می‌کند که حقیقت موضوع، کیفیتی بین این دو می‌باشد(از امام صادق نقل کرده‌اند که "لا جبر و لا تفویض؛ بل امر بین الأمرین. در شکل ساده آن، همان مطالبی به ذهنم می‌رسد که پیش از این درباره تأثیر متغیرها و پارامترها در یک سیستم، بیان شد و در شکل دینی آن، می‌توان به نگاه متعادلی بین دو نگرش قبلی اشاره کرد).

 

 

خداوند عادل توانا، دانای کل است؛ ما به قوت اختیار و اراده و حقِ انتخاب‌مان، مسئولیم و روزی پاسخگو خواهیم بود. ما باید کوشش و مجاهده کنیم که وظیفه‌مان را دریابیم و برای دریافت صحیح از خداوند یاری جوییم و در انجام آن به او توکل کنیم و چه گونه شدن نتیجه را به ویژه با توجه به عوامل مؤثری که در اختیار ما نیستند به خدانود واگذار کنیم.

 

 

نستعین بک یا الله

 

 

اللهم اخرجنی من ظلمات وهم و اکرمنی بنور فهم

 

 

توکلت علیک یا الله

 

 

أفوض امری الی الله

 

 

االهم اهدنا الصراط المستقیم

 

 

الهم أجعل عواقب امورنا خیراً

 

 

الهی هب لی کمال انقطاع الیک

 

 

 

 

 

خداوند مدیر ماست.

 

 

خداوند مدیر برنامه‌های من است.(چشیدنی است و آرام کننده)

 

 

 

 

 

   + مهدی رزاقی - ٧:٤۳ ‎ب.ظ ; ٢۳ تیر ۱۳۸٦