اکنون که تب و تاب انتخابات خبرگان فرو نشسته است، مناسب دیدم که  پرسش‌هایی را که از قبل تهیه کرده بودم، برای گفتن پاسخ‌های مناسب از سوی اهل نظر در اینجا بیاورم.

 

 

 

 

  •  رهبر، فقهای شورای نگهبان را تعیین می‌کند و اعضای این شورا، کاندیداهای مجلس خبرگان را تأیید یا رد صلاحیت می‌کنند، در حالی که از جمله وظایف اعضای مجلس خبرگان، نظارت بر عملکرد رهبر است.(ناظر بر رهبری، فردی است که خود، توسط نماینده رهبر تأیید شده است)

     

  • اعضای شورای نگهبان با وصف ذکر شده فوق، علاوه بر تأیید نامزدها و نظارت بر اجرای انتخابات، خود نیز می‌توانند به عنوان کاندیدا در رقابت انتخابات شرکت کنند و در صورت انتخاب، ناظر بر رهبر باشند و یا در هنگام لزوم نسبت به انتخاب رهبر اقدام نمایند.(از یک سو نصب شده توسط رهبر هستند و از سوی دیگر باید ناظر بر فعالیت‌های ایشان باشند و از سوی دیگر ناظر رقابتی هستند که خود نیز در آن رقابت قرار دارند.)

     

  • رهبر در حوزه‌های متفاوتی وظیفه دارد(و نه فقط فقهی) و باید تخصص‌های مختلفی را دارا باشد(شرایط رهبری در قانون اساسی آمده است)، اما خبرگان این مجلس را فقط مجتهدان تشکیل می‌دهند.( این در حالی است که در بازنگری قانون اساسی، شرط مرجعیت رهبر به اجتهاد تغییر یافت)

     

  • ملاک پذیرش نبودن گواهی مراجع برای اجتهاد افراد، شایسته نمی‌نماید حال آنکه از دیرباز، تقریر و تحریر مراجع، بسیار نافذ و منشأ اثر بوده است.

     

  • رد صلاحیت علمی فردی که صلاحیت او را قبلاً تأیید کرده‌اند، ممکن است موجب ایجاد این گمان شود که برخی از افراد تأیید شده اخیر نیز، صلاحیت کامل علمی،  نداشته باشند.

     

  • آیا این پذیرفتنی است که در طی یک دوره محرز شود که فردی صلاحیت علمی ندارد، اما تا انتهای آن دوره به عنوان نماینده باقی بماند و تنها برای شروع دوره جدید صلاحیتش تأیید نشود؟ مناسب نیست که تا عدم صلاحیت فرد معلوم می‌گردد، از نمایندگی ساقط شود و آیا سازوکاری برای این موضوع وجود دارد؟

     

  • مراعات شأن مجلس خبرگان که در جایگاهی به عنوان "ناظر بر رهبر" قرار دارد، ضروری است.رهبر نیز در برابر این مجلس در مقام پاسخ‌دهندگی قرار دارند.

     

  • اعلام نکردن عملکرد مجلس خبرگان به مردم - که موکل خبرگان هستند - و نبود بازخور بیرونی، نسبت به کیفیت انجام وظایف نمایندگی، باعث ایجاد پرسش برای مردم می‌شود.

     

  • سازوکار اعمال نظارت در حوزه هایی که خارج از تخصص اصلی خبرگان است( حوزه‌های بجزء اجتهاد) چگونه است؟

     

  • تمهید شرایطی که حق انتخاب برای اتخاب‌کنندگان بیشتر باشد.

     

  • مناسب‌تر به نظر می‌رسد که این نمایندگان، دارای شغل حکومتی نباشند(برای مثال نماینده رهبر در نهادی نباشند) تا حتی به صورت نظری هم استقلالشان حفظ شده باشد.

     

  • و بالأخره اینکه آگاهی مردم از کم‌ و کیف فعالیت نمایندگان و نتایج حاصل شده از آن، باعث انگیزة حضور بیشتر می‌گردد.

     

  • . . . .