تفکر، اشراق/ تفکر و کلام

بسم الله الرحمن الرحیم

تفکر، اشراق/ تفکر و کلام

5/6/1392 - 450

هدیه به ویگوتسکی

و حسن محتملی اگر بر این نوشته بود نثار قدر حاج آقا رحیم ارباب

مرحوم شیخ محمدرضا جعفری

و برادرمان سید عباس معارف

و سلام بر جناب سهروردی

 

  کلام تنزیل تفکر و اندیشه است؛ معنا در خرد شکل می‌گیرد و برای ساده شدن آن به کلام تبدیل می‌شود. راه حل در خرد برتر وجود دارد و با کلام(کلام خودمحورانه، کلام خصوصی یا گفت‌وگوی درونی) این راه تبدیل به الگوریتم و حل مرحله به مرحله‌ی مسئله می‌شود. در ذهن برتر یا ناخودآگاه، آن کلیت وجود دارد و برای تبدیل آن به مفهوم قابل دسترس، عقل خودآگاه آن را به اجزاء ساده‌تر تبدیل می‌کند و از کلام درونی برای این تسهیل و تنزیل استفاده می‌کند. این آگاهی با خرد برتر است و از طریق مکاشفه یا دریافت یا واردات قلبی، به جان، ذهن عالی یا خرد برتر می‌رسد و پس از آن بخشی از آن که در کلام می‌گنجد تنزیل می‌یابد و قالب می‌گیرد.

  این می‌تواند مرتبه‌ای از پیامبری‌گری باشد و سالک در مسیر معرفت‌یابی(رشد معرفتی یا شناختی) به فراخور، از این واردات بهره‌مند می‌شود. این یک "خطور" است و کلّی است؛ واحد است و از سوی دیگر مجمل است، یعنی مشروح و به تفکیک نیست.

  از مرحله‌ی خرد برتر به مرحله‌ی اندیشه یا تفکر [ و دون آن، تعقل] این شرح و تفکیک صورت می‌پذیرد و از آنجا که "ورزیدگیِ" خودآگاه بسیار اندک‌تر از توانمدی آن خرد برتر است؛ پس برای آن‌که بتواند آن را هضم کند، جذب کند و یا ارائه دهد آن را به اجزاء ساده‌تر تبدیل می‌کند و تنزیل می‌دهد و به قدر آن قالب در آن می‌گنجاند. آن "خردهای برتر" همان عقل کل است که "واحد" است و آن خردها در سرمنشاء، وحدت دارند و یکی هستند. برای آن تسهیل است که کلام به کمک می‌آید.

   در خودآگاه، خود فرد نیز برای آگاهی از آن معرفت عالی نیاز به تسهیل دارد. تسهیل برای درک آگاهانه‌ی فرد، تسهیل برای انتقال آن دانسته به دیگران و تسهیل برای ساده‌سازی آن دانسته برای درک آگاهانه‌ی ارتباط آن با دیگر آگاهی‌های فرد.

  یک حرکت معکوس نیز به صورت آگاهانه وجود دارد. فرد این آگاهی ساده شده‌ی تازه یافته شده‌ی خود را برای "کشف ارتباطش" با دیگر آگاهی‌های خود مورد دقت و مطالعه قرار می‌دهد تا با "سازمان‌دهی" و "نظم‌دهی" آنان به قانونی کلی‌تر برشد و آگاهی‌ای "جامع‌تر" [بسیط‌تر] و مجمل‌تر [فشرده‌تر] برسد. این، حرکت آگاهانه‌ی تفکر به سوی آن خرد و معرفت کلی است که وی می‌کوشد آن را هم در قالب درآورد. این حرکت، بازگشتی آگاهانه است به سوی همان خرد برتر و دریافت عالی در ناخودآگاه یا "آگاهی خارج از دسترس".

   این تنزیل و تصعیدها چنانچه در مسیر درست آگاهانه باشد، موجب غنای رشد شناختی(معرفتی) می‌گردد.

 

  سالک در مسیر سیر الی الله با توجه به واردات قلبی، معرفتی(معنایی) به جانش (به باطنش و یا به قلبش) خطور می‌کند(این عطیه می‌تواند جرقه‌ای در ذهنش باشد، می‌تواند عطیه‌ای برای خرد برترش باشد، می‌تواند آگاهی و اشرافی برای اندیشه‌ و تفکرش باشد و می‌تواند مشاهده یا مکاشفه‌ای باشد. دارای مراتب است؛ می‌تواند در قسمت آگاهانه‌ی شاکله‌ی معرفتی و شناختی او باشد یا خطور یا نفوذی در قسمت ناخودآگاه وی باشد). این عطیه از طریق گفت‌وگوی درونی اندک اندک بر خود او نیز بیشتر معلوم [مکشوف] می‌شود و او بر آن آگاهی می‌یابد. در این گفت‌وگوها او جنبه‌ها و عرصه‌ها [ساحت‌های] آن وارده یا دریافت را به صورت جزئی‌تر می‌شکافد تا فهم خود را توسعه دهد و آن "کل"  را می‌گسترد و با آن گفت‌وگو جنبه‌های مختلف آن را بر خود معلوم می‌کند.

  شاید سالک آن مقدار را که مجاز به آگاهی آن باشد، بر آن، تسلط دانایانه، توأم با خودآگاهی یابد؛

و شاید آن مقدار را که مجاز به بازگویی باشد از گفت‌وگوی درونی به کلام بیرونی انتقال دهد؛

(و شاید) که سالک در مراتب عالی‌تر در مسائل و موضوع‌ها از گفت‌وگوی درونی به مرحله‌ی "گفت و شنود" درونی برسد؛ این فرایند [یا این فراورده] می‌تواند آگاهانه باشد.

العبد مهدی رزاقی

   + مهدی رزاقی - ۱۱:۳٧ ‎ب.ظ ; ٥ شهریور ۱۳٩٢