لحظه‌ی دیدار (1)

لحظه‌ی دیدار (1)

(17/6/1391-435)

 

تنها خود را به رنجه می‌اندازم و به زحمت می‌دارم

ورنه

هر وقت که بخواهی می‌آیی

هر وقت که بخواهی می‌روی

 

بی‌آنکه رحمی آیدت به تب و تاب من

 

تنها خود را به رنجه می‌اندازم و به زحمت می‌دارم

و این امیدم است که

شاید تو را

   + مهدی رزاقی - ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱٧ شهریور ۱۳٩۱

اصطلاحات فقهی (4)

اصطلاحات فقهی (4)

(13/6/1391-434)

 

مرتد: مسلمانی که منکر خدا و رسول و یا حکمی از ضروریات دین شده که انکارش به انکار خدا و رسول بازگردد.

مرتد فطری: کسی که از پدر یا مادر مسلمان متولد شده و خودش نیز مسلمان است و سپس از دین خارج شود.

مرتد ملی: کسی که از پدر یا مادر غیرمسلمان متولد شده ولی خودش پس از اظهار کفر، مسلمان شده و مجدداً کافر گردیده است.

مردار: حیوانی که خود به خود مرده یا بدون شرایط لازم کشته شده باشد.

مزارعه: قراردادی بین مالک زمین و زارع که براساس آن مالک درصدی از محصول زراعی را صاحب می‌شود.

مس: لمس کردن، (تماس)

مساقات: قراردادی بین صاحب باغ و باغبان که باغبان در برابر آبیاری و تربیت درختان، حق استفاده از مقدار معینی میوة باغ را پیدا می‌کند.

مسح: دست کشیدن بر چیزی، پاک

مضطر: ناچار

مصونیت: آسیب‌ناپذیری

مضطربه: زنی که عادتش بی‌نظم است.

مضمضه: آب در دهان چرخاندن(از اعمال مستحب قبل از وضو)

معهود: معمول، متداول، آن‌چه به طور ضمنی مورد قبول است.

مُفطر: چیزی که روزه را می‌شکند.

مفلس: فردی که دارایی او کمتر از بدهکاری اوست.

مکروه: ناپسند

معاملة غَرری: معامله‌ای است که اوصاف کالای مورد معامله (مبیع) به صورت کامل مشخص نباشد و این معامله کلاً باطل است. مثلاً جنسی را ندید بخرید.

مظالم:  چیزهایی که در ذمه انسان است ولی صاحب آن معلوم نیست و یا دسترسی به آن ممکن نیست. فرد برای این‌که یقین به برائت ذمه خود پیدا کند، لازم است مقدار معینی را از طرف صاحب مال به عنوان مظالم به مجتهد جامع‌الشرایط بدهد.

ممیز: خردسالی که خوب و بد را تمیز دهد.

منعزل: خود به خود برکنار (عزل) شده.

منذورٌ له: کسی که به نفع او نذر شده است؛ مثل امام.

نری: بیضه

مورد اشکال است: صحیح نیست. می‌تواند به مجتهد دیگر مراجعه کند.

نفساء: زنی که خون نفاس ببیند.

موقوف‌ٌ علیهم: کسانی که به نفع آن‌ها وقف شده است.

نظر به ربیه: نگاه‌کردن به‌گونه‌ای که دیگران را بدگمان کند ـ نگاهی که موجب فتنه شود.

*نماز جمعه در زوال جمعه برگزار می‌گردد.

*نماز شب در ثلث آخر شب گزارده می‌شود.(از بعد از نیمه شب تا قبل از اذان صبح می‌توان به‌جا آورد و مستحب است که به اذان نزدیک‌تر باشد)

* نماز وحشت برای شب اول دفن میت

(* نماز آیات در خسوف، کسوف، زلزله و حوادث طبیعی اگر بیش‌تر مردم بترسند)

نماز خوف: نماز یومیه انسان در حال جنگ و امثال آن که با کیفیت مخصوص و به طور مختصر اقامه می‌شود.

نماز قصر: نماز شکسته مسافر

*نماز شفع، وتر، طواف، عیدین، غفیله، قضاء، نماز میت، یومیه و … از جمله انواع نمازها هستند

وثیقه: سپرده، گرویی

وجه: صورت، دلیل، عنوان

ودی: رطوبتی که پس از خروج بول مشاهده شود.

وذی: رطوبتی که پس از خروج منی مشاهده شود.

وطی: لگدمال کردن، عمل جنسی (با حیوان)

ولیّ (قیّم): کسی به دستور شارع مقدس، سرپرست دیگری است مثل پدر، پدربزرگ و مجتهد جامع‌الشرایط

وکیل: نماینده

وصل به سکون ( وقف به حرکت): حرکت آخر کلمه‌ای را نگفتن و بدون توقف آن را به کلمة بعد چسباندن.

هبه: بخشش

هدم: ویرانی

هدیه: تحفه و ارمغان

واجب: هر امری که انجام آن از نظر شرع الزامی و اجباری است.

 

در نگارش این متن از محتوای رسالات برخی از مراجع استفاده شده است( به ترتیب الفباء: آقایان اراکی، بهجت، خمینی، خویی، فاضل و . . . ). همچنین برخی کتب آموزشی درباره آموزش احکام  نیز مورد توجه بوده است(از تالیفات علامه طباطبایی، آقای فلاحت زاده و ...). از دیگر عزیزانی که با بیان نظرات و پرسش‌های‌شان، مرا یاری داده‌اند نیز سپاس‌گزارم. رزاقی

 

   + مهدی رزاقی - ٦:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳ شهریور ۱۳٩۱