لبریخته

لبریخته

(27/4/1391-432)

 

 

 دلت هوای لبریخته کرده

 و آسوده از آنی که این واژه‌ها

خونبهای

احساس من است

   + مهدی رزاقی - ٧:۱٦ ‎ب.ظ ; ٢٧ تیر ۱۳٩۱

اصطلاحات فقهی (1)

بسمه‌تعالی

 

اصطلاحات فقهی (1)

(23/4/1391-431)

 

 

آب مطلق: که به آن آب خالص هم می‌گویند. آبی است که از چیزی گرفته نشده است (مثل آب میوه‌ها) یا با چیزی مخلوط نیست و اگر هست، به گونه‌ای است است که مانع اطلاق عرفی آب به آن نمی‌شود و دارای 5 قسم است.(کر، قلیل، جاری، باران و . . .)

اجاره: قراردادی است که طی آن منافع مال یا کاراز سوی یک طرف در قبال اجرت و مدت معین به طرف دیگر واگذار می‌شود.

اجرت‌المثل: اگر شخصی بدون تعیین اجرت کاری را انجام دهد اجرت عرفی آن کار را گویند.

احتیاط لازم: احتیاطی که مجتهد لزوم رعایت آن را از طریق ادلة عقلیه یافته است.بیان حکم به صورت غیر قطعی.

احتیاط مستحب: بیان احتیاط بعد از بیان حکم

احراز: به دست آوردن

احکام خمسه: وجوب، حرمت، استحباب، کراهت و اباحه.(واجب، حرام، مستحب، مکروه و مباح)

احوط: منطبق با احتیاط بیشتر

اخفاف: آهسته قرائت کردن   

استبراء: دور کردن بول،  منی و یا حیوان نجاست‌خوار

استرباح:  طلب ربح ، فایده خواستن

استعلام:طلب آگاهی کردن

استیفای حق: به دست آوردن حق.  

اِعراض از وطن: تصمیم انسان بر روی گردانی از وطن و ترک همیشگی آن.

اعلان: آگاه ساختن، آشکار کردن

افضاء: باز شدن یا یکی شدن و تداخل مجاری بول و حیض یا مجاری حیض و غائط یا هرسة آنها.

اقامة معروف: بپا داشتن سنتی که از نظر شرعی صحیح شناخته شده است.

اقوی این است: نظر قوی بر این است. احتیاط واجب

امور حسبیه: کارهای مالی از جمله رسیدگی به اموال یتیمان و…  که  توسط مجتهد عادل یا نمایندة او صورت می‌گیرد.(حساب-کتاب‌های مالی)

ایقاع: هر نوع قراری که چنانچه یک جانبه هم انجام گیرد صحیح باشد و نیاز به قبول طرف دیگر نداشته باشد.

برائت ذمّه: در موارد شک، مکلّف می‌باید بگونه‌ای عمل کند که یقین پیدا کند تکلیف خود را انجام داده است.

بعید نیست: فتوی این است. بیان حکم به صورت احتیاط

بلوغ: ظهور یکی از علائم سه‌گانه نشانه رشد جسمی و جنسی در انسان

تجافی: به حالت نیم خیز نشستن (در نماز جماعت و هنگامی که امام تشهد می‌خواند و وظیفه ماموم نیست)

تحت الحنک: زیر چانه. آن قسمت از عمامه که زیر گلو آویخته می‌شود.

تخمیس: خمس مال را جدا کردن. خارج کردن خمس مال

تَروّی: تفکر، تفکر دراعمال نماز توسط فرد برایبه یادآوردن چگونگی نمازی که خوانده است.

تزکیه شده: حیوانی که با رعایت موازین شرع ذبح شده است.

تسمیه: جاری کردن اسم خدا بر زبان(برای مثال هنگام ذبح حیوان)، نام بردن.  

ثمن: قیمت کالا.

تعقیب: دنبال کردن، پس از نماز به‌جای آوردن ذکر و دعا 

توکیل: وکیل قرار دادن.

تقاص: قصاص کردن.

تلقیح: انجام شدن عمل لقاح، نطفه مرد را با وسیله‌ای نظیر سرنگ به رحم زن رساندن.

تیمم جبیره‌ای: وظیفه فردی که بر اعضاء تیمم او مرهم یا پوشش است.

ثلثان:

تَسَتُّر: خود را پوشاندن

توریه: نوعی حرف زدن است که درآن فرد نه دروغ گفته می‌شود و نه سخن راسترا کامل گفته باشد. این روش نوعی پنهان کاری است که به منظور خلاص شدن از دروغ به‌کار گرفته می‌شود.

جاعل: منعقد کننده قرارداد جعاله، قرار گذارنده در جُعاله.

جاهل قاصر: فردی که در شرایط عدم امکان دسترسی به حکم خدا قرار دارد و خودش مقصر نیست.

جاهل مقصّر: فردی که امکان آموختن مسأله را داشته ولی خود در فراگیری آن کوتاهی کرده است و مقصر است.

جبیره: مرهم، پارچه و پوشش

جعاله: قراری که طی آن فردی اعلام می‌کند، هر کس برای او کار معینی را انجام دهد، اجرت مشخصی به او پرداخت می‌شود. مثل مژدگانی برای پیدا کردن گمشده.

جهر: چیزی را با صدای بلند قرائت کردن. (در نماز صبح و مغرب و عشا، فرد باید نماز را با حالت تجاهر بخواند)  

جماع: مقاربت، آمیزش جنسی، نزدیکی

حاکم شرع: مجتهدی که بر اساس موازین شرعی دارای فتوی و حکم است.

حَدَث اصغر: هر علتی که باعث باطل شدن وضو شود. 

حَدَث اکبر: هر کاری که غسل را برای نماز واجب کند.    

حَضَر: محل حضور (وطن)، مقابل سفر

حدّ ترخّص: حدی از مسافت که در آن دیگرصدای مؤذن شنیده نشود و دیوار محل اقامت قابل تشخیص نباشد.

حنوط: مالیدن کافور بر اعضای مرده از جمله به پیشانی، کف دست‌ها، سر زانوها و سر دو انگشت بزرگ پاها.

حواله: ارجاع طلب‌کار به شخص دیگر برای دریافت طلبش.

خالی از قوت نیست: معتبر است، فتوی این است.(بیان احتیاطی حکم)

خالی از وجه نیست: بی مورد نیست، فتوی این است. (بیان احتیاطی حکم)

 

در نگارش این مجموعه متن از محتوای رسالات برخی از مراجع استفاده شده است( به ترتیب الفباء: آقایان اراکی، بهجت، خمینی، خویی، فاضل و . . . ). همچنین برخی کتب آموزشی درباره آموزش احکام  نیز مورد توجه بوده است(از تالیفات علامه طباطبایی، آقای فلاحت زاده و . . .). در آخر نیز از مدرسان همکارم و نیز فراگیرانی که با بیان نظرات و پرسش‌های‌شان، در کلاس‌های درس، مرا یاری داده‌اند سپاس‌گزارم.رزاقی

 

   + مهدی رزاقی - ۸:٥٥ ‎ق.ظ ; ٢۳ تیر ۱۳٩۱

سبک‌های هنری (10)- ناتورالیسم(طبیعت گرایی- نچرالسیم)

سبک‌های هنری (10)- ناتورالیسم(طبیعت گرایی- نچرالسیم)

 

(10/4/1391-430)

 

 

  تقلید از طبیعت را، برای ایجاد اثر هنری، ناتورالیسم (یا naturalism) می‌گویند. در فارسی معادل این واژه را طبیعت گرایی، طبیعت پردازی، اصالت طبیعت یا فلسفه طبیعت ذکر کرده‌اند.

  برخی از نویسندگان این شیوه معتقدند که ادب و هنر نیز باید جنبه علمی داشته باشد. «امیل زولا» می‌گوید: «همان‌گونه که زیست‌شناسان به بررسی موجودات می‌پردازند، نویسندگان هم باید از این شیوه پیروی کند و جبر علمی و تجربه، باید مورد توجه قرار گیرد.»

برخی از ویژگی‌ها در این شیوة ادبی:

بد و خوب کار، نتیجة جبر و قوانین طبیعت است نه اراده فرد.

  جسم بیش از روح اهمیت دارد و آن هم نتیجه توارث است (چه در نظم و چه در بی‌نظمی). روان و روح، سایه است.

برخی از نویسندگان این مکتب:

امیل زولا

پل الکسی

هویسمان

هانری بک

جرج مور‌

کرتزر Kretzer

 

 

 

تئاتر ناتورالیست(طبیعت‌گرا)

جنبه اصلی این سبک توجه به طبیعت و مظاهر آن است و تفاوت اصلی با رئالیسم در این است که در این‌جا به طور ویژه به طبیعت پرداخته می‌شود و جزئیات امور بیشتر مورد توجه است و پا را از کلی‌نگری فراتر می‌نهند.

 

 

 

  در تهیه این مجموعه نوشتارها، از "دایره المعارف ادبی، عبدالحسین سعیدیان، انتشارات ابن‌سینا"،  "مکتب‌های ادبی، رضا سید حسینی"،  "دروس اختصاصی هنر- جلد اول، علیرضا کوچکی، انتشارات نورین سپاهان اصفهان"، "تقریرات دوره تاریخ هنر" جناب آقای رویین پاکباز و همچنین برخی تحقیقات  جناب آقای احمد احمدی بهره برده شده است.

(مهدی رزاقی)

 

   + مهدی رزاقی - ۸:٥٠ ‎ب.ظ ; ۱٠ تیر ۱۳٩۱