سبک‌ها و مکتب‌های هنری(6)

سبک‌ها و مکتب‌های هنری(6)

 (29/5/1390-406)

 

سبک امپرسیونیسم

این سبک از سال 1871 شروع شده و در واقع عکس‌العملی در برابر ماشینیزم بود. مانه، که از پیشتازان این شیوه بود، خود در گذشته به ناتورالیسم گرایش داشت. این سبک را می‌توان مهمترین سبک بعد از گوتیک و رمانتیک دانست. این سبک هنرِ  ثبت لحظات گذرا است و هنرمند می‌کوشد یک حالت گذرا را در زندگی نشان دهد یا یک تغییر را ثبت کند. در این‌جا لحظات مطرح است. رنگ‌های معمولی جایی ندارند بلکه رنگ تابع احساس و لحظه تازه می‌باشد. این نام از «تأثیر طلوع آفتاب» اثر «مونه» گرفته شده است. امپرسیونیست به معنی «تأثیرگرایان» است.

 از نقاشان این دوره می‌توان به"مانه، لوترک، مونه، رنوار، سیسیلی، پیسارو، دگا، برت، موریس، گوگن، ون‌گوک و…" اشاره نمود.

 

نئوامپرسیونیسم (پوانتلیزم،نقطه‌گرایی)

سورا و سینیاک که در وهله اول خود از امپرسیونیست‌ها بودند به سرعت آن را پشت سر گذاشتند. به باور آن‌ها امپرسیونیسم به اندازه کافی از اصول علمی استفاده نکرد. این دو با بهره‌گیری از دانش فیزیک، رنگ‌هایی را ایجاد کردند که تأثیر بصری زیاد می‌گذاردند. آن‌ها این نوآوری را با استفاده از لکه‌های رنگی خالص، نه با آمیختن رنگ‌ها با یکدیگر، انجام دادند (با توجه به اثر متفاوت تنالیته‌های رنگی در فاصله‌های مختلف این تابلوها را باید از دور نگاه کرد).

 به این شیوه نقطه‌چینی علمی یا نقطه‌گرایی هم می‌گویند.

 

فوویسم

سمت‌وسوی کلی جریان‌های هنری در قرن20 به سوی انتزاع(ابسترکت)، تجرید و وهم است.

در سال 1905 گروهی از نقاشان از جمله "هنری ماتیس" در نمایشی از کارهای خود از رنگ‌های تند و یکپارچه به صورت جسورانه‌ای استفاده کردند.یکی از منتقدین این حرکت‌ها، آنان را "فوو" (جانور وحشی) خواند و آن‌ها نیز همین نام را پذیرفتند.

فوویست‌ها به رنگ واقعی اشیاء(بدون لحاظ کردن تاثیرهماهنگی رنگ‌ها برای ایجاد تأکید زیباشناسانه و. . . در طرح) بی‌توجه بودند. برخی آثار وان‌گوک را محرک و آثار گوگن را تشدید کننده این حرکت می‌دانند.

 همچنین سرامیک‌های ایرانی، موزاییک‌های بیزانس و به ویژه مطالعه هنر شرق از عوامل مؤثر بر هانری ماتیس در این سبک بوده است.

 

اکسپرسیونیسم

تقریباً معاصر با فوویست‌ها در فرانسه، این نهضت در آلمان و کشورهای اسکاندیناوی شکل و رشد پیدا کرد. اکسپرسیونیسم را «حالت‌گرایی» یا «تشدید حالت‌ها» معرفی کرده‌اند. «مونش» پیشتاز این نهضت است و برای مثال در تابلوی «فریاد» او، مضمون باطنی بر کاربرد تناسبات ظاهری می‌چربد.

البته اساس کار حالت‌گراها بر پایه کارهای «وان‌گوک»، تأثیر ماسک‌های افریقایی و همچنین نیروی عاطفی کارهای مونش است. این سبک، شیوه‌ای برای بروز احساسات درونی و حالات ویژه روانی است و در واقع عینیت بخشیدن به سوژه ذهنی را دربرمی‌گیرد.

 از جمله نقاشان این سبک می‌توان به مونش، امیل نولده، ایگرن‌شیل، کوکوشکا، هگل، مولر و بکمان اشاره نمود.

 

 

آبستره

از «ابسترکت»به معنی «تجرید و انتزاع» می‌آید. کاندینسکی، که خود از فوویست‌های پیوسته به این مکتب بود، باور داشت که با حذف هرگونه شباهتی با عالم مادی، به ماهیت شکل و رنگ، ماهیتی روحی می‌بخشد. در این‌جا مضمون، موضوع و محتوی به گونه‌ای مستقل از خط و رنگ و ساختار ظاهریوجود دارد.

از جمله نقاشان این سبک می‌توان به کاندینسکی، کلی و موندریان اشاره نمود.

 

 

کوبیسم

به پیروی از ایده‌ها و کارهای «سزان»، این سبک توسط پیکاسو و براک به طور مستقل از هم ایجاد شد. به نظرسزان" هرچه در طبیعت هست از ترکیب کره، مخروط و استوانه ایجاد شده و نقاشی نیز باید برهمین اساس باشد."

در شیوه کوبیسم چون جوهر اشکال مطرح است، بنابراین شکل (Form) اهمیت زیادی دارد و رنگ در مقایسه با آن از چندان اهمیتی برخوردار نمی‌باشد.

کوبیسم3 مرحله دارد:

    1.     شکل ثابت و اساسی اشیاء مد نظر است و هدف تبدیل اشیاء و اشکال مختلف به اشکال هندسی می‌باشد. (کوبیسم اولیه)

    2.     وجوه اشکال مختلف را در یک آن نمایش می‌دهند. یعنی اثر ناظر به همه وجوه اجسام از نیم‌رخ، تمام‌رخ، درون و بیرون باشد.( کوبیسم تحلیلی)

    3.     در این مرحله از نمایش اشیاء هم صرف‌نظر می‌شود و موضوع به گونه‌ای شکسته به اجزاء تجزیه می‌شود.

معروف‌ترین تابلو پیکاسو در این سبک:  اثر "گرانیکا‌" (مربوط به حمله هوایی آلمان به شهر گرانیکا می‌باشد)

 

 

 

فوتوریسم (آینده‌گرایی)

بانی آن "فیلیپوتوماسومارینتی"(؟) است.  این حرکت قبل از جنگ جهانی در ایتالیا شکل گرفت و پیروان آن  اعلام کردند که هدفشان «بیان گرداب زندگی جدید، زندگی فولاد و تب و غرور و سرعت سرسام آور می‌باشد.»

 

در تهیه این مجموعه نوشتارها، از "دایره المعارف ادبی، عبدالحسین سعیدیان، انتشارات ابن‌سینا"،  "مکتب‌های ادبی، رضا حسینی"،  "جلد اول دروس اختصاصی هنر، علیرضا کوچکی، انتشارات نورین سپاهان اصفهان"، "تقریرات دوره تاریخ هنر" جناب آقای رویین پاکباز و همچنین برخی تحقیقات  جناب آقای احمد احمدی بهره برده شده است.

 

 

   + مهدی رزاقی - ٦:۱٩ ‎ب.ظ ; ٢٩ امرداد ۱۳٩٠

سبک‌ها و مکتب‌های هنری(5)

سبک‌ها و مکتب‌های هنری(5)

 (18/5/1390-408)

 

ناتوریسم

 

پیروان این شیوه، شجاعت، کار و کوشش، زندگی و طبیعت را می‌ستایند و از ریزه‌کاری‌های سمبولیسم یا سردی و جمود پارناسیسم به دور می‌باشند.

«سن ژرژبوئلیه» و «اوژن موتفور» را از پیشگامان این سبک می‌دانند که در سال 1897 بیانیه این سبک را منتشر کردند.

 

 

ایماژیسم(تخیل‌گرایی imagism )

 

گروهی از شاعران و نویسندگان سمبولیست از جمله«لاورنس، هالسکی و بروک» در سال 1913 مجمعی در انگلستان تشکیل دادند و به سرودن و نوشتن پرداختند. آنها می‌خواستند که افکار و حالات درونی را به طور مستقیم - به نحوی‌که هنوز فکر از هیجان تمایز نیافته باشد- بیان دارند.

راپوند، شاعر و نویسنده امریکایی  و« الیوت»  آثار زیبایی در این سبک از خود به یادگار گذاشته‌اند.

برخی از اصول این مکتب:

استعمال زبان محاوره به شرط این‌که هر لفظ رساننده معنی دقیق خود باشد.

ایجاد اوزان جدید، ولی بدون تکیه به شعر آزاد.

مجاز بودن انتخاب هر موضوعی برای شعر.

خلق اشعار محکم، خشن و واضح.

 

 

دادائیسم( Dadaism) 

 

پیروان این سبک به هیچ اصلی پایبند نبودند و همه چیز حتی خود را نیز نفی می‌کردند. نوشته‌های آنان دربردارندة مفهوم  دقیق و معینی نبود و ایجاد «تنفر» و «انزجار» در مخاطب از هدف‌های اصلی آنان بود.

این سبک نتیجه از بین رفتن امید و آرزو و بی‌اعتبار شدن منطق و اخلاق با توجه به جنگ اول جهانی بود. دادائیسم بوسیله تریستان تزار در سال 1916 پا گرفت.

 

 

سورئالیسم(فراواقع‌گرایی- Surrealism  )

 

این واژه را اولین بار گیوم آپولینر نویسنده فرانسوی در نمایشنامه خود (به معنای رؤیایی و خیالی) به کار برد؛ اما این مکتب در سال 1921 توسط «آندره برتون» و عده‌ای دیگر به وجود آمد. این شیوه نخست در شعر نفوذ کرد و بعد به نثر و سایر آثار نیز راه یافت.

برتون می‌گوید: «سورئالیسم، خود کاری مغز است که می خواهد یا به‌وسیله زبان یا قلم یا هر چیز دیگر با جریان واقعی عمل تفکر را بیان کند. سورئالیسم تقدیر و تثبیت تفکر است، بدون تحکم عقل و خارج از هرگونه تقید به قوانین زیباشناسی و اصول اخلاقی».

از جمله ویژگی‌های این سبک «نوشتن خود به خود» است و آن‌چه به ذهن نویسنده خطور می‌کند، همان را ثبت می‌کند.

 

 

اگزیستنسیالیسم(اصالت وجود- existentialism )

 

این واژه تازه نیست و فلسفه‌ای که مشمول این اصطلاح می‌باشد نیز متعلق به زمان ما نیست، تا پیش از سال 1939 این لغت در  حوزه فلسفه مابعد‌الطبیعه رواج داشته است.

پیروان اگزیستنسیالیسم «اصالت وجود» را مقدم بر «اصالت ماهیت»‌ می‌دانند و معتقدند که آدمی در دنیای پوچ و بیهوده‌ای افکنده شده که نه قرار و هدفی دارد و نه قانونی.  به نظر آن‌ها انسان در اصل و ماهیت دارای هیچ خصیصه فطری‌ای نیست و از آن‌چه در عالم وجود کسب می‌کند برای خویش ماهیتی می‌سازد و بدون هیچ قید و بندی و بدون ایمان واعتقاد به هیچ ‌چیز می‌تواند برای خود شخصیت شکل دهد. (البته باید یادآور شد که تمامی پیروان فلسفه اصالت وجود، غیر الهی نیستند -که شرح آن در این نوشتار نمی‌گنجد)

 

 

اکسپرسیونیسم(expressionism)

 

 این مکتب در تئاتر و ادبیات پدید آمد و در این‌جا ـ برخلاف گذشته ـ قساوت و بیرحمی می‌توانست در قالبی آرام، و کلمات ملاطفت‌آمیز  می‌توانست با خشونت بیان شود.  در تئاترهای این سبک موسیقی، نور و دکوراسیون نقش عمده‌ای در اثرگذاری بر تماشاگر و بیان «حالت» مورد نظر  دارد. این مکتب در امریکا و آلمان بیشتر مورد توجه قرار گرفت.

 

 

فوتوریسم(آینده گرایی- futurism )

 

این سبک را مارینتی نویسنده ایتالیایی پدید آورد. در این سبک بیان شعری را-که حاوی احساسات، تغزلات و کلمات پر طمطراق بود- کنار زدند و بیان ساده جایگزین آن شد. مارینتی باور داشت که در عصر ماشین و فن، هر کشف و شهودی باید کنار رود و «ادبیات»، تلاش‌ها و سر و صداهای زندگی را بنمایاند.

جهان وطنی

با پل‌والری لاربو و پل موران پدید آمد و می‌گفتند باید مرزها از بین برود و با تمدن‌ها، مردمان مختلف و نقاط گوناگون جهان آشنا شد تا ناظرسلطه انسان بر طبیعت بود.

 

 

نودیسم(( nudism- naturism  : عریان‌گری، برهنگی گرایی

 

 

مورالیسم(moralism ) : اخلاق‌گرایی و رعایت اصول اخلاقی

 

 

در تهیه این مجموعه نوشتارها، از "دایره المعارف ادبی، عبدالحسین سعیدیان، انتشارات ابن‌سینا"،  "مکتب‌های ادبی، رضا سید حسینی"،  "دروس اختصاصی هنر- جلد اول، علیرضا کوچکی، انتشارات نورین سپاهان اصفهان"، "تقریرات دوره تاریخ هنر" جناب آقای رویین پاکباز و همچنین برخی تحقیقات  جناب آقای احمد احمدی بهره برده شده است.

(مهدی رزاقی)

 

   + مهدی رزاقی - ٦:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۸ امرداد ۱۳٩٠

عکس تو

تو و عکس تو

(1390/5/16- 407)

چقدر این عکست را دوست دارم

نه به من اخم می‌کند

   نه دلم را می‌شکند

.................................

این عکس تو، عکس تو(بر عکس تو)

نه دلم را می‌شکند

نه به من اخم می‌کند

   + مهدی رزاقی - ٧:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱٦ امرداد ۱۳٩٠

سر به آسمان و پا در هوا

سر به آسمان و پا در هوا

(1390/5/12 - 406)

آنقدر بر سرم کوفتید که سر به هوا نباشم

حالا نه ماه در چشمان من است و

نه از آسمان ستاره می‌چینم

اما می‌دانم-

چه قدر روی زمین زباله ریخته

   + مهدی رزاقی - ۸:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱٢ امرداد ۱۳٩٠