کاغذهای خط خطی- دود و آه

کاغذهای خط خطی- دود و آه

(25/6/1389- 36٩)

 

حسرتش را آهی می‌کرد

و با خود می‌اندیشید

من زود رفتم یا تو دیر آمدی؟

 

آهش را به هوا می‌داد

و این چنین لحظه ها را دود می‌کرد

نحیف بود و عمیق پک می زد

و انگشتش را می‌فشرد بر تن نحیف و لاغر سیگار

روزگار

دریغش را و آهش را به هوا می‌فرستاد

آهش را به هوا می‌فرستاد

و یادش را دود می‌کرد

و خود را آب می کرد، دود می‌کرد

و بغضش را می‌فشرد

و با خود می‌اندیشید

 

 

   + مهدی رزاقی - ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ ; ٢٥ شهریور ۱۳۸٩

دعای زلزله ٢

دعای زلزله ٢

(١۵/۶/٨٩- ٣۶٨)

 

الهی خدا بدیها رو تومون ویرون کنه و به جاش خوبی بنا کنه

   + مهدی رزاقی - ۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱٥ شهریور ۱۳۸٩

انکسار/ نقش تو/ تزاید/ تکثیر

انکسار/ نقش تو/ تزاید/ تکثیر

 (٧/۶/1389-٣۶٧)

آینه‌ای بودم

                     شکستی‌یم

و هزار بار تکثیر کردم تو را

   + مهدی رزاقی - ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; ٧ شهریور ۱۳۸٩