بغض و اشک/ یاد و یادگار/ حرف دیروز

بغض و اشک/ یاد و یادگار/ حرف دیروز

 (31/5/1389- 366)

 

 گاهی بغضی پس از سالها میشکنه

 

   + مهدی رزاقی - ۳:٠٦ ‎ب.ظ ; ۳۱ امرداد ۱۳۸٩

خط‌کش

خط‌کش

 (25/5/1389- 365)

 

 یادمون باشه ممکنه درست نباشه که با خط‌کش خودمون(خط‌کش شخصی خودمون) معنای رفتار دیگران رو اندازه بگیریم.

   + مهدی رزاقی - ٦:۳٢ ‎ب.ظ ; ٢٥ امرداد ۱۳۸٩

کنج مجلس(4)- قسمت آخر

کنج مجلس(4)- قسمت آخر

کلامی برگرفته از کتاب مجالس*

(16/5/1389- 364)

 

*مجالس

تقریرات جناب احمد غزالی

به اهتمام احمد مجاهد

انتشارات دانشگاه تهران

 

 

 

ترجمه شعر:

(آن محبوب همچون) ماهی است که مردمان (به جای هدایت) به وسیله‌ی او به گمراهی افتادند/ این چنین ماهی دیده (شناخته) نشده است.

 

 

  آدم با این که در وسط بهشت بود جرأت نکرد گِرد توحید بگردد، چه گونه برای تو با عمامه و ردایت برقی از جناب توحید بدرخشد؟(ص 111) [آیا جانب نبوده در اصل؟]

 

... چون اخلاص طلبی، به آن طعم عملت بیابی. صدق را بطلب تا به آن مرکب اخلاصت زینت گیرد. عمل زمین است و صدق آسمانش.

 

ای مساکین! شما در خواب‌اید و دزد بیدار

 

زبان تو به زودی برای تو می‌گوید: چرا چیزی که نمی‌باشد گفتی؟ چرا "لا اله الا الله" می‌گویی؟ خدای تو هوای توست

 

ای مسکین! «حیا از ایمان است». کسی که می‌گوید من مؤمنم اما از آگاهی او حیا نمی‌کند، او دروغ‌گوی منافق است.

 

 

*مجالس

تقریرات جناب احمد غزالی

به اهتمام احمد مجاهد

انتشارات دانشگاه تهران

 

 

   + مهدی رزاقی - ٧:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱٦ امرداد ۱۳۸٩

فرصت

فرصت

 (13/5/1389- 363)

 

 یادمون باشه طوری از دیگران طلب نکنیم که فرصت هدیه دادن رو از اونها بگیریم.

 

   + مهدی رزاقی - ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳ امرداد ۱۳۸٩

کنج مجلس(3)- تجلی

کنج مجلس(3)- تجلی

کلامی برگرفته از کتاب مجالس*

(2/5/1389- 362)

 

*مجالس

تقریرات جناب احمد غزالی

به اهتمام احمد مجاهد

انتشارات دانشگاه تهران

 

 

 

«آورده‌اند: مردی چهل سال بود که هرگز نماز نخوانده بود. هر وقت می‌گفت «الله اکبر» مدهوش می‌افتاد». جانم فدای او اگر چه نماز نمی‌خواند، و افّ بر تو و نمازت. چه قدر این حجاب شدید است، وچه قدر جناب احدی عزیز است، و چه قدر نگه‌بان بر این در است.

 

ترجمه شعر

شراب اگر خالص نباشد خوردن آن/ پیش من حرام است مگر این که مانند شراره‌ی آتش باشد

و عشق اگر صادقانه نباشد، پس صاحب آن / بین صدق و کذب قلبش معذّب است

 

ای مسکین! اندوه خیمه‌‌ی عزّ است. «من پیش شکسته دلانم». و اندوه محبوب قِدم است. «خداوند هر قلب اندوه‌ناک را دوست می‌دارد».

 

ترجمه شعر

...

و ناچیزتر چیزی که از عشق می‌بینم این است که من / از فراق، در اشک‌هایم گاهی به روی آبم و گاهی غرق شوم.

 

آیا در حدیث مُعاذ نشنیده‌ای : «فرشتگان عمل بنده را بالا می‌برند، پس خداوند می‌گوید : شما حافظان عمل او هستید، و من مراقب قلب او هستم، پس بر روی او زنید».

 

ترجمه مصراع

«با یک دست سر می‌شکند و با دست دیگر دارو می‌نهد».

 

بپرهیزید از این که در چیزی که برای شما فایده ندارد فرو روید.(ص 116)

 

«طلب اخلاص فریضه‌ی هر مسلمی است». چون اخلاص طلبی، به آن طعم عملت بیابی. صدق را بطلب تا به آن مرکب اخلاصت زینت گیرد. عمل زمین است و صدق آسمانش. و صدق مرکز زمین عندیّت است. «که ایشان راست نزد پروردگارشان قدم صدقی». صدق محک احوال و اعمال است، و حق پشت سر آن. آنچه که زمینِ خصوص است، همان آسمانِ عموم است، و آسمانِ خصوص، زمین خصوصِ خصوص است.

 

 

از ترجمه شعر

نه با او قرار است و نه از او فرار(ص 105)

 

نهایت تو ادراک عجز توست و قوت او، و چون رسیدی، آن وقت می‌شناسی(ص 111)

 

 

*مجالس

تقریرات جناب احمد غزالی

به اهتمام احمد مجاهد

انتشارات دانشگاه تهران

* از خواننده گرامی‌ای که برای اصلاح تایپی یادآوری نموده بودند تشکر می‌کنم

 

 

   + مهدی رزاقی - ٧:۳٢ ‎ب.ظ ; ٢ امرداد ۱۳۸٩