زن ذلیلی- چیستی و چگونگی

زن ذلیلی- چیستی و چگونگی

(70/4/1389- 361)

چند وقت پیش/ مدت‌ها پیش ازم پرسیدن که به نظرت معنی‌یه زن ذلیلی چیه؟

  جوابی که به ذهنم رسید این بود که مثل هر ذلت دیگه‌ای تن دادن به ناحقه، حالا این‌جا به خاطر زن؛ یعنی ناحقی رو انجام دادن به خاطر یک زن یا به این خاطر که زنی اون رو بخواد و فرد تسلیم اون خواسته بشه.

   سر دیگه‌ی زن ذلیلی اینه که فرد برای اینکه بخواد نشون بده مثلاً زن‌ذلیل نیست، به زن جفا کنه که اون هم باز چون تن دادن به ناحقه و یک سوش هم نگاه اون فرد به زنه باز هم زن ذلیلی میشه.

 مثل همون کلام امام علی که میگن هر فضیلتی بین دو رذیلت افراط و تفریطه.

 خدا رو شکر برای بودن امام علی، امیرالمؤمنین اینگونه که هست/هستند.

و لله الحمد

   + مهدی رزاقی - ۳:٤٦ ‎ب.ظ ; ٢٧ تیر ۱۳۸٩

کنج مجلس(2)- جانان

کنج مجلس(2)- جانان

کلامی برگرفته از کتاب مجالس*

(20/4/1389- 360)

 

*مجالس

تقریرات جناب احمد غزالی

به اهتمام احمد مجاهد

انتشارات دانشگاه تهران

 

 

پیشنهاد می‌کنم که در جزء جزء آنچه گفته است تعمق کنیم:

 

  صابر باش تا این که صبر برای قلب و گوشت چشمی بگشاید تا معنی قول پروردگار را بدانی که :«چون بنده‌ای را دوست بدارم، برای او گوش و چشم و دست و مؤیّد باشم».

 

ای مسکین! سعادت ابد در گرو پنج روز از عمر تو است. چه‌قدر ارزان است آنچه که می‌فروشند، و چه قدر غافلی تو از خریدنش

 

ترجمه شعر

به او گفتند که دوستانش رفتند/ بُعد را به قرب بدل کردند

سوگند به خدا کوچ کننده آهنگ جدایی نکرد/ از چشم به قلب رفت

 

ای مسکین! تو در خوابی و روزگار تو را به طرف اجلت و مرگت می‌کشاند، چه گونه با تو مدارا کنم که راه دراز است.

 

شیخ گفت: نگو "لا اله الا الله" و از طرفی هوای نفْست خدایت باشد.

مردی پیش جنید آمد و گفت: ای شیخ! فتوت چیست؟ گفت: «از فتوت است که در فتوت سخن مگویی».

نگو "لا اله الا الله" تا این کلمة‌ی توحید بگوید : آنچه که جز خداست بِنه. و نگو محمد رسول الله است، اما برای دین او بساط پهن کنی، و الّا تو دروغ‌گویی.

 

شعر

شکیبایی ورزیدم و عشق تو بر قلب من آگاهی پیدا نکرد/ و محل راز را هم از تو پنهان داشتم

از ترس این که ضمیرم از عشقم به اشکم در پنهانی شکایت بَرَد، و اشکم بدون این که من بدانم جاری نگردد

 

*مجالس

تقریرات جناب احمد غزالی

به اهتمام احمد مجاهد

انتشارات دانشگاه تهران

 

 

   + مهدی رزاقی - ۸:٠٩ ‎ب.ظ ; ٢٠ تیر ۱۳۸٩

عقاب و اعراض

عقاب و اعراض

(20/4/1389- 359)

 

 

  یادمون باشه در کنار "قبح عقاب بلا بیان"، «قبح اعراض بعد بیان» هم باید وجود داشته باشه.

 

 

   + مهدی رزاقی - ٦:۱۸ ‎ب.ظ ; ٢٠ تیر ۱۳۸٩

نثار

نثار

(1٣/4/1389- 358)

 

  یه وقتایی هنر اینه که به کسی ببخشی که قدرش رو ندونه

 

 

   + مهدی رزاقی - ۱٢:٠٠ ‎ق.ظ ; ۱۳ تیر ۱۳۸٩

اول شخص غایب/ دوم شخص غایب

اول شخص غایب/ دوم شخص غایب

(6/۴/1389- 357)

 

  تو جایی مانده‌ای

          تو جایی، جا مانده‌ای

 و کسی می‌رود  -که تو می‌نامندش  

          تو خطابش می‌کنند

   + مهدی رزاقی - ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; ٦ تیر ۱۳۸٩