یک قدم تا وصل/ یک قدم تا صبح/ یک قدم تا دیدار/ حجاب

یک قدم تا وصل/ یک قدم تا صبح/ یک قدم تا دیدار/ حجاب/  یک قدم تا طلوع

(28/6/1388- 293)

 

بر «خود»

  پا بنه

که این حضور

مانع وصول است.

 

متن مرتبط:

کسب فیض، نوشته 290 وبلاگ

 

 

   + مهدی رزاقی - ٥:٢٦ ‎ب.ظ ; ٢۸ شهریور ۱۳۸۸

تغییر مشی

تغییر مشی

(28/6/1388- 292)

  

  در جلسه‌ی پنجم دادگاه بازداشت‌شدگان وقایع پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری -که اولین جلسه ی دادگاه پس از تغییر رئیس قوه قضائیه بود- تغییراتی در نحوه‌ی برگزاری دادگاه مشاهده شد که از آن جمله می‌توان به این دو موضوع اشاره کرد که نام متهمان، به خلاف جلسات قبلی، به طور کامل بیان نمی‌شد و تنها به اختصار حروف نام و نام‌خانوادگی آنان یا بیان اینکه متهم ردیف چندم هستند، بسنده می‌شد و موضوع دیگر هم الزام رسانه‌ها به عدم انتشار چهره‌ی واضح متهمان بود(به رغم آن‌که در جلسات گذشته، قاضی اجازه این امور را داده بود یا عملاً وجود داشت).

 در این تغییر مواجهه، پاسخ به چند پرسش مناسب به نظر می‌رسد:

-    در حالی که در جلسات گذشته تعداد کثیری از بازداشت‌شدگان را در جلسات دادگاه حاضر می‌نمودند(در عین این‌که تنها به اتهام‌های تعداد معدودی از آنان رسیدگی می‌شد) و مسئولان قضایی(برای مثال نماینده دادستان) در متن کیفرخواست خود با نام از متهمان یاد می‌کرد و با توجه به علنی بودن دادگاه این اسامی در اختیار دیگران نیز قرار می‌گرفت و به علاوه تصویر آنان نیز در رسانه‌ها از جمله صدا و سیما پخش می‌شد و همچنین در اثنای مطالبی که متهمان در دفاع از خود بیان می‌نمودند، اتهام‌هایی را نیز علیه افراد دیگر -که در دادگاه حاضر نبودند- مطرح می‌کردند و این مطالب نیز در رسانه پخش می‌شد، این تغییر رویه از کجا نشأت گرفته است.

-    علی القاعده قاضی مستقل است و این بدان معناست که در یک سیستم قضایی، حتی اگر رئیس آن قوه یا گروهی در آن عوض شده باشد، پیش و پس از این تغییر نباید از این منظر تغییری در روش قاضی اعمال(تحمیل) شود؛ بنابراین مناسب است که به این پرسش پاسخ داده شود که آیا روش قبلی یا روش جدید متأثر از فضا و واقعیت خارج از دادگاه است یا خیر و چنانچه این امر متأثر از بیرون از دادگاه است آیا این امر با استقلال قاضی در تعارض نیست؟ و از سوی دیگر نمی‌تواند حمل بر اثرپذیری قاضی شود؟ یا در موارد دیگر مرتبط با دادگاه و قضاوت وی نیز تعمیم نمی‌یابد؟

 همچنین، چنانچه این امر ناشی ار امکان بعید جهل نسبت به قانون بوده باشد که هیهات است و اگر آگاهی نسبت به قانون وجود داشته و دارد، باید درباره‌ی علل عدم اجرای آن تعمق کرد که به هر روی هیچ یک از آنان روا نیست

-    چنانچه رعایت موضوعاتی که در صدر اشاره شد و در جای خود شایسته نیز هست(مثل عدم اعلام نام افراد پیش از محرز شدن جرم، عدم انتشار تصویر متهم، عدم انتشار اتهام‌هایی که متهمان بر ضد افراد دیگر مطرح می‌کنند) الزامی قانونی است، پس چطور تا به حال رعایت نمی‌شده است؟

-    چنانچه درالزام به  اجرای این امر در جلسات گذشته قصوری صورت پذیرفته باشد، آیا با افرادی که ممکن است در این امر کوتاهی کرده‌ باشند(مثل قاضی یا...) برخورد خواهد شد؟

-          با رسانه‌های خاطی در نحوه پوشش جلسات قبلی دادگاه آیا برخورد خواهد شد؟

-    آیا ضمانت اجرایی این موارد برای جلسات آتی، عملاً وجود خواهد داشت و مهم‌تر این‌که اراده‌ی معطوف به اجرای این امر در بین برگزار کنندگان مستقر خواهد بود؟

-     برای جبران مافات در قصورهای احتمالی که با روش پیشین ایجاد شده است و اعاده‌ی حیثیت از افراد چه ساز و کاری اندیشیده و اجراء خواهد شد؟(برای مثال تا کنون فرصتی به افرادی که در گزارش‌های صدا و سیما از دادگاه‌های قبلی، نامی از آنان (در دفاعیه‌ی متهمان از خود برده شده) داده نشده است و این در حالی است که درباره‌ی این موضوع، مجمع تشخیص مصلحت اخیراً مصوبه‌ای نیز دارد)

   + مهدی رزاقی - ٥:٢٤ ‎ب.ظ ; ٢۸ شهریور ۱۳۸۸

احیاء و مهیای شب‌های قدر

احیاء و مهیای شب‌های قدر

(21/6/1388- 291)

 

 سلام

 بر این نوشته چنانچه به لطف الهی، قدری مفروض باشد، از جمله هدیه به مهرداد نصرتی عزیز و سعیدِ دوست‌داشتنی و جناب همایون گرامی و پدر بزرگوارشان که چه‌قدر این خانوداه‌ی اهل فرهنگ و هنر، محبوبند. خدای‌شان حفظ کند به نیکی و خیر

  و هدیه به دوستان این وبلاگ از جمله سرکار خانم غدیری

 

 

این روزها برای یکی از دوستان "چهل مکتوب" نوشتم:

 

 امسال یه لیست معین درخواست دارم و داشتم برا این شبها. [اما] دلم میخواست و میخواد امسال به جای اینکه از خدا بخوام امور رو اونجور که من میخوام و دوست دارم  قرار بده، از او بخوام که این بار من رو اون جور که [او میخواد و] دوست داره قرار بده.

 مأجور باشد ان شاء الله

 

 

 

  خداوند در قرآن، شب را مایه سکینه و آرامش و قرار می‌نمایاند. شاید خوب باشد اگر که در شب‌های محتمل قدر، عبادت و نیایش قدری با سکینه و طمأنینه باشد. رفتار و منش فرد آن‌گونه باشد که شایسته‌ی حضور در نزد صاحب قدری است. شایسته‌ی وقارِ نزدِ صاحب قدری است.

  خوب است که در این شب فرد از محاسبات کمّی و ظاهری، کمی فاصله بگیرد تا مشی‌اش این نشده باشد که تنها با شتاب و سرعت، بی تعمق، مثلاً تنها بخواهد عدد آیاتی را که با چشم دیده است و با زبان خوانده است بیشتر کند یا تعداد رکعاتی را که قیام و قعود کرده، بی‌حضور، افزون کند. در اعمال ،کیفیت و چگونگی نیز شرط است حالا آن که بتواند این دو را با هم بیاورد، طوبی بر او.

 این شب، شب تقدیر است، شب تعیین مقدرات است، پس خوب است که انسان خداگونگی کند و پیش از عمل و دست‌به‌کار شدن، بیندیشد و تدبیر کند، بیندیشد و مرور کند. از اعمال مستحب شب قدر همین "اندیشیدن" است، از امور صاحب قدر این شب "تفکر" است. چه نیکو که در شب قدر دعوت کرده‌اند و بندگان را خوانده‌اند به گفتگوی علمی.

  خوب است اندکی به جای شتاب برای اذکار و اعمال کمّی به طمع کسب ثواب و مثاب بودن، اندکی، قدری و لَختی سر به جیب و گریبان فرو ببریم و اندیشه کنیم که "از کجاییم و در کجاییم و به سوی کجا؟"

  این شب‌ها را قدری به "توجه" بگذرانیم و برای مسیر پیش رو بیندیشیم که چه باشد و کجا باشد و چگونه باشد. با خود "شرط‌هایی" و "مراقبت‌هایی" را عهد کنیم و پس از آن در وفای به آن کوشا و متوجه و "مراقب" باشیم و وقتی را برای خود قرار دهیم تا به "حسابِ" خود برسیم و هر جا کاستی‌ای باشد به جبرانش "قیام" و "مجاهده" کنیم.

  این شب‌ها قدری بیندیشیم که آنچه گذشت را چگونه گذرانیدم و چگونه باید....

   به یاد آوریم که "یک ساعت تفکر را برتر از هفتاد سال عبادت" دانسته‌اند. عبادت اگر جانِ اندیشه را نداشته باشد، پوستینی می‌شود بی‌روح، "بی‌حیات". عبادت پوسته‌ای نیست بی مغز و بی ‌مخ و بی لُب. آنچه باید باشد، روح است و جان است در کالبدی و ظاهری و در شئونی فارغ است از ظاهر و دور از تظاهر و این شب‌ها شب احیاء است، شب زنده داشتن است و شرط، مهیا بودن است.

  این خلوت و سکوت شبانه‌ را بنده مغتنم شمارد به سکوت و به خلوت و به تماشا و به تدبر. به سیر انفس.

رها کند فکر را، رها بگذارد اندیشه را، ... در هوای خدا

 

در این شب‌ها، زمانی نیز برای توجه و توکل بی‌واسطه‌ به حضرت احدیت باشد.

از جمله، در تعابیر حضرت صدیقه کبری، فاطمه‌ی زهرا، را لیله‌ی قدر یاد کرده‌اند.

از اعمال مستحب این لیالی، زیارت امام حسین ذکر شده است.

 

الهی توفیق فهم و درک باطن و حقیقت و معانی شب قدر را نصیب‌مان گردان.

الهی غوّاص دریای معرفتت قرارمان ده.

العبد مهدی رزاقی

 

برخی نوشته‌هلای مرتبط:

شب قدر (درباره شب قدر)

جنگ دنیا/ انقطاع/ شوق/ دست دل/ دست و دل   (درباره امام علی)

ادب دعا قسمت اول تا پنجم (درباره دعا)

سود و هزینه (درباره قضا و قدر)

قلب دوم/ هجرت/ پویه۲ (درباره قضا و قدر)

مولانا امیر المؤمنین (درباره امام علی)

ربوبیت/ باور (درباره قضا و قدر)

وداع و فراق (درباره حضرت زهرا)

آنم آرزوست*  (درباره حضرت زهرا)

رسم بندگی(2) ( تسلیم و مقام رضا)

الهی (دعا)

یا  (دعا)

 اللهم  (دعا)

نور/ اشراق/ نور اشراق  (دعا)

رحمت برای همه/ زنهار* (دعای ماه رمضان)

صبر

نوشته‌های بخش دعای وبلاگ

 

 

   + مهدی رزاقی - ٥:٠۳ ‎ب.ظ ; ٢۱ شهریور ۱۳۸۸

کسب فیض/ کسب و کار

کسب فیض/ کسب و کار

(14/6/1388- 290)

 

در مسیرِ «فیض»

گام

    به پیش بردار

که "توقف بی‌جا،

 مانع «کسب» است" *

  *: در برخی مغازه‌ها و دکّان‌ها عبارت "توقف بیجا مانع کسب است" را می‌نویسند تا کسانی که قصد خرید ندارند، مانع احتمالی ورود مشتریان‌شان نشوند.( گاهی به این عبارت ممکن است که عبارت "حتی شما دوست عزیز" هم اضافه شود. البته این عبارت دوم در یادآوری دیگری در مغازه‌ها بیشتر ممکن است که مورد استفاده قرار گیرد: "نسیه داده نمی‌شود، حتی شما دوست عزیز")

   + مهدی رزاقی - ٤:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱٤ شهریور ۱۳۸۸

حرف دیروز- این حمایت است یا مزاحمت؟

حرف دیروز- این حمایت است یا مزاحمت؟

(14/6/1388- 289)

 

  یکی از مطالبی که این روزها بر اساس نقلی از امام -که بیان نموده بودند اگر دشمن از شما تعریف کرد در عملکرد خود تردید کنید(نقل به مضمون)- مطرح می‌شود، موضوع برخی حمایت‌های احتمالی یا موضع‌گیری‌های بعدی گروهی از کشورهای غربی در قبال یک جریان ایجاد شده در کشور و برخی افراد مرتبط با این حرکت یا واقعه بوده است. در این باره توجه به چند موضوع ضروری است:

-    در وهله اول باید به یاد آوریم که در منظر امام دشمن تنها در کشورهای غربی یا به اصطلاح آن روزگار بلوک غرب خلاصه نمی‌شد، بلکه این شمول دربردارنده‌ی بلوک شرق نیز بوده است و بنابراین اگر آن گروه نیز -که اکنون شامل کشورهایی مثل روسیه و چین و کره شمالی و ونزوئلا و ... هستند- از گروهی تعریف کردند، بر اساس همان معیار باید با دیده‌ی تردید به آن نگریست. جالب اینجاست که رهبر فقید انقلاب در جایی، زمانی که به مقایسه‌ی ابرقدرت‌ها می‌پردازند، شوروی را بدتر از آمریکا و انگلیس معرفی می‌کنند.(آمریکا از انگلیس بدتر، انگلیس از آمریکا بدتر و شوروی از هر دو بدتر، همه از هم بدتر، همه از هم پلیدتر) و بر اساس آنچه در ادامه این سخن بیان می‌دارند، می‌توان نتیجه گرفت که در هر زمانی ممکن است سروکار یا موضوع  اثرگذارتر یکی از آنان باشد.

-    امام بلوک شرق را با توجه به ملحد بودن و ماتریالیست(ماده‌گرا) بودن، از این حیث، دارای ایراد بیشتر می‌دانستند تا غربی که منکر خدا نیست.

-     نباید فراموش کرد که البته این چنین نیز نیست که هر موضعی که سایر کشورها در برابر یک کشور اتخاذ می‌نمایند الزاماً ناصواب و ناصحیح است و از سوی دیگر آنچه که مهم است، لحاظ نمودن مطالعه‌ی هزینه-سود در این روابط می‌باشد. برای مثال ممکن است برخی وقایع درباره کشورهایی، هم از سوی ایران و هم مثلاً از سوی کشورهای غربی مورد انتقاد باشد، بنابراین نمی‌توان هر انتقاد آنان را ناوارد و ناروا دانست.

-    در حال حاضر اقداماتی در برخی کشورهای متعلق به بلوک شرق سابق انجام می‌گیرد، مانند محدودیت در ارتباطات و اطلاع‌رسانی، محدود کردن رسانه های غیر دولتی، ایجاد محدودیت برای مسلمانان یا حتی قتل آنان، برقراری دولت‌ها و حکومت‌های میلیتاریستی(نظامی)، برقراری امکان ایجاد حکومت‌های مادام العمر و ریاست‌جمهوری‌های دائمی و... که از یک سو با توجه به روابط حکومت با آنان نباید از نقد و اعتراض رسمی کشورمان دور بماند و از سوی دیگر چنانچه این اعتراض‌ها در مواردی، هم از سوی ایران و هم از سوی کشورهای غربی انجام می‌پذیرد، به معنی ناصواب بودن اقدام حکومت یا هم‌سویی با غرب تعبیر نمی‌شود.(نیات این موضع‌گیری‌ها ممکن است که متفاوت باشند ولیکن به هر حال از نظر فرمی شبیه هم هستند)

-      در حالی که برای مثال از حمایت‌های امریکا از حرکتی، به عنوان نشانه‌ای برای نادرستی آن حرکت استفاده می‌شود، اما از سوی دیگر در سال‌های اخیر تلاش‌های مختلفی از سوی برخی مخالفان همان حرکت به صورت آشکار برای برقراری ارتباط با آمریکا صورت پذیرفته است(البته این فعالیت‌ها نیز چنانچه بر اساس همان مطالعه‌ی هزینه و سود انجام پذیرفته باشد، قابل تأمل است). امام در جایی درباره‌ی یکی از گروه‌های فعال در کشور -که بیان می‌شد در صدد برقراری رابطه رسمی حکومت و دولت با آمریکا بوده‌اند- بیان می‌دارند که "... و حمل بر صحت اگر داشته باشد، آن است که شاید آمریکای جهانخوار را –که هر چه بدبختی ملت مظلوم ایران است از ستمکاری اوست- بهتر از شوروی ملحد می‌دانند و این از اشتباهات آنان است".

-    در مطالعه‌ی موردی آنچه که هم به عنوان حمایت غرب از آن یاد شده است، توجه به موضوعاتی قابل تأمل است. در این امر آنچه که تنها به صورت بیانی و گفتاری به عنوان حمایت از سوی آنان انجام پذیرفته شده است، مستمسکی قرار گرفته برای ایراد وارد کردن به همان حرکتی که در داخل ایران انجام یافته است و مخالفان این حرکت، آن را  شاهد و قرینه‌ای برای محکوم نمودن این جریان قرار داده‌اند. اما از سوی دیگر آنچه که غرب به صورت عملی انجام داده است ایجاد تحریم‌ها و اعمال محدودیت‌هایی است که بسیاری از آن به عوض آنکه در حوزه‌ی سیاست باشد در حوزه‌هایی قرار دارد که مستقیماً با نیازهای مردم سروکار دارد و باز هم تهدید می‌کنند که این نوع تحریم‌ها و محدودیت ها را بیشتر خواهند کرد. در واقع موضع‌گیری و عملکرد آنان از هر دو سو بیشتر به زیان مردم بوده است.

-    به هر روی نباید فراموش کنیم که کشورها یک واقعیت صلب و لایتغیر نیستند که بتوانیم یک حکم ثابت و همیشگی را درباره‌ی آنان صادر کنیم، بلکه همیشه امکان تغییر وجود دارد و همچنین در دنیای گسترده و مرتبط امروز نباید فراموش کرد که اگر قرار باشد که کشوری به دولتی یا ملتی آسیب برساند، برای این امر لازم نیست که حتماً ارتباط مستقیم صورت پذیرد و نباید گمان برد که اگر این رابطه مستقیم وجود نداشت، دیگر آنان امکان هیچ گونه آسیب رساندنی را ندارند. در شرایط کنونی حکومت‌ها می‌باید با اتکای به مردم به "ایجاد مزیت رقابتی" بپردازند تا بتوانند توان ایجاد رابطه‌ای از موضع برابر را محقق نمایند.(در سطوحی عالی‌تر باید با گسترش اصول اخلاقی، به تنظیم عادلانه و منصفانه نوع رابطه کشورهای قوی‌تر با کشورهای ضعیف‌تر امیدوار بود. در این حالت کشورها با ایجاد الگوهای شایسته‌ی کاربردی و معرفی و شرح آنان، به عوض قطع رابطه با دنیای خارج، برای دعوت دیگران به آن نوع مطلوب ارتباطات خواهند کوشید؛ این امر شبیه همان "کلمة سواء" است که اسلام، مسلمانان و اهل کتاب را به سوی آن دعوت می‌کند)

 

   + مهدی رزاقی - ٤:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱٤ شهریور ۱۳۸۸

تکلّم/ زبان الکن

تکلّم/ زبان الکن

(7/6/1388- 288)

 

آن روز

وقت پیشکش کردن نامه‌ی

 "دوستت دارم"

دستم لکنت گرفت.

 

 (آن روز

وقت دادن کاغذِ  "دوستت دارم"

دستم هم لکنت گرفت/ گرفته بود. زبان دستم لکنت گرفت. دست گفتنم هم لکنت گرفت)

   + مهدی رزاقی - ٦:٥٥ ‎ب.ظ ; ٧ شهریور ۱۳۸۸

امکان اقرار و اعتراف و متحول شدن

امکان اقرار و اعتراف و متحول شدن

(7/6/1388- 287)

 

   اینکه کلیه افرادی که در وقایع اخیر بازداشت شده‌اند، تمامی علیه خود اعتراف کنند و خود را عامل آشوب و اغتشاش معرفی کنند و از آن مهم‌تر تنها طی چند ده روز دریابند که تمامی مسیری که طی سال‌ها پیموده‌اند، ناصواب بوده، ممکن است که نزد دیگرانی عدول و بازگشتی غیر معمول به نظر آید. تحوّل و تغیّر و دگرگونی به صورت موردی و برای مثال در هنگام و هنگامه‌ی مواجهه با امری خاص ممکن است که موجب جنبش و رستاخیزی عظیم در کسانی/ افرادی بشود و معمولاً چند نکته برای تحقق آن مورد نظر است:

   - یکی اینکه این فرد در محیطی آزاد، با امری عظیم -که آزادی‌بخش او از زندان درون می‌شود- مواجه گردد.

  این روبه‌رو شدن با واقعه‌ای انقلاب‌گر، ممکن است که برای افراد گوناگونی روی دهد، اما تا عنایتی متوجه فرد نباشد و او از مستعد بودن درون و صفای ضمیری برخوردار نباشد، حجاب‌های درون و نفس و شیطان/ اهریمن منیت، او را از چنان انقلابی در درون باز می‌دارد(نقل می‌کنند که وقتی کسی از فضیل عیاض می‌پرسد که چرا نماز می‌خوانی؟ او پاسخ می‌دهد که «راهی برای صلح گشاده داشته‌ام، هر وقت اراده‌ی آشتی کنم به سوی آن بازگردم»).

   - دیگر اینکه این افراد در گستره‌ی تاریخ، اندک و انگشت‌شمار بوده‌اند(افراد اهل خطایی که مجموعه‌ی مقدمات لازم برای آن تحول برای‌شان محقق شده باشد) و از همین روست که آوازه‌ و داستان آنها در جاری زمان، سینه به سینه و دهان به دهان نَقل محافل شده و نُقل مجالس گشته.

   با این اوصاف اینکه ده‌ها نفر، طی چندین روز آن هم در حالت نداشتن ارتباط و رابطه با فضای بیرون، دچار چنین تغییری شوند، از آن حلاوت و آن اعتبار بایسته و شایسته، ممکن است که تهی باشد. خاصه اینکه اگر یادآور شوند که این افراد از جمله‌شان کسانی بوده‌ا‌ند که حسب ظاهر اهل تفکر و تعمق بوده‌اند و هنوز هم به اقرار مخالفان‌شان در زمره‌ی نظریه‌پرداز‌ها و تئوریسین‌های حرکت و تفکر خود بوده‌اند(بنابراین این ادعا که آنها در این چند روز فرصت تفکر یافته‌اند، شاید ادعایی باشد که محل تأمل است، چرا که چگونه می‌توان اهل خط‌ دهی و تنظیم مرام‌نامه‌های استراتژیک و تئوریسین بود، بی‌آن‌که فرصت تفکری داشت).

  - از سوی دیگر هم، گفته شد که این نوع تحول‌ها و انقلاب‌ها به شکل موردی و ندرتاً در طی تاریخ رخ نموده است، که با تغییر متمرکز در میان جمعی از افرادِ گرد آورده شده در جغرافیا و زمانی محدود، شاید که در تضاد و تعارض باشد؛

  - دیگر اینکه آنگونه که از شواهد و قراین برمی‌آید و با توجه به نوع دادخواست و نوع دادگاه این افراد(دادگاه انقلاب و اتهام‌هایی مانند براندازی، انقلاب نرم، کودتای مخملین و ...) تمرکز اصلی بر اتهام‌های متوجه این افراد، موضوعات امنیتی است و نه مسائل اندیشه‌ای یا حتی عقیدتی که بخواهیم چنین فرضی را بیان نماییم که افرادی که با این گروه به بازجویی یا گفتگو یا استنطاق پرداخته‌اند، این گروه را از نظر و از حیث اندیشه‌ای به چالش کشیده‌اند و نتیجه تحول آنان شده است.(البته خود آن عرصه هم، عرصه‌ای پر خطر است و هنر و انصاف و روشنی/ آگاهی بسیار می‌خواهد تا که به ورطه‌های دادگاه تفتیش عقاید و نظام انگیزاسیون نیفتد و تحدید آزادی‌های مصرحه‌ی مربوط به اندیشه و بیان نگردد)

 - همچنین بسیاری از آنان و یا گروهی از افراد هم‌اندیشه‌ی سابق آنان که اکنون خارج از بند و زندان هستند و این روزها توسط همین گروه حسب ظاهر متحول شده، متهم به خطا و خیانت می‌شوند، راهزنان و طراران نبوده‌اند، بلکه در همین روزگار اکنون یا در همین دهه‌ها و دوره و دوران از راهبران و سابقون و پیشگامان بوده‌اند و دارای مسئولیت‌هایی چون نخست‌وزیری، ریاست مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری و ریاست مجمع تشخیص و مجلس خبرگان بوده‌اند یا هستند.

  - و سخن آخر اینکه، ذکر شد که آنچه در تجربه‌ی تاریخی نشان داده شده است از این قرار است که آن منقلبان، مورد لطف و عنایت خداوندی قرار گرفته‌اند و ودیعه و بهانه‌ای برای دریافت این عنایت در آنان بوده است و ای بسا که پس از آن نیز عزت یافته‌اند وگرنه چه بسیار قطاع طریقی که قرآن شنیده‌اند و دل و جانشان نلرزیده.

اللهم اجعل عواقب امورنا خیراً.

 

 

   + مهدی رزاقی - ٦:٥٢ ‎ب.ظ ; ٧ شهریور ۱۳۸۸