یوماه/ یا أُماه - ای مادر جان

یوماه/ یا أُماه - ای مادر جان

(هر روز - 250)

 

به سرت گر همه عالم به سرم جمع شوند

                              نتوان برد هوای تو برون از سر ما

 

   + مهدی رزاقی - ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; ٢۸ دی ۱۳۸٧

تصمیم کبری*

تصمیم کبری*

(21/10/1387- 249)

 

کبری تصمیم گرفت

 که مهربان نباشد

 

و باران

خاطره‌اش را شست

 

 

 

 

* تصمیم کبری، اسم یکی از درس‌های کتاب فارسی دبستان بود

 

   + مهدی رزاقی - ٧:٤۳ ‎ب.ظ ; ٢۱ دی ۱۳۸٧

دعا در قرآن(12)

دعا در قرآن(12)

(14/10/1387- 248)

 

رَبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا

 

برگرفته از « آیه 24 سوره اسراء »

 

  

 

    ... پروردگارا، بر آن دو(پدر و مادرم) رحم کن، آن‌گونه که مرا در کودکی پروراندند.

 

 


   نامه‌ای هم از مرحوم دهخدا در پست پیشین آورده‌ام که مطالعه‌اش را به دوستان گرامی‌ام پیشنهاد می‌کنم.

 

 

   + مهدی رزاقی - ٥:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱٤ دی ۱۳۸٧

ما و دیگران/ درسی از مرحوم دهخدا/ پس از 55 سال

ما و دیگران/ درسی از مرحوم دهخدا/ پس از 55 سال

(14/10/1387- 247)

 

   سال‌ها پیش(19 دی ماه 1332) مرحوم دهخدا را برای مصاحبه‌ای در صدای آمریکا دعوت می‌نمایند. متن آن دعوت‌نامه و پاسخ ایشان در ذیل آمده است(مرجع مورد استفاده‌ام را در انتهای متن آورده‌ام).

 پاسخ ایشان قابل تأمل و ارزشمند است؛ گرچه که ممکن است بیان همین موضوعات -در صورت اجابت آن دعوت هم- به مخاطبان آن رادیو  می‌توانست مفید باشد. به هر حال هنوز هم در روزهای حدود سالگرد آن دعوت، باید به مضمون آن پاسخ اندیشید و ببینیم که اکنون هم ما می‌توانیم کشورمان را آن گونه که مرحوم دهخدا معرفی کرده است، معرفی کنیم و ببینیم که رسانه‌های دیگر ما را چگونه معرفی می‌کنند و به ما چه می‌آموزند و ما از آنان چه چیز فرا می‌گیریم.

 

متن دعوت‌نامه:

19 دی 1332

خیابان ایرانشهر، فیشرآباد، تهران

  آقای محترم؛ صدای آمریکا در نظر دارد برنامه‌ای از زندگانی دانشمندان و سخنوران ایرانی، در بخش فارسی صدای آمریکا از نیویورک پخش نماید. این اداره جنابعالی را نیز برای معرفی به شنوندگان ایرانی برگزیده است. در صورتی که موافقت فرمایید، ممکن است کتباً یا شفاهاً نظر خودتان را اطلاع فرمایید تا برای مصاحبه با شما ترتیب لازم اتخاذ گردد.

ضمناً در نظر است که علاوه بر ذکر زندگانی و سوابق ادبی سرکار، قطعه ای نیز از جدیدترین آثار منظوم یا منثور شما پخش گردد.

 بدیهی است صدای آمریکا ترجیح می دهد که قطعه انتخابی سرکار، جدید و قبلاً در مطبوعات ایران درج نگردیده باشد. چنانچه خودتان نیز برای تهیه این برنامه جالب، نظری داشته باشید، از پیشنهاد سرکار حُسن استقبال به عمل خواهد آمد.

با تقدیم احترامات فائقه

سی. ادوارد. ولز

رئیس اداره اطلاعات سفارت کبرای آمریکا


 

پاسخ مرحوم دهخدا:

جناب آقای سی. ادوارد. ولز، رئیس اداره اطلاعات سفارت کبرای آمریکا

  نامه مورخه 19 دی ماه 1332 جنابعالی رسید، و از این‌که این ناچیز را لایق شمرده‌اید که در بخش فارسی صدای آمریکا از نیویورک، شرح حال مرا انتشار بدهید متشکرم.

  شرح حال من و امثال مرا در جراید ایران و رادیوهای ایران و بعضی از دول خارجه، مکرر گفته اند. اگر به انگلیسی این کار می‌شد، تا حدٌی مفید بود؛ برای اینکه ممالک متحده آمریکا، عده‌ای از مردم ایران را بشناسند. ولی به فارسی، تکرار مکرٌرات خواهد بود، و به عقیده من نتیجه ندارد.

  و چون اجازه داده‌اید که نظریات خود را در این باره بگویم و اگر خوب بود حُسن استقبال خواهید کرد، این است که زحمت می‌دهم، بهتر این است که اداره اطلاعات سفارت کبرای آمریکا به زبان انگلیسی، اشخاصی را که لایق می داند معرفی کند. و بهتر از آن این است که در صدای آمریکا به زبان انگلیسی برای مردم ممالک متحده شرح داده شود که در آسیا مملکتی به اسم ایران هست که خانه‌های قراء و قصبات آنجا، در و صندوق‌های آنها قفل ندارد، و در آن خانه ها و صندوق‌ها طلا و جواهرات هم هست، و هر صبح مردم قریه، از زن و مرد به صحرا می‌روند و مشغول زراعت می‌شوند، و هیچ وقت نشده است وقتی که به خانه برگردند، چیزی از اموال آنان به سرقت رفته باشد.

 

  یا یک شتردار ایرانی که دو شتر دارد و جای او معلوم نیست که در کدام قسمت مملکت است، به بازار ایران می آید و در ازای «پنج دلار» دو بار زعفران یا ابریشم برای صد فرسخ راه حمل می‌کند و نصف کرایه را در مبداء و نصف دیگر آن را در مقصد دریافت می‌دارد، و همیشه این نوع مال‌التجاره‌ها سالم به مقصد می‌رسد.

  و نیز دو تاجر ایرانی، صبح شفاهاً با یکدیگر معامله می‌کنند و در حدود چند میلیون، و عصر خریدار که هنوز نه پول داده است و نه مبیع آن را گرفته است، چند صد هزار تومان ضرر می کند. معهذا هیچ وقت آن معامله را فسخ نمی‌کند و آن ضرر را متحمٌل می‌شود.

  اینهاست که از این گوشه آسیا شما می‌توانید به ملت خودتان اطلاعات بدهید، تا آنها بدانند در اینجا به طوری که انگلیسی‌ها ایران را معرفی کرده‌اند، یک مشت آدمخوار زندگی نمی‌کنند، و از طرف دیگر به فارسی، به عقیده من خوب است که در صدای آمریکا، طرز آزادی ممالک متحده آمریکا را در جنگ‌های استقلال، به ایرانیان بیاموزید و بگویید که چگونه توانسته‌اید از دست استعمار خلاص شوید؟ و تشویق کنید که واشنگتن‌ها و فرانکلن‌ها در ایران، برای حفظ استقلال از همان طرق بروند.

در خاتمه با تشکر از لطف شما احترامات خود را تقدیم می‌دارد.

علی‌اکبر دهخدا 

 

منبع مورد استفاده:

http://www.phalls.com/vbulletin/showthread.php?t=37488

   + مهدی رزاقی - ٥:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱٤ دی ۱۳۸٧

چهل حرف از داستان آدم(ع)- قسمت سوم(قسمت آخر)

چهل حرف از داستان آدم(ع) / داستان خلقت- قسمت سوم(قسمت آخر)

(7/10/1387- 246)

 

   وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً قَالُواْ أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن یُفْسِدُ فِیهَا وَیَسْفِکُ الدِّمَاء وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَنُقَدِّسُ لَکَ قَالَ إِنِّی أَعْلَمُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ

(به خاطر بیاور) هنگامى را که پروردگارت به فرشتگان گفت: «من در روى زمین، جانشینى [= نماینده‏اى‏] قرار خواهم داد.» فرشتگان گفتند: «پروردگارا! »آیا کسى را در آن قرار مى‏دهى که فساد و خونریزى کند؟! (زیرا موجودات زمینى دیگر، که قبل از این آدم وجود داشتند نیز، به فساد و خونریزى آلوده شدند. اگر هدف از آفرینش این انسان، عبادت است،) ما تسبیح و حمد تو را بجا مى‏آوریم، و تو را تقدیس مى‏کنیم.» پروردگار فرمود: «من حقایقى را مى‏دانم که شما نمى‏دانید.»

 

وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلاَئِکَةِ فَقَالَ أَنبِئُونِی بِأَسْمَاء هَؤُلاء إِن کُنتُمْ صَادِقِینَ

سپس علم اسماء [= علم اسرار آفرینش و نامگذارى موجودات‏] را همگى به آدم آموخت. بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود: «اگر راست مى‏گویید، اسامى اینها را به من خبر دهید!»

 

قَالُواْ سُبْحَانَکَ لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا إِنَّکَ أَنتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ

فرشتگان عرض کردند: «منزهى تو! ما چیزى جز آنچه به ما تعلیم داده‏اى، نمى‏دانیم؛ تو دانا و حکیمى.»

 

قَالَ یَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّکُمْ إِنِّی أَعْلَمُ غَیْبَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَأَعْلَمُ مَا تُبْدُونَ وَمَا کُنتُمْ تَکْتُمُونَ

فرمود: «اى آدم! آنان را از اسامى (و اسرار) این موجودات آگاه کن.» هنگامى که آنان را آگاه کرد، خداوند فرمود: «آیا به شما نگفتم که من، غیب آسمانها و زمین را میدانم؟! و نیز میدانم آنچه را شما آشکار میکنید، و آنچه را پنهان میداشتید!»

 

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِیسَ أَبَى وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ

و (یاد کن) هنگامى را که به فرشتگان گفتیم: «براى آدم سجده و خضوع کنید!» همگى سجده کردند؛ جز ابلیس که سر باز زد، و تکبر ورزید، (و به خاطر نافرمانى و تکبرش) از کافران شد.

 

 متن آیات و ترجمه فوق را از نرم‌افزار "المبین" آورده‌ام.


 

حرف‌ها(ادامه):

 

 

29-آیا در زمان آن گفتگو، آدم(ع) دارای عقل انتخابگر و دارای اختیار بوده است یا خیر؟

30-آیا ملائک به امیالی که در انسان قرار داده شده است، آگاه بوده‌اند؟ آیا سؤال ملائک از کار خدا بوده که چرا چنین امیالی را در وجود انسان قرار می‌دهد؟(انسان را با امیال متفاوت می‌آفریند که از جمله امکان فساد و خونریزی را وجود داشته باشد)

31-آیا منظور از تعلیم اسماء به حضرت آدم، دادن قدرت‌هایی برای نمایش خلیفه‌اللهی بوده است؟ آیا می‌توان چنین گفت که ممکن است به هر "اسمی" (از اسماء الهی) قدرتی مرتبط باشد و مترتب باشد. و این موضوع ارتباط بین هدف خلیفه اللهی انسان و پاسخ به ملائک و تعلیم اسماء باشد.(بند 15، 20 و 23)

32-ملائک بیان می‌کنند "من یفسد ..." استفاده از "من" و نه "ما" معین کننده‌ی شخص است و آدم(ع) در آن زمان دارای ویژگی‌های انسانی بوده است.(بند 25)

33-گویا آدم وجود داشته است(در حالی که خلیفه الهی نبوده است) و پس از آن خداوند اراده می‌کند که او را خلیفه قرار دهد. آدم بوده است و در ابتدا خداوند به او اسماء را تعلیم می‌دهد تا ملائک حکمت اراده خداوند را دریابند و پس از آن باید این اراده‌ی خداوند برای خلیفه اللهی محقق شود(اگر در ابتدا اراده‌ی خداوند محقق می‌شد، دیگر به نظر می‌رسید که آوردن حجت اقناعی برای ملائک موضوعیت نداشته باشد).(بند 20)

34-با توجه به بیان "لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا" توسط ملائک، این موضوع نیز قابل توجه است که اسماء را نیز خداوند به آدم آموزاند و همین جا نیز تصریح می‌شود(و علم آدم اسماء...).  آیا این عبارت بیان شده توسط ملائک- لاَ عِلْمَ لَنَا إِلاَّ مَا عَلَّمْتَنَا -، درباره‌ی آدم(ع) هم صادق است؟(البته انسان خلاقیت نیز دارد). اگر خداوند اسماء را به فرشتگان می‌آموزاند آیا ممکن بود که آنها بدانند و آدم(ع) اسماء را نداند(البته اینکه ظرف این فراگیری را داشته باشند یا نه، موضوع مهمی است)

35-منظور از "اسماء آنها" در "قَالَ یَا آدَمُ أَنبِئْهُم بِأَسْمَآئِهِمْ فَلَمَّا أَنبَأَهُمْ بِأَسْمَآئِهِمْ" چیست؟ چرا اسماء به ملائک نسبت داده شده است؟

36-آیا ملائک می‌توانند در وجود چیزی داشته باشند که آشکار نکنند مثل غبطه یا ...؟(و اعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون) البته در آیه "و اذ قلنا للملئکة اسجدوا لآدم..." از ابلیس هم در زمره‌ی ملائک یاد شده است، حال آنکه او "جن" بوده است(کان من الجن) و جن نیز مانند انسان امکان خطا دارد و شاید بیان ملائک، اطلاق عمومی بوده است(آدم(ع) نیز در آن موقعیت بوده است) و بنابراین امکان پوشاندن نیات را داشته‌اند( اعلم ما تبدون و ما کنتم تکتمون).(بند 22)

37-در این آیات درباره‌ی نقش ابلیس چیزی بیان نشده است که آیا او نقشی داشته است در بیان پرسش " أَتَجْعَلُ فِیهَا مَن..."؛ ممکن است که آنچه در دل پنهان می‌کرده‌اند مثلاً ناظر به وضعیت درونی ابلیس باشد.

38-آیا خلیفه‌اللهی جنبه‌ی عام و خاص دارد؟(بند 16)

39-با توجه به "و اذ قلنا للملئکه اسجدوا لآدم..."، آیا سجده‌ی به غیر خدا جایز است؟(در تفاسیر در این باره، توضیحاتی آمده است). آیا برای خلیفه‌ی خاص سجده جایز است؟ حکم آن در دنیا چیست؟( حسب ظاهر این دستور در مکانی دیگر به جزء دنیا بوده است).

40-الحمد لله/ اللهم اهدنا الصراط المستقیم/ رب زدنی علماً/ اللهم عرفنا نفسک، اللهم عرفنا رسولک، اللهم عرفنا حجتک.

 

 

 

   + مهدی رزاقی - ۸:٤٢ ‎ب.ظ ; ٧ دی ۱۳۸٧