ادب دعا(5) - (قسمت آخر)

ادب دعا(5)- (قسمت آخر)

(188)

هدیه به تمامی یاران این وبلاگ و خوانندگان گرامی 

    دعا، ایجاد مقدمات و فراهم شدن برای به وجود آوردن و داشتن شرایطِ دارا بودن آن موضوع مورد خواست نیز می‌تواند که ‌باشد؛ در جایی دیدم که نقل شده بود که "دعای راستین یعنی آماده شدن"(چهار اثر از فلورانس اسکاول شین).

  دعا یعنی تمرین ذهنی، روانی و... برای ورود به شرایطی متفاوت؛ یعنی تازه به دوران رسیده نشدن و نبودن و نوکیسه نبودن که اینها یعنی فرد آداب آن موقعیت، شرایط یا ... را نمی‌داند یا ندارد. 

   مردم به آنچه که به آن می‌پردازند با همان برانگیخته می‌شوند و به آنچه که به آن می‌اندیشند به همان می‌رسند یا در مسیر همان قرار میگیرند- لااقل چنانچه خواستن‌شان راستین باشد و آنچه به زبان می‌خوانند، همان را نیز به جان بخواهند، این چنین خواهد بود.

   دعا، ادبِ داشتن و دارا بودن چیزی را به آدمی یادآور می‌شود و همین تعبیر عام که گفته می‌شود که خدا قبل از اینکه چیزی بدهد، ظرفیتش را (هم) بدهد(هر چی میده ظرفیتش رو هم بده/ هر چی میده، قبلش ظرفیتش رو بده) از نگاهی، ناظر به این موضوع هم هست(آماده شدن/ بودن برای داشتن چیزی).

     و باز هم شکر و احسان بعد از دریافت باید در یاد باشد و یکی از راههای شکر کردن برای نعمت دریافت شده استفاده کردن از آن است(استفاده‌ی شایسته و درست) 

     در دعا فقط جنبه‌های کمّی و عددی مد نظر نیست، بلکه کیفیت و حضور هم مهم است. در دعا، اندیشیدن، تدبر و تفقه نیز مهم است و فضائل بسیاری درباره تفکر ذکر کرده‌اند، تا آنجا که گاهی یک ساعت تفکر را از هفتاد سال عبادت برتر دانسته‌اند(البته چیستی تفکر و مقایسه این نوع تفکر اشاره شده در حدیث با عبادت ذکر شده در آن، نیاز به توضیح دارد).

   باید دقت کرد که در دعا تنها به ظاهر بسنده نکرد. نقل زیبایی است گویا از امام صادق که در موسم حج، زمانی که فردی به او می‌گوید چقدر حاجی آمده است، ایشان بیان می‌کنند که "ما اکثر ضجیج و اقل حجیج"(چقدر غوغا و بلوا زیاد است و حاجی کم است). 

   برای اجابت دعا، پیوستگی در ذکر، دادن صدقه(مالی، کمک به دیگران و ...) نیز مؤثر است.  

  همچنین نباید چیزی را به نامِ خواستِ خدا بودن، منع کننده انجام وظایف خود بدانیم؛ یعنی زمانی که فرد می‌خواهد، با این خیال که این شرایط خواست خداست، از کوشیدن دست بردارد، می‌تواند این چنین بپندارد که شاید خدا می‌خواهد که وی بیشتر از گذشته سعی کند و جد و جهد و جهاد به خرج دهد. زمانی که فرد نمی‌داند که خواست خدا چیست، نباید این موضوع، موجب سستی وی شود(پیش از این درباره وظیفه و نتیجه، سخن به میان آمده است).

   نیت، در دعا و انجام عمل خیر(حسن فعل و حسن فاعل)  و نیز نگهداشتن اثر و ثواب آن ، مهم است. همچنین گاهی ممکن است که عملی دیگر، موجب از بین رفتن و "احباط" عمل خیر فرد شود.(...لا تبطلوا صدقاتکم بالمن و الأذی....264 بقره).  

   همچنین باید در نظر بگیریم که ارزش عمل انجام شده توسط فرد، با میزان توانایی بالقوه و بالفعل او برای انجام عمل خیر مرتبط است و چه تذکار زیبایی است در قرآن که می‌فرماید: لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون...(92 آل عمران)

    و این موضوع باید نصب‌العین و آویزه‌ی گوش‌مان باشد که دعا، نیاز ماست و نه خداوندی که آکنده است، پُر است و بی‌نیاز(الله الصمد)

  . . . و مَن یَشکُر فَانَّما یَشکُر لِنفْسِه و مَن کَفَرَ فَانَّ اللهَ غنیٌ حَمید (12 لقمان)...

   قال هذا مِن فضلِ ربیّ لِیَبلُوَنی ءَأَشکُرُ أم أکفُر و مَن شَکَر فانّما یَشکُرُ لِنَفسِه و مَن کَفَرَ فَانَّ ربّی غنیٌ کریم(40 نمل)

   قال الله الکریم: ادعونی استجب لکم

   بسم اله الرحمن الرحیم

 . . .

والسلام

  تکمله(حرف‌هایی که ماند؛ شاید تا نوبتی دیگر):

حافظ به ادب باش که درخواست نباشد

     گر شاه پیامی به غلامی نفرستاد 

میل من سوی وصال و قصد او سوی فراق

      ترک کام خود گرفتم، تا برآید کام دوست(حافظ) 

کمینه شرط وفا ترک سر بود حافظ 

     برو اگر ز تو این کار برنمی‌آید 

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

       شرط اول قدم آن است که مجنون باشی 

 عشق جانسوز تو پیوسته مرا می‌پرسد

        پادشاهی است که یادش ز گدا می‌آید(حافظ)  

حافظ از جور تو حاشا که کند شکوایی 

     من از آن روز که در بند توام آزادم

 عزم دیدار تو دارد جان بر لب آمده

      باز گردد یا برآید، چیست فرمان شما؟

 عاشقم بر قهر و بر لطفش به جد

          بوالعجب من عاشق این هر دو ضد(مولوی) 

   قل لَن یُصیبَنا الّا ما کتبَ اللهُ لنا هو مولانا و علی الله فَلیتوَکّل المؤمنون(51 توبه) 

  قل هل تَرَبَّصونَ بِنا الّا اِحدَی الحُسنَیَیْن ...(از 52 توبه) بگو آیا درباره ما جز یکی از دو نیکی را انتظار دارید؟(یا پیروزی یا شهادت) 

... ارضیتم بالحیاة الدنیا من الآخرة فما متاع الحیاة الدنیا فی الآخرة الّا قلیل(از 38 توبه) 

(و اَن لیس للانسان الا ما سعی(نجم 39) )

و کلُّ نفسٍ بما کسبت رهینه(هر کس در گرو اعمال خویش است/ مدثر 38) 

(ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم)

 مطالب مرتبط:

ادب دعا (1) نوشته 174 وبلاگ

از عرفه تا اضحی نوشته 168 وبلاگ

الهی نوشته 162 وبلاگ

یا... نوشته 158 وبلاگ

پدر نوشته  146 وبلاگ

اللهم نوشته  141 وبلاگ

صبر نوشته  140 وبلاگ

اللهم نوشته  135 وبلاگ

نور نوشته  54  وبلاگ

 

 

  یا مقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحوب و الاحوال

حول حالَنا الی أحسن الحال

 لینک نوشته‌های سال گذشته‌ام درباره چهارشنبه سوری و نوروزhttp://40maktoub.persianblog.ir/1385/12/26/ 

http://40maktoub.persianblog.ir/1385/12/19/ 

   + مهدی رزاقی - ۸:٥٢ ‎ب.ظ ; ٢٧ اسفند ۱۳۸٦

ادب دعا(4)- (قسمت ماقبل آخر)

ادب دعا(4)- (قسمت ماقبل آخر)
(187)
   هدیه به دوست گرامی جناب آقای علی‌رضا نصیری


  دعا کردن در حق دیگران و نیکی خواستن برای آنان، در برآورده شدن (اجابت سریع‌تر) حاجات خیر خود فرد نیز می‌تواند که مؤثر باشد (اشاره‌ای هم به عبارت "رحم کن تا رحم به تو شود")؛ این نگرش، امروزه در مباحث رفتاری و روانی نیز توصیه و تأکید می‌شود.


  نقل امام حسن(ع) درباره حضرت فاطمه(س) و کیفیت دعا کردن آن حضرت در تمام آن مدت زمان در حق دیگران و هیچ نخواستن برای خود، نقل معروفی است؛ زمانی که امام حسن از علت دعا نکردن حضرت زهرا، برای خود جویا می‌شوند، ایشان در جواب، عبارت مشهور "الجار ثم الدار"(اول همسایه، سپس خانه) را بیان می‌فرمایند.


   در میان دعاهای افراد برای دیگران، برخی از دعاها بسیار مورد توجه قرار گرفته‌اند که از آن جمله، می‌توان دعای مادر در حق فرزند یا دعای پدر در حق فرزند را برشمرد -دعای پدر در حق فرزندش، مانند دعای پیامبر برای قومش بیان شده است(الدعا والد لولده کالدعا النبی لأمته).


   دعای جمعی یکی دیگر از سفارشات، برای امید به اجابت دعاست. این توجه به جماعت را در احکام جمعی اسلام نیز می‌توان سراغ گرفت که "حج"، شاید که عظیم‌ترین جلوه آن باشد(ید الله مع الجماعة).


   این نگاه جمع‌گرایانه را امروزه علاوه بر مباحث عمومی رفتاری و روان‌شناسی و اجتماعی، در مباحث مدیریتی نیز می‌توان سراغ گرفت. موضوعاتی نظیر توجه به سینرژی یا هم‌افزایی، از پیشنهادات جدی حاصل از نتایج این گونه مطالعات است. در این فضا، 2 + 2 ممکن است که بیشتر از 4 یا کمتر از آن شود. دعا را می‌توان مانند بردارهای نیرو دانست که وقتی گروهی هماهنگ و هم سو و هم جهت به آن می‌پردازند، بردار برایندی را ایجاد می‌کنند که قطعاً از هر یک از آنان قوی‌تر است. البته نباید فراموش کنیم این "یک‌پارچگی"، شرط تحقق این امر است وگرنه شبیه بردارهایی می‌شوند که همدیگر را دفع می‌کنند و ممکن است که اصلاً نتیجه صفر باشد یا حتی در جهت منفی شود(هر حرکت یا الگوی جمعی را می‌توان بر این اساس، مورد بررسی قرار داد؛ برای مثال آنچه که اصطلاحاً مدگرایی نامیده می‌شود نیز می‌تواند مثالی از همین ایجاد بردار برایند  باشد).


   از مزایای دیگر جماعت این است که افراد ممکن است که در اثر تبادل آرا و نظرات‌شان، به ایده‌ای جدید برای حصول به هدف‌شان برسندکه در ابتدا در نظر هیچ یک از آنان نبوده باشد(مثلاً موضوع دعا).


 در دنیا سنت‌های الهی مختلفی وجود دارد.


  در بسیاری از موارد، صرفاً بر اساس دریافت نعمت و یا مواجهه‌ی فردی با بلا، نمی‌توان قضاوت کرد که در حالت اول الزاماً آن شخص، فرد نیکی یا در حالت دوم، الزاماً آن شخص، فرد خطا کاری است.


  دریافت نعمت می‌تواند از این جهت باشد که آن فرد، فرد شایسته و نیکی است و نعماتی که در دنیا دریافت کرده است، مقدمه‌ای و مژده‌ای(بشارتی) باشد برای نعمات بیشتر و بهتر در آینده و در آخرت برای او؛ اما، این تنها حالت ممکن نیست، بلکه ممکن است که نعمتی که فرد دریافت کرده باشد، از این جهت باشد که او فرد خطا کاری است که اندک نیکی‌ای نیز انجام داده است و با دریافت نعمات در این دنیا-به ازای اندک نیکی‌اش-، در آخرت تنها عذاب ببیند؛ یا ممکن است که اصلاً دریافت نعمت‌های بیشتر توسط فرد خطا کار برای افزون شدن عذاب عقبای وی باشد و این که موجب افراط، طغیان و هلاکت او شود(مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین). و بالأخره یا اینکه مهلتی به فرد باشد که شاید به سوی خدا بازگردد.(در "استدراج"، فرد به صورت تدریجی بر گناهانش افزوده می‌شود و این "مهلتی" که به وی داده شده است را به زیان خود استفاده می‌کند و ظرف گناهانش پر یا پرتر می‌شود-املاء/ استملاء -اصطلاح را دقیق در خاطر ندارم- و از سوی دیگر فرد با استمهال و مهلتی که به وی داده می‌شود، می‌تواند که برای جبران مافات قیام کند).


  در مواجهه‌ی با مصائب و بلاها نیز باز هم نمی‌توان به صورت قطعی درباره‌ی فرد قضاوت کرد که مثلاً حتماً فرد نابکاری بوده است یا برعکس. از یک سو ممکن است که مواجه شدن با مصیبت، مصداق "البلاء للولاء" باشد و اینکه "هر که در این بزم مقرب‌تر است/ جام بلا بیشترش می‌دهند"(یعنی این ابتلاء و آزمایش و موفق خارج شدن وی از آن، سبب افزون شدن درجات عالی‌اش شود تا آنجا که حضرت ابراهیم پس از نجاح در آزمایش‌های الهی به مقام امامت می‌رسد؛ یا بسیاری از پیامبران در معرض آزمایش و ابتلاء قرار می‌گیرند و نتایج خروج موفق از فتنه‌ها، موجب قرب الهی می‌شود). از سوی دیگر ممکن است که عذاب‌های دنیوی برای یک فرد خطاکار، مقدمه‌ی عذاب‌های بیشتر در عقبی باشد. در اینجا نیز عذاب ممکن است که مایه‌ی، تنبه فرد باشد و تذکر و تذکاری باشد و فرصتی باشد که فرد بیشتر متوجه خدا شود.  در حالتی دیگر، شاید ابتلاء و سختی برای فرد نیکوکاری که اشتباهاتی جزئی نیز داشته، از این حیث باشد که خداوند در همین دنیا به حساب اندک آن اشتباهات رسیدگی کرده باشد و آنها، برای آخرت و عذاب دردناک آن باقی نماند و در حقیقت فرد، پاک شده و منزه از خطاها و گناهان، در روز حساب، حاضر شود(سختی می‌تواند که موجب منزه شدن، از بین رفتن و "تکفیر گناهان فرد" شود و معصوم-به گمانم پیامبر(ص)- در بیانی می‌فرمایند:"ساعات الحُموم، کفارةٌ للذّنوب"، یعنی زمان‌های اندوهناکی یا بیماری یا تب‌دار بودن، کفاره‌ای برای گناهان است/ از سوی دیگر نیز باید دقت کرد که گاهی ممکن است که یک عمل ناشایست فرد، موجب "احباط" و از بین رفتن اعمال نیک دیگر وی نیز بشود و هم‌چنین آثار ماتقدم و ماتأخّر اعمال نیز در این‌جا قابل بحث است).


  خلاصه اینکه در بسیاری از موارد، از روی دریافت نعمت و یا مواجهه‌‌ی با سختی، نمی‌توان درباره خوب یا بد بودن فرد، قضاوت کرد.(این توضیحات را درباره نوع مرگ یک نفر نیز، می‌توان در نظر گرفت)


 اللهم اجعل عواقب امورنا خیراْ

 

   + مهدی رزاقی - ۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۸ اسفند ۱۳۸٦

ادب دعا(3)

ادب دعا(3)

(186) 

     هدیه به دوست گرامی  آقای محمد جعفر ایرانی و  آقای ابوالفضل درخشنده (http://abolfazl2321.persianblog.ir/)، برای لطف‌شان به این مجموعه نوشتارها. 

بسم الله الرحمن الرحیم  

    ... عسی ان تکرهوا شیئاً و هو خیرٌ لکم و عسی ان تحبوا شیئاً و هو شرٌ لکم و الله یعلم و انتم لا یعلمون(216 بقره).  

 خوب است که برآورده شدن خواسته‌ها و حاجت‌ها(محقق شدن/ انجام شدن) را در دعا مقید و مشروط به خیر بودن کنیم؛ چرا که ممکن است انسان به سود و زیان خود آگاهی و اشراف کامل نداشته باشد و عواقب و نتایج یا پی‌آمدهای ناشی از برآورده شدن خواسته‌اش را نداند و ممکن است که انجام شدن آن به زیان فرد باشد؛ اما خداوند از یک نگاه کلان، فراگیر و هماهنگ، خود قادر است که مناسب‌ترین را برای فرد برگزیند.   همین قرآنی که "شفاء و رحمت برای مؤمنین" است، اما "لا یزید الظالمین"، "الا خساراً"( و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمؤمنین و لا یزید الظالمین الا خسارا- 82 اسراء).  

    ... ربِّ انّی اعوذُ بکَ اَن أسئلَکَ ما لیسَ به علمٌ و الّا تغفر لی و ترْحَمْنی أکن من الخاسرین(از آیه 47 سوره هود). ... پروردگارا، همانا از تقاضا کردن آنچه که به آن علمی ندارم، به تو پناه می‌برم و اگر مرا نبخشایی و بر من رحم نکنی، از زیان دیدگان خواهم بود.

    آثار وضعی و تبعی یک واقعه ممکن است که گستره‌ی وسیعی را دربرگیرد و ممکن است که ما در هنگام درخواست کردن‌های‌مان از توجه به تمام آن جنبه‌ها غافل باشیم و اگر چنین غفلتی نباشد، گاهی ممکن است که دعا و آرزوهای ما تغییر یابد. 

   دعا به فراخور، ممکن است که برای افراد متفاوت، جایگاه‌های مختلفی نیز داشته باشد و چه بسا دعا و انابه‌ای که برای فردی فضل باشد، اما برای فرد دیگری مذموم باشد که حسنات الابرار، سیئات المقربین.

   این تعبیر تمثیلی را بیان می‌کنند که در دعا وقتی که انسان به سوی خداوند دست برمی‌دارد/ دست بلند می‌کند/ دست دراز می‌کند، خداوند نیز یا خواسته او را برآورده می‌کند، یا بهتری را برای او مقرر می‌کند و خلاصه اینکه دست خالی باز نمی‌گرداند؛ گر چه که همین توفیق دعا کردن هم خود لطفی از سوی خدا است. 

  همچنین نباید فراموش کرد که اجابت دعا نیز تابع شرایط است.  خداوند گاهی چیز بهتری را برای فرد می‌خواهد و گاهی تأخیر در اجابت، خیری برای فرد است و گاهی نیز ممکن است که شایستگی لازم برای اجابت وجود نداشته است. 

  موضوع دیگر، بلندنظری در خواستن است؛ با لحاظ کردن شرایط، در دعا انسان می‌تواند که تنها به خواسته‌های کوچک و محدود بسنده نکند؛ امام علی نقل به مضمون بیان می‌کنند که بهای شما بهشت است، خود را به کمتر از آن نفروشید و باز در آموزه‌های دینی‌مان داریم که رضا و خشنودی خداوند برتر از هر چیز دیگری است. 

  آن چنان که پیش از این اشاره شد، معلوم است که دعا، دست بر روی دست گذاشتن و منفعل شدن نیست؛ همان گونه که پیامبر آن مردی را که همسرش نزد پیامبر شکایت می‌آورد که شوهرش برای عبادت و... خانه نشین شده و از کار دست برداشته است، نهی می‌کند و یا چنین نگاهی را که فرد بنشیند و کوشش نکند بدین بهانه که خداوند روزی را می‌رساند را نفی می‌کند. 

   دعا را می‌توان نقطه مقابل این نگاه و طرز تلقی دانست. دعا عمل‌گرایی است و تصویر کردن اهداف و مرور کردن آنهاست. این موضوع را امروزه در مباحث مربوط به برنامه‌ریزی و... در الگوهایی که آرمان و اهداف کلان و جزئی و روش‌های اجرایی و بالأخره کنترل و بازخور را تعیین می‌کنند:

(vision, mission, goals, targets, feed back, control و...)

  می‌توان دید.  

   مرور اهداف، مرور خواسته‌ها، تمرکز بر اهداف و روشن شدن زوایای خواسته، از مزایای مترتب بر دعا کردن می‌تواند و باید که باشد. دعا دیدی از خواسته‌های انسان، برای او ایجاد می‌کند و با تکرار آن، این اهداف را همیشه پیش روی خود می‌بیند و برای رسیدن به آن/آنها تدبیر می‌کند و در این مسیر نیز با توکل به خداوند از او استمداد می‌کند-که این موضوع استمداد جستن، هم از نظر جنبه‌های روانی اثرگذار است و هم اینکه فرد، برای آن قسمت‌هایی که در رسیدن به هدف او مؤثر است و اما خارج از اختیار اوست، این امیدواری را می‌یابد که شرایط، منطبق با پیش‌بینی‌ها و... او پیش رود. 

  امروزه در مباحث عمومی روان‌شناسی، می‌توان با این موضوعات مواجه شد که وقتی انسان هدفی را همیشه با خود دارد و تکرارش می‌کند، احتمال رسیدن به آن، برای وی بیشتر می‌شود و در سخن امامان نیز مطالبی در این باره وجود دارد(چه نفی فکر کردن به موضوعات منفی و چه در ذهن و نیت داشتن موضوعات نیک). 

  در دعا افزون بر بیان حاجات، انسان نباید که شکرگزاری نعمات دریافت شده را یا بلایای دفع شده را فراموش کند و خوش‌تر آن است که در همه حال و برای هر وضعیت، شکرگزار باشد. "شکر نعمت نعمتت افزون کند، کفر نعمت از کفت بیرون کند".امام باقر در حدیثی که از ایشان نقل کرده‌اند، بیان می‌کنند: "نعمتی که بر آن شکر نشود، مانند گناهی است که آمرزیده نشود(برای آن توبه نشود)." 

   و انسان به ویژه در زمان روبه‌رو شدن با مصائب و مشکلات، نباید ادب بندگی را فراموش کند که خداوند کریم در توصیف بندگان صالحش بیان می‌دارد: "... واذا اصابتهم مصیبه، قالوا انا لله و انا الیه راجعون" و خوشا آنان که در کنار انجام وظایف‌شان، هر نتیجه‌ای را، هبه و هدیه الهی می‌بینند و از آن شادمان هستند و آن را نعمت و رحمت می‌دانند.

  عاشقان را بر سر خود حکم نیست

           هر چه فرمان تو باشد، آن کنند(حافظ)

  

   + مهدی رزاقی - ٤:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۱ اسفند ۱۳۸٦

ادب دعا(2)

ادب دعا(2)

(185)

در دایره قسمت ما نقطه پرگاریم     

        حکم آنچه تو فرمایی، لطف آنچه تو بنمایی

 

 گر تیغ بارد در کوی آن ماه

          گردن نهادیم الحکم لله 

گر دوست بنده را بکشد یا بپرورد

          تسلیم از آن بنده و فرمان از آن دوست

اللهم اصلح امورنا

 حرف آخر: 

  یکی از معانی عرفی دعا، خواستن و طلب کردن خواسته‌ها و حوائج است. دعا دارای وجوه دیگری نیز می‌باشد که از آن جمله اَشکالی از دعاست که مفاهیمی همچون توبه، انابه، استغاثه، استعاذه، تسبیح، تحمید، طلب هدایت و ابراز بندگی و خضوع و خشوع و فروتنی و خاکساری نزد خدا را دربر میگیرد. دعا ممکن است که مجموعاً با خواستنی همراه باشد یا نباشد؛ که در نوع اول، آن خواسته ممکن است که مادی یا غیر مادی(معنوی، روحی یا روانی) باشد؛ دعا ممکن است که فردی یا غیر فردی باشد. در نوعی از دعا که با طلب کردن همراه نیست، ممکن است که حمد خداوند، ابراز بندگی یا بیان عاطفی با خداوند مد نظر باشد.

الحمد لله رب العالمین

 اگر بر جای من غیری گزیند دوست، حاکم اوست  

    حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم 

  جایی‌ست که خواستن از افراد/ نیکان/ ابرار/ اوتاد زایل می‌شود، حالت شادی و حزن از به دست آوردن یا از دست دادن و... زایل می‌شود. لکیلا تأسوا علی مافاتکم و لا تفرحوا بما اتاکم...(و الله لا یحب کل مختال فخور- 23 حدید)

چند حرف دیگر: 

  همان گونه که برخی، مشارب/ مشرب‌های عرفانی را، به خراباتی و مناجاتی دسته بندی می‌کنند درباره دعا هم می‌توان از این عبارات بهره برد که فی المثل ادعیه مناجاتی یا خوفی یا انذاری بیشتر ناظر به جلال و قهاریت الهی است و ادعیه خراباتی یا رجائی یا تبشیری بیشتر ناظر به جمال و رحمت و رأفت الهی است.

  در همین بیت مطلع این نوشته، مرتبه‌ای از ادب بندگی دیده می‌شود. این مقام، مقام تسلیم است که فرد هر چه که از جانب خدا مقرر شود را می‌پذیرد خواه که آن لطف باشد(و دلخواه او نیز باشد) یا حکم باشد که او سر تسلیم در برابر آن فرود می‌آورد و آن را می‌پذیرد. در این مرتبه باز حسب ظاهر، فرد تفاوتی قائل می‌شود میان لطف و حکم، اما مرتبتی بالاتر مقام رضاست. اینجا خرسندی، اینجا خشنودی است به هر آنچه که خدا مقدر و مقرر کند و خواست فرد، همان تحقق اراده خداوندی می‌شود و خواست‌شان، همان می‌شود که خدا بدهد. اینجا هر چه از دوست رسد، نیکوست. 

  در مباحث مربوط به مدیریت کیفیت، واژه رضایت در "رضایت مشتری" یک نگاه حداقلی است و هم اکنون به "مشعوف کردن مشتری" می‌اندیشند؛ اما در اینجا، "مقام رضا"، همان مرتبه خشنودی است که بالاتر از آن راضی شدن و تن در دادن صرف است. رضی الله عنهم و رضوا عنه

 در مقام رضا، دعا عطری/ شمیمی فراتر از بیان حوائج و نیازهای مادی دارد. اینجا عتق و حریت است، آزادی و آرادگی است در برابر غیر و ما سوی الله . و به قول شمس تبریزی "آزادی در بی‌آرزویی است". یا به قول"احمد جامی" از حطام دنیا هم اگر نزد آنان فراوان باشد، رمه‌ای است که "میخ آن را به گِل زده‌اند و نه به دل".  

  در نقل آمده است که حتی بند کفش را هم به دعا از خداوند بخواهید. این موضوع ناشی از اتکال صرف به خداوند نیز هست؛ یعنی این که چیزی را خارج از اراده خداوند و تحقق اراده او نمی‌توان فرض کرد. اما از سوی دیگر مسلم است که این بیان، رافع مسئولیت فرد و وظایف او نیست(نقل معروف از پیامبر به فردی که شترش را رها می‌کند و می‌گوید او را به امید خدا رها کرده‌ام و پاسخ پیامبر که بیان می‌کنند که با امید به خدا، زانوبند-عقال- شتر را ببند، ناظر به همین موضوع نیز می‌تواند باشد). یا در کنار مطلب فوق یا مطالب مشابهی که از مضمون آیات مستفاد می‌شود درباره تحقق خواست خداوند، باید به آیاتی نظیر "لیس للانسان الا ما سعی" و یا "ان الله لا یغیروا ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم" نیز توجه کرد.(مانند موضوع توکل و توسل و یا معجزه، در اینجا نیز باید به این موضوع دقت کنیم که دعا، محقق شدن چیزی بدون علت و بدون سبب نیست و در اینجا نیز توجه کردن به معصومین به عنوان واسطه‌ای برای برآورده شدن حاجات رابطه‌ای طولی و کمک جستن به اذن خداوند است و قطعاً این توجه در عرض رابطه انسان و معبود یا پروردگار نیست/ علاوه بر خالقیت شأن ربوبیت نیز تنها از آن خداوند است). این موضوع شبیه بحث قضا و قدر و یا تکلیف و نتیجه است که پیش از این با تشبیه فاکتورهای مؤثر در سیستم(پارامترها و متغیرها) بیان شد. در حقیقت فرد می‌باید برای تنظیم متغیرهای مؤثر در نتیجه، اقدام کند؛ اما با توجه به اینکه پارامترهایی نیز وجود دارند که در نتیجه مورد نظر مؤثر هستند و تنظیم قطعی آنان در اختیار وی نیست، بنابراین ممکن است که نتیجه عملی به رغم کوشیدن‌ها و پیش‌بینی‌ها، منطبق با خواست فرد نباشد(مفصل این بحث، پیش از این آمده است)

 * امیدوارم که ابیات استفاده شده، درست در ذهنم بوده باشد و ممنون اگر که اشتباهات احتمالی را یادآوری کنید.

   + مهدی رزاقی - ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; ٤ اسفند ۱۳۸٦