سبکهای هنری (9)- کلاسیسم
سبکهای هنری (9)- کلاسیسم
(30/2/1391-427)
کلاسیسم
در معنای خاص به آن ادبیاتی اطلاق میشود که مربوط به آثار یونان و روم باستان یا آثاری در تقلید از آن میباشد.
بعضی از ویژگیهای مشخصکننده سبک کلاسیک بدین قرار است:
تقلید از طبیعت. به قول بوالو: «حتی یک لحظه هم از طبیعت، غافل نشوید.»
تقلید از قدما به عنوان واسطهای برای تقلید از طبیعت
عقلایی بودن
آموزندگی و زیبایی متن
پرهیز از ابهام
هماهنگی بین موضوع و طبیعت
در این سبک سه وحدت باید رعایت شود:
الف: وحدت موضوع
ب: وحدت زمان
ج: وحدت مکان
برخی از پیروان کلاسیک:
اوپتیز
لسینگ
جان میلتون
درایدن
فرانسیس بیکن
شکسپیر
گلدونی
آلفیهری
رنسار، مونتنی، کورنی، بوالو، راسین، لافونتن، بوسوئه و مادام دولافایت
تئاتر کلاسیک
اصولاً به آن عده از نمایشنامههایی اطلاق میگردد که در روم و یونان باستان وجود داشته است. "الکترا" اثر«سوفوکل»، "با کانت" اثر «اورپید» و" زن فینیقیگ اثر «آشیل» از جمله این آثار هستند. این نهضت در قرن هفدهم با «مولیر، کرنی و راسین» ادامه یافت. در آثار این مکتب هنری همواره ستایش و نمایش نیکی و جوانمردی، شجاعت، عشق، بخشش و غلبه بر بدی و کینه به چشم میخورد.
در تهیه این مجموعه نوشتارها، از "دایره المعارف ادبی، عبدالحسین سعیدیان، انتشارات ابنسینا"، "مکتبهای ادبی، رضا سید حسینی"، "دروس اختصاصی هنر- جلد اول، علیرضا کوچکی، انتشارات نورین سپاهان اصفهان"، "تقریرات دوره تاریخ هنر" جناب آقای رویین پاکباز و همچنین برخی تحقیقات جناب آقای احمد احمدی بهره برده شده است.
(مهدی رزاقی)
سبکهای هنری (8)- فوتوریسم (آیندهگرایی)
سبکهای هنری (8)- فوتوریسم (آیندهگرایی)
(21/2/1391-426)
بانی آن "فیلیپوتوماسو مارینتی"(؟) است. این حرکت قبل از جنگ جهانی در ایتالیا شکل گرفت و پیروان آن اعلام کردند که هدفشان «بیان گرداب زندگی جدید، زندگی فولاد و تب و غرور و سرعت سرسام آور میباشد.»
فوتوریسم(آینده گرایی- futurism )
این سبک را مارینتی نویسنده ایتالیایی پدید آورد. در این سبک بیان شعری را-که حاوی احساسات، تغزلات و کلمات پر طمطراق بود- کنار زدند و بیان ساده جایگزین آن شد. مارینتی باور داشت که در عصر ماشین و فن، هر کشف و شهودی باید کنار رود و «ادبیات»، تلاشها و سر و صداهای زندگی را بنمایاند.
در تهیه این مجموعه نوشتارها، از "دایره المعارف ادبی، عبدالحسین سعیدیان، انتشارات ابنسینا"، "مکتبهای ادبی، رضا سید حسینی"، "دروس اختصاصی هنر- جلد اول، علیرضا کوچکی، انتشارات نورین سپاهان اصفهان"، "تقریرات دوره تاریخ هنر" جناب آقای رویین پاکباز و همچنین برخی تحقیقات جناب آقای احمد احمدی بهره برده شده است.
(مهدی رزاقی)
شاعر شعرهای من(3)
شاعر شعرهای من(3)
(3/2/1391-425)
گیرم که نباشی
(یا / یا اصلاً / یا اصلاً هیچ) یادگاری هم از تو نباشد
(اما/ اما من/ من) با یادت چه کنم؟
.............................................................................
آن بود
اعجاز چشم تو
این است
ایجاز درد من
.............................................................................
تنها خود را رنجه میدارم
ور نه
جایِ سفیدِ قابِ عکس ِ برداشتهات، بر رویِ دیوار
بیشتر از هر چیز، نبودنت را به رخم میکشد.
(تنها خودم را خسته میکنم/ تنها خود را به رنجه میاندازم/ به زحمت میدارم/ ورنه اگر گریه/ اگر این هق هق مجالم دهد/ خواهم گفت/ جایِ سفیدِ قابِ عکس ِ برداشتهات، بر رویِ دیوار / بیشتر از هر چیز، نبودنت را به رخم میکشد/ به یادم میاندازد).
شاعر شعرهای من(2) – کاغذهای خط خطی
شاعر شعرهای من(2) – کاغذهای خط خطی
(20/1/1391-424)
حالا که نیستی
من برای هوا شعر میگویم
آنقدر که
عطر یادت/ یاد تو هر جا پیچیده.
حالا که نیستی برای هوا شعر میگویم
از بس که عطر تو هر جا پیچیده
آنقدر که هر جا که رو میکنم عطر تو پیچیده
.............................................................................
انگار،
که نه،
بی شک (شک ندارم)
من با دیوار حرف میزنم
از روزی که رد تو تنها در قاب خالی بر روی آن مانده.
هر چه میگویم
با دیوار حرف میزنم
از روزی که تو را تنها دیگر در قاب روی آن یافتم.
از روزی که تو را دیگر در قاب روی آن یافتم.
......................................................................
گیرم که نباشی
با یادت چه کنم؟
شاعر شعرهای من
شاعر شعرهای من
(1/1/1391-423)
من برای هوا شعر میگویم
آنقدر که
عطرت هر جا پیچیده
این روزها برای هوا شعر میگویم
از بس که عطر تو هر جا پیچیده
هزار حرف الفباء
هزار حرف الفباء
(15/12/1390-422)
در شب تنهایی
به آینه نگاه میکنم
در چشمانم، تو جا ماندهای
سلامت میگویم
آینه لال میشود
و چراغ دلم خاموش میشود
دلم میشکند
صورتم پیر میشود
چهرهام میشکند
.
.
.
و آینه هم
در چشمانم خانه کردهای
در چشمانم جا کردهای
تو در این وسعت جا ماندهای
و در هزار حرف دیگر
و هزار حرف دیگر
سبکهای هنری (7)- سمبولیسم(نماد گرایی)
سبکهای هنری (7)- سمبولیسم(نماد گرایی)
(8/11/1390-421)
سمبول به معنی نشانه، علامت(و نماد) است. در این سبک ادبی بدبینی، گرایش به متافیزیک و ایدهآلیسم به چشم میخورد.
برخی از ویژگیهای این سبک
1. نوشته و شعر از «فهم دقیق» عوام خارج میباشد.
2. توجه بیشتر به جنبه ذهنی است تا واقعیت خارجی.
3. چون انسان را گرفتار چنگال طبیعت میدانند به رؤیا و افسانه میپردازند.
4. با احساس و تصور میخواهند حالات روحی خود را با موسیقی کلمات بیان کنند.
برخی از نویسندگان این سبک:
ژان مورهآ، هنری دورنیه، روسن، رمبو، استفان مالارمه، آندرهژید،
آلدینگتن، لارنس، سی.اچ.سورله ، ویلفرداون
ولادیمیر سولوویف، الکساندر بلوک، آندره بلی، چسلاو ایوانف
هوفمانشتال اشتفان گئورگه
ماکادو، خوان رامون خیمنز
تاریخچه سمبولیسم در هنر:
در حدود 1885میلادی نهضتی در اروپا پا گرفت که بعدها مکتبی به نام سمبولیسم از آن به وجود آمد. این نهضت نزدیک به 20 سال قبل از آشکار شدن، بهطور خزنده نضج گرفت و به شکل تمایلی نو به وجود آمد. این تمایل و کشش (بهره جستن از نشان برای تعبیر وقایع، امور و عقاید) در برابر ادبیاتی که سرنوشت خود را متکی به علم میدانست و همچنین در برابر پوزیتیوسم قرار داشت. (آگوست کنت، معتقد بود که جهان 4 مرحله را گذرانده و مرحله چهارم یا پوزیتویسم کاملترین مرحله تکامل فکر است و به بحث علمی و تحقیقی میپردازد.)
سمبولیستها قصد داشتند به این عقیده پوزیتیوسیتها که «زمان بعد اساسی علم است و علم خود را با مشاهده و پیگیری پدیدههای مجزا از هم محدود میکند تا مکررات را ثبت کند و انسان را مقید سازد» پشت پا بزنند.
سمبولیسم راهی را خلاف راه علم برگزید و تحت تأثیر فلسفة «من و جهان» قرار گرفت که اساس در آن فلسفه «فضا و مکان» است و نه «زمان».
اساس کار فلسفه «من و جهان» بر این دو و تأثیر متقابلشان بر هم استوار است و این مجموعه فقط در «مکان و فضا» در خور اهمیت است و در این دو قرار دارد و زمان در خور توجه نیست. به عقیدة برخی، سمبولیسم با پذیرفتن چنین موقعیتی، علیرغم خصوصیات ایدهآلیستی، بیش از مدعیان رئالیسم، واقعیتگرا جلوهگر میشود. یعنی سمبولیسم از ویران کردن واقعیت پیچیده زندگی سرپیچی میکند، حال آنکه علم بهطور دائم در صدد تجربه و تجزیة عوامل موجود در طبیعت است و این وحدت را ویران میکند.
آنها جهان را مجموعهای از نشانهها میدانند، اما نه به معنی «تصویر جانشین شده یک مفهوم انتزاعی» بلکه سمبول همان چیزی است که توسط انسان دیده شده است؛ اما نه انسانی که خود را به عنوان «مرکز جهان» میپندارد بلکه، آن که او نیز به نوبة خود توسط اشیاء و امور دیده شده است.
هر آنچه در پیرامون یک سمبولیست وجود دارد فضای زندگانی اوست و در اثرش نباید بازگشت به گذشته مشهود باشد، چون در این صورت، «زمان»، بعد اصلی میشود.
البته نباید فراموش کرد که ریشههای سمبولیسم را باید در پیشتر جست. در آثار افلاطون و لوکوفون و بعد هم لیون و بعضی رمانتیکهای آلمانی مانند هولدرلن و نوالیس (Novalis) . اما این مکتب به عنوان یک شیوه مستقل، زایده ذوق و روح بودلر، شاعر فرانسوی، است و او نیز از ادگارآلنپو امریکایی تأثیر گرفته است.
بودلر در سال 1875 با انتشار «گلهای بدی» هیاهوی بسیاری به پا کرد: اما به دلیل شعرهای پارناسین او، این مجموعه کمتر اثر گذار شد.
البته بودلر خود بنیانگذار زبان سمبولیک نشد، بلکه نمونههای او مبنای کاری برای دیگران گشت.
در نظر او، لفظ از لحاظ شعری ارزش داشت و معتقد بود که باید عوام از درکش عاجز باشند.
- شاعران نوجویی که از پارناسین خسته شده بودند، هرزگاهی جمع میشدند و آثار خود را انتشار میدادند. که در ابتدا محافل ادبی به آن بیتوجه بودند و با تمسخر به آن مینگریستند. اما با پیوستن کسانی چون «ورلن، مالارمه، شارلکر، مورهآ، فرانسوا کوپه و هردیا» به آنها، مجبور شدند در رد آنان بکوشند و چون رفتار و کردار آنها با آداب آن زمان وفق نداشت به آنها شاعران منحط میگفتند و آنها هم این نام را پذیرفتند و با همان، به راه خود ادامه دادند. ژول لافورگ مشهورترین شاعر دوران انحطاط است و پس از مرگ لافورگ پیروان این مکتب دیگر کلمه انحطاط را کافی ندانستند و بعد نسل جوان آن روز سمبولیسم را برای خود برگزیدند.
سمبولیسم در سال 1890 به اوج خود رسید و خود را از قید قواعد مشکل وزن و قافیه رها ساخت و با کمک الفاظ، فکر را زینت میداد و زیبا میساخت و میکوشید تا به ایجاد «فکر مطلق» بپردازد.
سمبولیسم آمیختهای بود از فلسفه آرمانگرایی(ایدهآلیسم)، متافیزیک و بدبینیهای شوپنهاور. در نتیجه آنها در عمق «سوپژکتیویسم» فرورفتند و مطلوبشان، مناظر مبهم و نیمه تاریکی بود که در آن به سیر میپرداختند.
به نظر آنها هیچ چیز ثابت و لایتغیر نیست، بلکه «طبیعت»، خیالی است متحرک. طبیعت، ادراکی است که ما به وسیله حواس، از آن داریم و از ما جدا نیست و با ما اتحاد وجودی دارد.
سمبولیسم بار دیگر، رؤیای زدوده شده به وسیله پوزیتیوسیم و رئالیسم را به ادبیات آورد.
طبیعت سمبولی است از وجود انسان و وصف و تجسم مناظر آن، افشای اسرار روح است. رمز سمبولیسم در وجود بیان همین پیچیدگیهاست در زبانی گنگ. البته همة آنها این ابهام و تاریکی را نپذیرفتند بلکه دستهای با تغییر شعر قدیم، تخیلات خود را آشکارتر بیان میکردند.
دسته دیگر قالب پارناسی را منکر شدند و زبان عامیانه را برای بیان احساس خود برگزیدند و بدین ترتیب زمینة ایجاد شعر آزاد فراهم آمد.
سمبولیسم از عالم شعر هم گذشت و به تئاتر راه یافت. نمایشنامههای «موریس مترلینگ» با استفاده از عرفان خاص سمبولیستها شکل گرفت. او دانش بشر را اندک میداند و باور دارد که نیروهای نامرئی، پیرامون انسان را فرا گرفته است.
سمبولیسم به نقاشی و هنرهای تجسمی هم کشیده شد. در 1886 با ظهور «اشراق»های رمبو و ورود رانگوک به پاریس و اقامت گوگن در بروتاتی، سمبولیسم به نقاشی راه یافت.
در نقاشی دو اصل اساسی موجود است. یکی تصویرImage و دیگری استعاره یا نمادSymbel . کوششهای هنری قرن 19 بر پایه رئالیسم بود که منجر به «ناتورالیسم» در ادبیات و «امپرسیونیسم» در نقاشی شد. از سال 1885 سمبولیسم به عنوان واکنشی ایدهآلیستی ظاهر شد و هدف آن به جای نمایش صادقانه دنیای خارجی، نمایش رؤیاها با تکیه بر استعاره و فرمی تزئینی شد.
تئاتر سمبولیک(نمادین)
در این مکتب هنری، رنگها و علائم نشانههای خاصی هستند. مثلاً قرمز علامت شهوت، سیاه نشانه مصیبت، سفید نشانه پاکی و نجابت و… است. در این سبک از علائم ـ با وجود روابط معنایی ـ برای بیان مقصود استفاده میکنند. از سوی دیگر در سمبولیسم، دریافت خود را از نشانه های طبیعت بیان میدارند و هر چیز را نشانهای و نمادی میدانند
در تهیه این مجموعه نوشتارها، از "دایره المعارف ادبی، عبدالحسین سعیدیان، انتشارات ابنسینا"، "مکتبهای ادبی، رضا سید حسینی"، "دروس اختصاصی هنر- جلد اول، علیرضا کوچکی، انتشارات نورین سپاهان اصفهان"، "تقریرات دوره تاریخ هنر" جناب آقای رویین پاکباز و همچنین برخی تحقیقات جناب آقای احمد احمدی بهره برده شده است.
(مهدی رزاقی)
تفال
تفال
اما چرا
هی هر چه اتفاقی
قندان و استکانها را
در سینی میچینم
یا هر چه کفشهایم را . . .
جفت میشوند
در گوش من
دیگر صدای زنگ نمیآید؟
شعر از آن مرحوم قیصر امین پور
سیب
برای دل و هوای شبخوان عزیزمان
چه مهربان است مرد عکاس
وقتی دل من میبیند
به لبهایت "سیب" حکم میکند
سبکهای هنری (6)- رئالیسم
سبکهای هنری (6)- رئالیسم
(11/10/1390-414)
پیروی از واقعیت، دوری از تخیل، دخالت ندادن احساسات، مشاهده و بررسی دقیق واقعیتهای زندگی، درک صحیح علّتها و آنچه بر زندگی مؤثر است،از ویژگیهای اصلی این گونة ادبی میباشد.
برخی از پیروان این مکتب:
بالزاک
گوستاو فلوبر
استاندال
چارلز دیکنز
هنری جیمز
تولستوی
داستایوفسکی
ماکسیم گورگی
شولوخف
گالدوس
ماتاولی
ایبسن
استریندبرگ
تئاتر رئالیسم(واقعگرا)
پس از رمانتیسم، رئالیسم قدم به میدان گذاشت که در آن حقیقت را چه زشت و چه زیبا آنطور که هست نمایش میدهند. این سبک نیز به تحقیق، درباره حالات نفسانی و زندگی آدمی میپردازد
در تهیه این مجموعه نوشتارها، از "دایره المعارف ادبی، عبدالحسین سعیدیان، انتشارات ابنسینا"، "مکتبهای ادبی، رضا سید حسینی"، "دروس اختصاصی هنر- جلد اول، علیرضا کوچکی، انتشارات نورین سپاهان اصفهان"، "تقریرات دوره تاریخ هنر" جناب آقای رویین پاکباز و همچنین برخی تحقیقات جناب آقای احمد احمدی بهره برده شده است.
(مهدی رزاقی)
سبکهای هنری (5)- رمانتیسم
سبکهای هنری (5)- رمانتیسم
(21/9/1390-413)
به معنای خیالانگیزی است و چون نویسندگان این شیوه به اندیشه خود جولان و پرواز میدادند آنها رمانتیک میگفتند و پیروان این سبک در نظم و نثر این نام را پذیرفتند، هر چند که در ابتدا، این نام برای تمسخرشان به آنها گفته میشد.
اصول و قواعد رمانتیسم:
آزادی: هنرمند باید از فشارهای اجتماعی، قوانین، اخلاق و موهومات بر کنار باشد تا بتواند از ذوق و استعداد خود الهام بگیرد.
شخصیت هنرمند: به جای انتخاب قهرمان از اساطیر و افسانهها، میتواند رنجها و خواهشهای همنوعان خود را بازگو کرد.
رمانتیک در رؤیا و احساس خود خلوت میکند و زمان و گذران عمر برای او اندوهی عظیم است.
خیال پردازی: آنطور که هست نباید تصور کرد بلکه آنطور که باید باشد، تصور کنید که این هم با تخیل، امید و آرزو به دست میآید.
افسون سخن: لفظ، تنها، ظرف کلام نیست، بلکه خود فیذاته ارزش دارد.
احترام به دین: در قرن هجدهم غالب نویسندگان، به دین بیتوجه بودند، اما آنها دین را محترم میشمردند.
برخی از پیروان رمانتیسم:
شاتوبریان
مادام دوستال
لامارتین
هوگو
ژرژسان
آلفره دوموسه
الکساندردوما (پدر و پسر)
ریچارد سن
والتر اسکات،
کلریج
لرد بایرون
ویلهلم شلگل
فردریک شلگل
گوته
شیللر
هوفمان
هنریش فن کلاست
هنرش هاینه
ژوکوفسکی
الکساندر پوشکین
لرمانتف
آدام میتسکویچ
رومانزونی
زوریلا
خوزه دواسپرونسداد
کیشفالودی
تئاتر رمانیتک
پس از رنسانس و انقلاب کبیر فرانسه بیشتر شئون زندگی در اروپا دگرگون شد. پیش از آن، در مکتب کلاسیک، غلبه همیشگی خوبی بر بدی وجود داشت و یک وصف ثابت دیده میشد و همچنین جلوههای مذهبی، ملی و… از عوامل اصلی تئاتر در این دوره بود. اما در رمانتیک زشتی، بدی، خوبی و نیکی همیشه در حال تغییر میباشند. بررسی و تشریح حالات فردی از دیگر آیتمهای موجود در این سبک میباشد.
در تهیه این مجموعه نوشتارها، از "دایره المعارف ادبی، عبدالحسین سعیدیان، انتشارات ابنسینا"، "مکتبهای ادبی، رضا سید حسینی"، "دروس اختصاصی هنر- جلد اول، علیرضا کوچکی، انتشارات نورین سپاهان اصفهان"، "تقریرات دوره تاریخ هنر" جناب آقای رویین پاکباز و همچنین برخی تحقیقات جناب آقای احمد احمدی بهره برده شده است.
(مهدی رزاقی)
سبکهای هنری (4)- پره رمانتیسم
سبکهای هنری (4)- پره رمانتیسم
(8/9/1390-412)
پره رمانتیسم
به معنی "پیش از رمانتیسم" است و مکتبی بود که در بین زمان کلاسیک و رمانتیسم ایجاد گردید.
این مکتب در حقیقت واسطهای بود برای تبدیل مکتب رسمی، خشک و جمود کلاسیک به رمانتیسم. برای رسیدن به دوران اعتلای رمانتیسم،دوره پره رمانتیسم در ادبیات فرانسه ایجاد گردید. آغاز این دوره را از نیمه دوم قرن 18 دانستهاند. آغازگر این مکتب را ژانژاک روسو با نوول «هلوئیز جدید» میتوان دانست. او در این اثر به بررسی یا بیان احساسهای درونی آدمی و احوال روح انسانی پرداخته که این امر، خود به معنای مخالفت با قراردادهای کلاسیک بود.
«دیدهرو»، گردآورنده دایرهالمعارف کبیر فرانسه، هم آثاری شبیه به سبک رمانتیسم از خود به جای گذاشته و در حقیقت میتوان گفت که او نوید ظهور مکتبی جدید را داده است. این حرکت تدریجی تا آغاز قرن نوزدهم ادامه داشت و سرانجام قوانین عقلی خشک و بیروح، جای خود را به خواهشهای دل و تمنیات باطنی سپرد.
بعد از فرانسه این مکتب پا به نقاط دیگر جهان هم گذارد و برای مثال «برناردن دوسن پیر» و «شاتوبریان» از جمله نویسندگانی بودند که موجب گسترش این سبک ادبی گردیدند.
پرهرمانتیستها برای بیان احساسات جدید در پی سرمشقهای دیگری بودند و در انگلیس و آلمان ـ که ادبیات آزادتر بود ـ توانستند که فضایی را برای این تمرین بیابند
برخی از پیروان پرهرمانتیسم:
ادوارد یانگ
توماسگری
سالمون گسنر
ولفگانگ گوته
فردریخ شیلاو
ولتر
دیدهرو
لوئیس مرسیه
قابل ذکر است که رمان نیز در این میان، رفتهرفته راه خود را باز مییابد و نویسندگان به بیان احساسات، واقعیات زندگانی و توصیف زندگی بورژواها میپردازند.
در تهیه این مجموعه نوشتارها، از "دایره المعارف ادبی، عبدالحسین سعیدیان، انتشارات ابنسینا"، "مکتبهای ادبی، رضا سید حسینی"، "دروس اختصاصی هنر- جلد اول، علیرضا کوچکی، انتشارات نورین سپاهان اصفهان"، "تقریرات دوره تاریخ هنر" جناب آقای رویین پاکباز و همچنین برخی تحقیقات جناب آقای احمد احمدی بهره برده شده است.
(مهدی رزاقی)
سبکهای هنری (3)- پارناسیسم
سبکهای هنری (3)- پارناسیسم
(1/9/1390-411)
پارناسیسم Parnassism (هنر برای هنر)
این مکتب در قرن نوزدهم میلادی ظهورکرد. عدهای از شاعران و نویسندگان رمانتیک، از جمله ویکتور هوگو، هنر برای هنر را میستودند؛ او میگفت: "در شعر، صرفنظر از موضوع و نتیجه، لفظ و زیبایی نیز باید در نظر گرفته شود."
«تئوفیل گوتیه» -که در آغاز رمانتسیت بود- معتقد است هنر برای هنر امر پر ارزشی است و نباید مفید بودن شعر یا اثری را (در سبک پارناس) اصل فرض نمود، زیرا اگر چیزی مفید باشد، دیگر زیبا نیست.
این نویسندگان، وزن و قافیة شعر را سخت میستایند و هنر را، «وسیله» نمیدانند.
در سال 1866 «لوکنت دولیل» مجموعه شعری را از شاعران مختلف جمعآوری کرد که در ستایش هنر بود و آن را پارناس نامید. (پارناس کوهی است در یونان که بنا به اسطیر یونانیان آپولون خدای شعر و موسیقی در آن بسر میبرد.)
ویژگیهای این مکتب:
در انتخاب شکل و بیان، بسیار دقیق عمل میکنند.
احساسات و آرزوهای سراینده، دخالت داده نمیشود.
قافیه باید مورد توجه قرار گیرد و رعایت شود.
در تهیه این مجموعه نوشتارها، از "دایره المعارف ادبی، عبدالحسین سعیدیان، انتشارات ابنسینا"، "مکتبهای ادبی، رضا سید حسینی"، "دروس اختصاصی هنر- جلد اول، علیرضا کوچکی، انتشارات نورین سپاهان اصفهان"، "تقریرات دوره تاریخ هنر" جناب آقای رویین پاکباز و همچنین برخی تحقیقات جناب آقای احمد احمدی بهره برده شده است.
(مهدی رزاقی)
سبکهای هنری (3)- پارناسیسم
(1/9/1390-411)
پارناسیسم Parnassism (هنر برای هنر)
این مکتب در قرن نوزدهم میلادی ظهورکرد. عدهای از شاعران و نویسندگان رمانتیک، از جمله ویکتور هوگو، هنر برای هنر را میستودند؛ او میگفت: "در شعر، صرفنظر از موضوع و نتیجه، لفظ و زیبایی نیز باید در نظر گرفته شود."
«تئوفیل گوتیه» -که در آغاز رمانتسیت بود- معتقد است هنر برای هنر امر پر ارزشی است و نباید مفید بودن شعر یا اثری را (در سبک پارناس) اصل فرض نمود، زیرا اگر چیزی مفید باشد، دیگر زیبا نیست.
این نویسندگان، وزن و قافیة شعر را سخت میستایند و هنر را، «وسیله» نمیدانند.
در سال 1866 «لوکنت دولیل» مجموعه شعری را از شاعران مختلف جمعآوری کرد که در ستایش هنر بود و آن را پارناس نامید. (پارناس کوهی است در یونان که بنا به اسطیر یونانیان آپولون خدای شعر و موسیقی در آن بسر میبرد.)
ویژگیهای این مکتب:
در انتخاب شکل و بیان، بسیار دقیق عمل میکنند.
احساسات و آرزوهای سراینده، دخالت داده نمیشود.
قافیه باید مورد توجه قرار گیرد و رعایت شود.
در تهیه این مجموعه نوشتارها، از "دایره المعارف ادبی، عبدالحسین سعیدیان، انتشارات ابنسینا"، "مکتبهای ادبی، رضا سید حسینی"، "دروس اختصاصی هنر- جلد اول، علیرضا کوچکی، انتشارات نورین سپاهان اصفهان"، "تقریرات دوره تاریخ هنر" جناب آقای رویین پاکباز و همچنین برخی تحقیقات جناب آقای احمد احمدی بهره برده شده است.
(مهدی رزاقی)
سبکهای هنری (2)- اومانیسم
سبکهای هنری (2)- اومانیسم
(8/8/1390-410)
اومانیسم Humanism (انسان گرایی)
اومانیسم از کلمه Homo لاتین به معنی انسان و اومانیسم به معنی انسان محوری میباشد و به معنای اخص نهضتی بود که در قرن 14 میلادی به عنوان واکنشی بر ضد رفتار و نفوذ اولیاء دین کلیسایی و فلسفه قرون وسطی ایجاد گردید.
این نهضت با جنبش اصلاح دینی در اروپا بروز نمود و سرانجام، اومانیستها به مذهب پروتستان گرویدند و «عذابنگاری» را در هنر ترک کردند و به جنبههای شورآفرین زندگی روی آوردند.
این مکتب در همه کشورها در یک زمان به وجود نیامد و مثلاً در فرانسه یک قرن دیرتر از ایتالیا ایجاد شد.
در ایتالیا عدهای به جای مدح دینی، به توصیف زیبایی پرداختند و دوباره به آثار ادبی وهنری روم و یونان متوجه گردیدند و برای احیاء آن کوشیدند. به عنوان نخستین کسانی که به هنرهای باستانی روی کردند، میتوان از بوکاچیو و پترارک نام برد.
این آغاز به فصلهایی از قرار زیر انجامید:
- تحصیل زبان و ادب و تقلید از آثار یونان و روم قدیم.
- کاوشهای باستانشناسی
- رویکرد به زبان مردة رومی و یونانی به جای زبان عامه.
در فرانسه این مکتب در نیمه قرن شانزدهم آشکار شد و یک مجمع هفت نفری به نام پلئیاد Pleiade تشکیل شد که رنسار نیز از جمله آنان بودند.
تئاتر اومانیست(انسانگرا-هیومنیست)
تئاتر انسانی شیوهای است که در آن درامنویس، کیفیات روحی انسان را بررسی میکند.
در تهیه این مجموعه نوشتارها، از "دایره المعارف ادبی، عبدالحسین سعیدیان، انتشارات ابنسینا"، "مکتبهای ادبی، رضا سید حسینی"، "دروس اختصاصی هنر- جلد اول، علیرضا کوچکی، انتشارات نورین سپاهان اصفهان"، "تقریرات دوره تاریخ هنر" جناب آقای رویین پاکباز و همچنین برخی تحقیقات جناب آقای احمد احمدی بهره برده شده است.
(مهدی رزاقی)
نظرات ()
